حالت مفعولی (آکوزاتیو): den و einen (Akkusativ: den, einen)
مفعول مستقیم جمله، یعنی چیزی که کار روی آن انجام میشود، در حالت آکوزاتیو است. فقط در اسمهای مذکر حرف تعریف عوض میشود: der به den و ein به einen تبدیل میشود. حرف تعریف مؤنث، خنثی و جمع تغییری نمیکند. بسیاری از فعلها مفعول آکوزاتیو میگیرند و بعد از حرف اضافهٔ für هم همیشه آکوزاتیو میآید.
Das Objekt im Satz steht im Akkusativ. Nur bei maskulinen Nomen ändert sich der Artikel: der wird den, ein wird einen. Die, das und eine bleiben gleich, der Plural auch. Viele Verben brauchen den Akkusativ, zum Beispiel haben, sehen, kaufen, suchen und brauchen. Nach für steht immer der Akkusativ.
آکوزاتیو چیست؟ فاعل و مفعول
در هر جمله کسی کاری انجام میدهد و گاهی این کار روی چیزی یا کسی انجام میشود. کسی که کار را انجام میدهد فاعل است و در آلمانی در حالت نومیناتیو میآید. چیزی که کار روی آن انجام میشود مفعول مستقیم است و در حالت آکوزاتیو میآید.
برای پیدا کردن فاعل میپرسیم wer؟ یعنی «چه کسی؟». برای پیدا کردن مفعول میپرسیم wen؟ برای آدمها و was؟ برای چیزها، یعنی «چه کسی را؟» و «چه چیزی را؟».
در فارسی مفعولِ معین را با «را» نشان میدهیم: «پریسا کیک را میپزد.» آلمانی «را» ندارد؛ به جای آن حرف تعریف عوض میشود. اما این تغییر فقط در اسمهای مذکر دیده میشود.
| Parisa sucht den Zucker. | پریسا دنبال شکر میگردد. |
| Der Zucker steht oben im Regal. | شکر بالای قفسه است. |
| Parisa backt den Kuchen. | پریسا کیک را میپزد. |
تنها تغییر: der به den، ein به einen
در آکوزاتیو فقط حرف تعریفِ مذکر عوض میشود: der میشود den و ein میشود einen. همین تغییر در kein و mein هم دیده میشود و آنها keinen و meinen میشوند.
حرف تعریفِ مؤنث، خنثی و جمع هیچ تغییری نمیکند: die همان die میماند، das همان das و eine همان eine. پس کل راز آکوزاتیو در سطح A1 همین یک جمله است: فقط مذکر عوض میشود.
برای همین، جنس هر اسم را همراه خودش حفظ کنید. اگر بدانید Kuchen مذکر است، میدانید که در جایگاه مفعول den میگیرد.
| Arman nimmt einen Korb. | آرمان یک سبد برمیدارد. |
| Ich habe keinen Hund. | من سگ ندارم. |
| Ich sehe die Frau. | من آن زن را میبینم. |
| Ich kaufe das Buch. | من کتاب را میخرم. |
فعلهایی که مفعول آکوزاتیو میگیرند
بیشتر فعلهایی که در سطح A1 یاد میگیرید مفعول مستقیم دارند و بعد از آنها آکوزاتیو میآید؛ مثل haben به معنای «داشتن»، brauchen «لازم داشتن»، sehen «دیدن»، suchen «دنبال چیزی گشتن»، kaufen «خریدن»، nehmen «برداشتن»، essen «خوردن» و möchten «خواستن».
یک عبارت پرکاربرد هم هست: es gibt به معنای «وجود دارد». در این عبارت، چیزی که وجود دارد مفعول است، نه فاعل؛ پس اسم مذکر بعد از آن einen میگیرد.
| Dann sieht Arman einen Luftballon. | بعد آرمان یک بادکنک میبیند. |
| Aber sie braucht noch Zucker und Eier. | اما او هنوز شکر و تخممرغ لازم دارد. |
| Ich möchte einen Kaffee. | من یک قهوه میخواهم. |
| Es gibt einen Park. | یک پارک وجود دارد. |
حرف اضافهٔ für: همیشه آکوزاتیو
کلمهٔ für به معنای «برای» است. بعد از für همیشه آکوزاتیو میآید؛ پس اسم مذکر بعد از آن حرف تعریف den یا einen میگیرد. مؤنث، خنثی و جمع مثل همیشه عوض نمیشوند.
حرفهای اضافهٔ دیگری هم هستند که همیشه آکوزاتیو میگیرند و آنها را بعداً یاد میگیرید. فعلاً همین یکی را خوب به خاطر بسپارید.
| Die Eier sind für den Kuchen. | تخممرغها برای کیک هستند. |
| Das Geschenk ist für einen Freund. | این هدیه برای یک دوست است. |
| Der Tee ist für die Mutter. | چای برای مادر است. |
ضمیرها: er میشود ihn
ضمیرها هم در آکوزاتیو شکل خود را دارند. در سطح A1 مهمترین تغییر این است: ضمیر er در جایگاه مفعول ihn میشود. اما sie و es عوض نمیشوند.
پس در سومشخص، ضمیر هم مثل حرف تعریف رفتار میکند و فقط مذکر تغییر میکند. ضمیرهای «من» و «تو» هم در آکوزاتیو شکل تازهای دارند که در درسهای بعد میآید. چون Luftballon مذکر است، به جای آن در جایگاه مفعول ihn میگوییم.
| Der Hund sieht den Luftballon und bellt. | سگ بادکنک را میبیند و پارس میکند. |
| Der Hund sieht ihn. | سگ آن را میبیند. |
| Die Tasche? Ich kaufe sie. | کیف؟ آن را میخرم. |
| Nominativ | Akkusativ | |
|---|---|---|
| maskulin | der / ein Luftballon | den / einen Luftballon |
| feminin | die / eine Kasse | die / eine Kasse |
| neutral | das / ein Regal | das / ein Regal |
| Plural | die Eier | die Eier |
مثالها
| Arman nimmt einen Korb. | آرمان یک سبد برمیدارد. |
| Parisa sucht den Zucker. | پریسا دنبال شکر میگردد. |
| Sie kaufen den Zucker, die Eier und den Luftballon. | آنها شکر، تخممرغها و بادکنک را میخرند. |
| Die Eier sind für den Kuchen. | تخممرغها برای کیک است. |
اشتباههای رایج
Ich habe ein Hund.
✓ Ich habe einen Hund.کلمهٔ Hund مذکر است و بعد از haben مفعول است. پس ein باید einen بشود.
Arman sucht der Zucker.
✓ Arman sucht den Zucker.شکر چیزی است که آرمان دنبالش میگردد، یعنی مفعول است. اسم مذکر در جایگاه مفعول به جای der حرف تعریف den میگیرد.
Ich brauche einen Tasche.
✓ Ich brauche eine Tasche.کلمهٔ Tasche مؤنث است و حرف تعریفِ مؤنث در آکوزاتیو عوض نمیشود. فقط مذکر تغییر میکند؛ همهٔ حرفهای تعریف را عوض نکنید.
Das ist für der Kuchen.
✓ Das ist für den Kuchen.بعد از für همیشه آکوزاتیو میآید. کلمهٔ Kuchen مذکر است، پس der باید den بشود.
Den Hund bellt.
✓ Der Hund bellt.اینجا سگ خودش کار را انجام میدهد، پس فاعل است و در نومیناتیو میماند. فقط مفعول مستقیم آکوزاتیو میگیرد.
داستان این درس
Armans Geburtstag — داستان کوتاه آلمانی سطح A1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.