گرامر · همهٔ داستان‌ها

برای چه؟ um … zu و damit — و نه فقط …، بلکه … هم (Wozu? um … zu, damit — und nicht nur …, sondern auch)

سطح B1

هدف را با um … zu یا با damit بیان می‌کنند. um … zu وقتی درست است که هر دو بخش یک فاعل داشته باشند. damit وقتی لازم است که فاعل‌ها متفاوت باشند. سؤال مربوط به آن Wozu است، یعنی برای چه. با نه فقط …، بلکه … هم دو چیز را به هم وصل می‌کنند که هر دو درست‌اند.

Einen Zweck nennt man mit um … zu oder mit damit. Um … zu passt, wenn beide Teile dasselbe Subjekt haben: Mara nimmt die Treppe, um sich zu beruhigen. Damit braucht man, wenn die Subjekte verschieden sind: Sie packt Obst ein, damit er nicht immer Krankenhausessen isst. Die Frage dazu ist Wozu? Mit nicht nur …, sondern auch verbindet man zwei Dinge, die beide gelten.

بیان هدف در آلمانی: برای چه؟

وقتی می‌خواهیم بگوییم کاری را برای چه هدفی انجام می‌دهیم، در آلمانی دو ساخت داریم: um … zu و damit. هر دو را معمولاً در فارسی با «تا» یا «برای اینکه» ترجمه می‌کنیم. سؤالِ مربوط به هدف با کلمهٔ wozu پرسیده می‌شود، یعنی «برای چه» یا «به چه منظور».

انتخاب بین این دو ساخت به یک سؤال ساده بستگی دارد: آیا کسی که کار اول را انجام می‌دهد، همان کسی است که کار دوم را انجام می‌دهد یا نه؟

Jonas brauchte das Ladekabel, um sein Handy aufzuladen.یوناس کابل شارژ را لازم داشت، تا گوشی‌اش را شارژ کند.
Wozu lernst du Deutsch? — Um in Deutschland zu studieren.برای چه آلمانی یاد می‌گیری؟ — برای اینکه در آلمان درس بخوانم.

um … zu: وقتی فاعل یکی است

اگر فاعل هر دو بخش جمله یکی باشد، از um … zu استفاده می‌کنیم. بخش دوم فاعل ندارد؛ um در ابتدای آن می‌آید و مصدر با zu در آخر آن. در فعل‌های جداشدنی، zu بین پیشوند و فعل قرار می‌گیرد و همه با هم نوشته می‌شوند، مثل aufzuladen یا abzuholen.

بخش هدف معمولاً با ویرگول از جملهٔ اصلی جدا می‌شود. اگر هدف منفی باشد، nicht درست قبل از zu و مصدر می‌آید.

Ich gehe in die Bibliothek, um in Ruhe zu lernen.به کتابخانه می‌روم تا در آرامش درس بخوانم.
Er steht früh auf, um den Bus nicht zu verpassen.او زود بیدار می‌شود تا اتوبوس را از دست ندهد.
Sie ruft an, um mich abzuholen.او زنگ می‌زند تا دنبالم بیاید.

damit: وقتی فاعل‌ها متفاوت‌اند

اگر کسی کاری انجام دهد تا شخص یا چیز دیگری کاری بکند، باید damit به کار ببریم. بعد از damit یک جملهٔ پیرو کامل با فاعل خودش می‌آید و فعل صرف‌شده به آخر جمله می‌رود. این ترتیب برای فارسی‌زبان‌ها آشناست، چون در فارسی هم فعل در آخر جمله است.

با damit می‌شود فعل وجهی können را هم آورد، مثلاً وقتی می‌خواهیم بگوییم کسی بتواند کاری انجام دهد.

Sie arbeitete nachts und am Wochenende, damit die Station nie leer war.او شب‌ها و آخر هفته کار می‌کرد، تا بخش هیچ‌وقت خالی نباشد.
Ich spreche langsam, damit mich alle verstehen.آهسته حرف می‌زنم تا همه حرفم را بفهمند.
Die Mutter kocht Suppe, damit die Kinder etwas Warmes essen.مادر سوپ می‌پزد تا بچه‌ها غذای گرم بخورند.

مقایسه با فارسی: یک «تا» برای دو ساخت

در فارسی کلمهٔ «تا» در هر دو حالت به کار می‌رود و فرقی نمی‌کند فاعل‌ها یکی باشند یا نه. به همین دلیل فارسی‌زبان‌ها گاهی um … zu را با فاعل جدید می‌سازند. قاعده را این‌طور به خاطر بسپارید: هر وقت در جملهٔ فارسی بعد از «تا» فاعل عوض می‌شود، در آلمانی باید damit بگویید.

اگر فاعل یکی باشد، damit هم از نظر دستوری غلط نیست، اما um … zu کوتاه‌تر و طبیعی‌تر است. ساخت «برای» و مصدر هم در فارسی رایج است، ولی در آلمانی für فقط قبل از اسم می‌آید، نه قبل از مصدر با zu.

Ich lerne jeden Tag, um die Prüfung zu bestehen.هر روز درس می‌خوانم تا امتحان را قبول شوم.
Ich lerne jeden Tag mit meinem Sohn, damit er die Prüfung besteht.هر روز با پسرم درس می‌خوانم تا او امتحان را قبول شود.
Ich brauche das Geld für die Reise.این پول را برای سفر لازم دارم.

نه فقط …، بلکه … هم

ساخت nicht nur و sondern auch دو چیز را به هم وصل می‌کند که هر دو درست‌اند، و معمولاً دومی مهم‌تر یا غافل‌گیرکننده‌تر است. این ساخت دقیقاً معادل «نه فقط …، بلکه … هم» در فارسی است.

کلمهٔ sondern در ترتیب کلمات حساب نمی‌شود و بعد از آن جابه‌جایی فعل و فاعل اتفاق نمی‌افتد. اگر بخش دوم همان فعل و فاعل را داشته باشد، معمولاً آنها را تکرار نمی‌کنیم.

Ich messe nicht nur den Blutdruck, sondern ich wechsle auch den Verband.من نه فقط فشار خون را اندازه می‌گیرم، بلکه پانسمان را هم عوض می‌کنم.
Sie spricht nicht nur Deutsch, sondern auch Englisch.او نه فقط آلمانی، بلکه انگلیسی هم حرف می‌زند.
Der Film war nicht nur lang, sondern auch langweilig.فیلم نه فقط طولانی، بلکه خسته‌کننده هم بود.
SubjekteBeispiel
um … zu + InfinitivgleichMara nimmt die Treppe, um sich zu beruhigen.
damit + Nebensatzverschieden (oder gleich)Sie arbeitet nachts, damit die Station nie leer ist.
Wozu?Frage nach dem ZweckWozu brauchst du den Laptop?
nicht nur …, sondern auchzwei Dinge, beide geltennicht nur in der Berufsschule, sondern auch in der Klinik

مثال‌ها

Jonas brauchte das Ladekabel, um sein Handy aufzuladen.یوناس کابل شارژ را لازم داشت تا گوشی‌اش را شارژ کند. (یک فاعل)
Sie hatte Obst eingepackt, damit er nicht immer Krankenhausessen aß.او میوه گذاشته بود تا او همیشه غذای بیمارستان نخورد. (دو فاعل)
Wozu brauchst du den Laptop? — Um die Papiere auszufüllen.لپ‌تاپ را برای چه لازم داری؟ — برای پر کردن مدارک.
Ich messe nicht nur den Blutdruck, sondern ich wechsle auch den Verband.من نه فقط فشار خون را اندازه می‌گیرم، بلکه پانسمان را هم عوض می‌کنم.

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Bitte vergiss nichts — داستان کوتاه آلمانی سطح B1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.