گرامر · همهٔ داستان‌ها

حدس و گمان: فعل‌های وجهی ذهنی و Futur II (Vermutungen: subjektive Modalverben und Futur II)

سطح B2

فعل‌های وجهی در آلمانی فقط «باید» و «می‌توانم» نیستند؛ با آن‌ها می‌شود میزان اطمینان گوینده را هم نشان داد. muss یعنی «حتماً»، dürfte یعنی «احتمالاً»، kann و könnte یعنی «شاید». soll یعنی «می‌گویند که» و will یعنی «خودش ادعا می‌کند که». برای حدس دربارهٔ گذشته، مصدر گذشته به کار می‌رود، یعنی اسم مفعول همراه با haben یا sein. آینده‌ی کامل، یعنی Futur II، هم در گفتار برای حدس دربارهٔ گذشته به کار می‌رود، مثل «لابد … کرده است» در فارسی.

Modalverben können zeigen, wie sicher der Sprecher ist. muss: sehr sicher (Das Paket muss im Haus sein). dürfte: wahrscheinlich (Er dürfte bei der Arbeit sein). kann / könnte: möglich (Jemand könnte es gestohlen haben). soll: das sagen andere (Der Bote soll in Eile gewesen sein). will: das behauptet die Person selbst (Er will ein Paket gefunden haben). Mit dem Futur II (wird + Partizip II + haben/sein) vermutet man etwas über die Vergangenheit: Der Bote wird es bei einem Nachbarn abgegeben haben.

معنای عینی و معنای ذهنی، و مقیاس اطمینان

در سطح A1 و A2 فعل‌های وجهی را با معنای عینی‌شان یاد گرفتید: müssen یعنی «مجبور بودن»، können یعنی «توانستن» و sollen یعنی «وظیفه داشتن». در جملهٔ «باید بروی» کسی به شما کاری را تحمیل می‌کند. اما در داستان بستهٔ گم‌شده، شوهر خانم آیدین با همین muss چیز دیگری می‌گوید: او دستور نمی‌دهد، بلکه نتیجه می‌گیرد. این معنای ذهنی است؛ یعنی گوینده نشان می‌دهد چقدر از حرفش مطمئن است.

این درجه‌های اطمینان را می‌شود روی یک مقیاس چید: muss تقریباً نود و پنج درصد است و در فارسی «حتماً» ترجمه می‌شود. dürfte حدود هفتاد و پنج درصد است، یعنی «احتمالاً». kann و könnte حدود پنجاه درصد هستند، یعنی «شاید». نکتهٔ مهم این است که dürfte در معنای ذهنی تقریباً همیشه به همین شکل می‌آید و ربطی به «اجازه داشتن» ندارد.

Du musst jetzt gehen, der Zug fährt gleich.باید الان بروی، قطار الان حرکت می‌کند.
Das Paket muss irgendwo im Haus seinبسته حتماً یک جایی توی ساختمان است.
Er dürfte bei der Arbeit seinاحتمالاً سر کار است.
Er könnte krank sein.شاید مریض باشد.

حدس دربارهٔ حال و دربارهٔ گذشته

برای حدس دربارهٔ حال، بعد از فعل وجهی مصدر ساده می‌آید و sein در آخر جمله می‌نشیند، درست مثل حدسی که در بخش قبل دربارهٔ آقای ولف زده شد. اما وقتی حدس دربارهٔ اتفاقی در گذشته است، آلمانی از مصدر گذشته استفاده می‌کند که به آن Infinitiv Perfekt می‌گویند: اسم مفعول و بعد haben یا sein به شکل مصدر، مثل mitgenommen haben یا gewesen sein که هر دو در داستان آمده‌اند.

فعل وجهی خودش در زمان حال می‌ماند، چون حدس همین حالا زده می‌شود؛ فقط محتوای حدس به گذشته برمی‌گردد. فارسی‌زبان‌ها معمولاً می‌خواهند فعل وجهی را گذشته کنند، اما «حتماً آن‌جا بوده است» در آلمانی با muss و مصدر گذشته ساخته می‌شود. انتخاب میان haben و sein هم همان قاعدهٔ Perfekt است.

Er kann das Paket doch nicht einfach mitgenommen habenاو که نمی‌تواند بسته را همین‌طوری با خودش برده باشد.
Und ich dachte schon, jemand könnte es gestohlen haben!و من فکر می‌کردم شاید کسی آن را دزدیده باشد!
Herr Wolff muss den ganzen Tag unterwegs gewesen sein.آقای ولف حتماً تمام روز بیرون بوده است.

soll و will: حرف دیگران و ادعای خود فرد

دو فعل وجهی دیگر هم معنای ذهنی دارند، اما درجهٔ اطمینان گوینده را نشان نمی‌دهند، بلکه منبع خبر را: soll یعنی «می‌گویند که»؛ گوینده چیزی را از دیگران شنیده و مسئولیتش را به عهده نمی‌گیرد. خانم کایا دربارهٔ عجلهٔ پستچی دقیقاً همین کار را می‌کند و حتی می‌گوید خبر را از چه کسی شنیده است.

will یعنی «ادعا می‌کند که»؛ خود فاعل چیزی را دربارهٔ خودش می‌گوید و گوینده معمولاً به آن شک دارد. در روزنامه‌ها و اخبار هر دو بسیار رایج‌اند: خبرنگار با soll نشان می‌دهد که خبر هنوز تأیید نشده، و با will فاصلهٔ خودش را از ادعای یک شاهد یا متهم حفظ می‌کند.

Aber der Bote soll heute sehr in Eile gewesen sein.اما می‌گویند پستچی امروز خیلی عجله داشته است.
Letzte Woche will ein Nachbar ein leeres Paket im Keller gefunden haben.یکی از همسایه‌ها ادعا می‌کند هفتهٔ پیش یک بستهٔ خالی در زیرزمین پیدا کرده است.
Der Täter soll das Land bereits verlassen haben.گفته می‌شود مجرم کشور را ترک کرده است.

حدس با Futur II و Futur I در گفتار

در سطح B1 دیدید که Futur I، یعنی werden همراه با مصدر، فقط برای آینده نیست و برای حدس دربارهٔ حال هم به کار می‌رود، مثل «لابد سر کار است». Futur II از werden صرف‌شده، اسم مفعول و haben یا sein ساخته می‌شود. در نظریه برای کاری است که در آینده تمام شده، اما در گفتار روزمره تقریباً همیشه برای حدس دربارهٔ گذشته می‌آید.

معادل فارسی‌اش «لابد … کرده است» است. درجهٔ اطمینانش نزدیک به muss است و لحن آرام و مطمئنی دارد. شوهر خانم آیدین و آقای ولف هر دو با همین ساختار توضیح می‌دهند که پستچی چه کرده است. کلمه‌هایی مثل wohl یا sicher این حدس را روشن‌تر می‌کنند.

Der Bote wird es bei einem Nachbarn abgegeben haben.لابد پستچی آن را به یکی از همسایه‌ها داده است.
Der Bote wird die Etagen verwechselt haben.لابد پستچی طبقه‌ها را با هم اشتباه گرفته است.
Er wird bei der Arbeit sein.لابد سر کار است.

نکتهٔ خواندن و شنیدن، و تمرین

در خواندن و شنیدن، اول به آخر جمله نگاه کنید: اگر آن‌جا haben یا sein بعد از اسم مفعول آمده، حدس دربارهٔ گذشته است. بعد فعل صرف‌شده را ببینید تا بفهمید گوینده چقدر مطمئن است یا خبر را از کجا آورده. در اخبار رادیو گوش‌تان را برای soll تیز کنید؛ یعنی خبر هنوز قطعی نیست.

برای تمرین یک معمای کوچک را توصیف کنید، مثلاً کلیدی که گم شده یا همکاری که دیر آمده. برای هر درجهٔ اطمینان یک جمله بسازید: یکی با muss، یکی با dürfte، یکی با könnte، یکی با soll، یکی با will و یکی با Futur II. بعد جمله‌ها را بلند بخوانید و در آخر هر جمله فعل مصدری را درست بگذارید.

Der Schlüssel muss in der Jacke sein.کلید حتماً توی کاپشن است.
Mein Kollege dürfte den Bus verpasst haben.همکارم احتمالاً اتوبوس را از دست داده است.
Er will den Wecker nicht gehört haben.ادعا می‌کند صدای ساعت زنگ‌دار را نشنیده است.
FormBedeutungBeispiel
mussfast sicherDas Paket muss im Haus sein.
dürftewahrscheinlichEr dürfte bei der Arbeit sein.
kann / könntemöglichJemand könnte es gestohlen haben.
sollandere sagen esDer Bote soll in Eile gewesen sein.
willer behauptet es selbstEr will ein Paket gefunden haben.
wird … haben (Futur II)Vermutung über VergangenesDer Bote wird die Etagen verwechselt haben.

مثال‌ها

»Das Paket muss irgendwo im Haus sein«, sagte ihr Mann.شوهرش گفت: «بسته حتماً یک جایی توی ساختمان است.»
»Der Bote wird es bei einem Nachbarn abgegeben haben.««لابد پستچی آن را به یکی از همسایه‌ها داده است.»
»Aber der Bote soll heute sehr in Eile gewesen sein.««اما می‌گویند پستچی امروز خیلی عجله داشته است.»
»Letzte Woche will ein Nachbar ein leeres Paket im Keller gefunden haben.««هفتهٔ پیش یکی از همسایه‌ها ادعا می‌کند یک بستهٔ خالی در زیرزمین پیدا کرده.»

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Das verschwundene Paket — داستان کوتاه آلمانی سطح B2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.