گرامر · همهٔ داستان‌ها

وجه التزامی یک: نقل قول غیرمستقیم (Konjunktiv I: indirekte Rede)

سطح B2

راوی حرف کسی را با وجه التزامی یک نقل می‌کند، بی‌آنکه بگوید درست است یا نه. شکل آن ریشهٔ فعل به‌علاوهٔ -e است؛ فعل بودن شکل‌های خاص خودش را دارد. اگر این شکل با زمان حال یکی به نظر برسد، از وجه التزامی دو استفاده می‌کنند. وجه التزامی دو برای چیزهای غیرواقعی هم به کار می‌رود.

Was jemand gesagt hat, gibt ein Erzähler mit dem Konjunktiv I wieder, ohne zu sagen, ob es stimmt. Die Form ist der Verbstamm plus -e; sein hat eigene Formen. Klingt der Konjunktiv I wie das Präsens, nimmt man den Konjunktiv II. Der Konjunktiv II steht auch für das Unwirkliche.

Konjunktiv I چیست و کجا به کار می‌رود؟

Konjunktiv I شکلی از فعل است که با آن حرف کس دیگری را نقل می‌کنیم، بی‌آنکه خودمان درستی آن را تأیید کنیم. به این کار نقل قول غیرمستقیم می‌گویند. این شکل بیشتر در خبر، روزنامه، گزارش رسمی و ادبیات دیده می‌شود؛ در گفت‌وگوی روزمره آلمانی‌ها معمولاً از حالت اخباری یا Konjunktiv II استفاده می‌کنند.

وقتی روزنامه می‌نویسد که وزیر گفته وضع پایدار است، با Konjunktiv I نشان می‌دهد که این حرف وزیر است، نه نظر خود روزنامه. راوی داستان هم با همین شکل حرف‌های خانم کستنر و مرد جوان را بازگو می‌کند و فاصلهٔ خودش را با آن‌ها حفظ می‌کند.

Er habe etwas verloren, sagte er, aber er wisse nicht, was.او چیزی را گم کرده است، او گفت، اما او نمی‌داند چه چیزی.
Der Minister sagte, die Lage sei stabil.وزیر گفت که وضعیت پایدار است.
Die Polizei teilte mit, der Fahrer habe zu spät gebremst.پلیس اعلام کرد که راننده دیر ترمز کرده است.

ساختن Konjunktiv I

Konjunktiv I از ریشهٔ مصدر ساخته می‌شود، نه از شکل صرف‌شدهٔ زمان حال. ریشه را برمی‌داریم و پایانهٔ -e و شناسه را اضافه می‌کنیم. در سوم‌شخص مفرد، که در نقل قول بیشترین کاربرد را دارد، شکل‌ها این‌ها هستند: habe، wisse، müsse، komme، gehe. تغییر حرف صدادار که در زمان حال فعل‌هایی مثل fahren یا sehen دیده می‌شود، در Konjunktiv I رخ نمی‌دهد: fahre، sehe.

فعل sein استثناست و شکل‌های خودش را دارد: sei، seist، seien، seiet. برای گذشته زمان جداگانه‌ای وجود ندارد؛ habe یا sei به‌علاوهٔ اسم مفعول به کار می‌رود. برای آینده هم werde به‌علاوهٔ مصدر می‌آید.

Sie sagt, ihr Bruder komme morgen.او می‌گوید برادرش فردا می‌آید.
Er behauptet, er sei krank gewesen.او ادعا می‌کند که بیمار بوده است.
Sie erzählte, sie habe den Zug verpasst.او تعریف کرد که قطار را از دست داده است.
Er meint, er werde bald umziehen.او می‌گوید که به‌زودی اسباب‌کشی خواهد کرد.

وقتی شکل‌ها یکی می‌شوند: جانشینی با Konjunktiv II

در بسیاری از شخص‌ها، به‌ویژه اول‌شخص مفرد و همهٔ شخص‌های جمع، Konjunktiv I دقیقاً مثل زمان حال اخباری است؛ مثلاً شکل جمع فعل kommen در هر دو حالت یکی است. در این صورت خواننده نمی‌فهمد که جمله نقل قول است، پس به‌جای آن Konjunktiv II را به کار می‌برند: kämen، hätten، gingen.

اگر Konjunktiv II هم با گذشتهٔ ساده یکی باشد، که در فعل‌های باقاعده همیشه چنین است، ساختار würde به‌علاوهٔ مصدر جانشین می‌شود. جملهٔ داستان دربارهٔ مردمی که به باجه می‌آیند نمونهٔ همین جانشینی است.

Die Leute kämen an den Schalter und beschrieben eine Tasche, gemeint aber sei die Reise, die nicht stattgefunden habe.مردم به پای باجه می‌آیند و کیفی را توصیف می‌کنند، اما منظور آن سفری است که انجام نشده است.
Die Kinder sagten, sie hätten keinen Hunger.بچه‌ها گفتند که گرسنه نیستند.
Er sagt, ich hätte recht.او می‌گوید که حق با من است.
Sie sagten, sie würden morgen anrufen.آن‌ها گفتند که فردا زنگ می‌زنند.

ترتیب کلمات در نقل قول غیرمستقیم

نقل قول غیرمستقیم دو شکل دارد. می‌توانید آن را با dass بسازید؛ آن وقت جمله پیرو است و فعل صرف‌شده به آخر می‌رود. یا می‌توانید dass را حذف کنید؛ در این صورت نقل قول مثل یک جملهٔ اصلی است و فعل در جایگاه دوم می‌ماند. شکل بدون dass در متن‌های نوشتاری رایج‌تر است.

فعل گفتن می‌تواند وسط یا آخر نقل قول هم بیاید، مثل جملهٔ مرد جوان در داستان. آن وقت فعل گفتن پیش از فاعلش قرار می‌گیرد، چون نقل قول جایگاه اول را گرفته است. در فارسی فعل همیشه آخر است و فارسی‌زبان‌ها باید اینجا دقت کنند.

Sie sagte, dass sie keine Zeit habe.او گفت که وقت ندارد.
Sie sagte, sie habe keine Zeit.او گفت که وقت ندارد.
Er sei nur müde, sagte er.گفت که فقط خسته است.

تفاوت Konjunktiv I و Konjunktiv II

Konjunktiv II دو کار دارد. اول، جانشین Konjunktiv I در نقل قول می‌شود، وقتی شکل‌ها با زمان حال یکی باشند. دوم، و مهم‌تر، برای چیزهای غیرواقعی است: آرزو، شرط خیالی و امکانی که اتفاق نیفتاده است. معادل فارسی آن اغلب ماضی استمراری است، مثل «می‌توانست» یا «اگر وقت داشتم».

Konjunktiv I هیچ‌وقت معنای غیرواقعی ندارد و فقط فاصلهٔ راوی را از حرفی که نقل می‌کند نشان می‌دهد. پس «او می‌گوید که بیمار است» با sei ساخته می‌شود، اما «اگر بیمار بود، در خانه می‌ماند» با wäre.

Frau Kestner hätte ihn wegschicken können.خانم کستنر می‌توانست او را روانه کند.
Er sagt, er sei krank.او می‌گوید که بیمار است.
Wäre er krank, bliebe er zu Hause.اگر بیمار بود، در خانه می‌ماند.
Wenn ich Zeit hätte, würde ich dir helfen.اگر وقت داشتم، به تو کمک می‌کردم.

مقایسه با فارسی و نکته‌هایی برای خواندن

فارسی شکل فعلی جداگانه‌ای برای نقل قول ندارد. ما با «گفت که»، «به گفتهٔ او»، «ظاهراً» یا «گویا» همان فاصله را می‌سازیم و فعل را در زمان عادی می‌گذاریم. به همین دلیل در ترجمهٔ جمله‌های Konjunktiv I به فارسی معمولاً «گفت که» یا «به گفتهٔ او» اضافه می‌شود، حتی اگر در جملهٔ آلمانی فعل گفتن نیامده باشد.

در نقل قول ضمیرها و قیدهای زمان و مکان هم از دید راوی عوض می‌شوند: «من» به «او»، «اینجا» به «آنجا» و «فردا» به «روز بعد». در این سطح، مهم‌تر از ساختن این شکل‌ها، شناختنشان در متن است: هر جا habe، sei، wisse یا müsse دیدید، بدانید که کسی حرف دیگری را نقل می‌کند.

Sie sagte: »Ich bin morgen hier.«او گفت: «من فردا اینجا هستم.»
Sie sagte, sie sei am nächsten Tag dort.او گفت که روز بعد آنجا خواهد بود.
InfinitivPräsens (er)Konjunktiv I (er)Konjunktiv II (er)
habenhathabehätte
wissenweißwissewüsste
müssenmussmüssemüsste
gehengehtgeheginge
kommenkommtkommekäme
seinistseiwäre

مثال‌ها

Er habe etwas verloren, sagte er, aber er wisse nicht, was.گفت که چیزی گم کرده، اما نمی‌داند چه چیزی. (نقل قول)
Man müsse ihn nicht ernst nehmen.(گفت) لازم نیست او را جدی بگیرند. (نقل قول)
Die Leute kämen an den Schalter und beschrieben eine Tasche.(می‌گفت) مردم به باجه می‌آیند و یک کیف را توصیف می‌کنند. (وجه التزامی دو، چون شکل یک با زمان حال یکی است)
Frau Kestner hätte ihn wegschicken können.خانم کستنر می‌توانست او را بفرستد برود. (غیرواقعی: این کار را نکرد)

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Das Fundbüro — داستان کوتاه آلمانی سطح B2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.