گرامر · همهٔ داستان‌ها

جملهٔ موصولی پیشرفته: dessen، deren، wer، was، wo، worauf (Relativsätze erweitert: dessen, deren, wer, was, wo, worauf)

سطح B2

در سطح B2 جملهٔ موصولی چند شکل تازه پیدا می‌کند. با dessen و deren مالکیت را می‌گوییم، مثل «که پدر و مادرش». کلمهٔ wer بدون اسم یعنی «هر کس که». بعد از کلمه‌هایی مثل «همه چیز»، «چیزی»، «آن» و صفت عالی، ضمیر موصولی was می‌آید، یعنی «آنچه». برای مکان می‌توان از wo استفاده کرد، یعنی «جایی که». و وقتی فعل حرف اضافه دارد و مرجع ما was است، شکل ترکیبی مثل worauf به کار می‌رود.

Mit dessen und deren (Genitiv) sagt man, wem etwas gehört: Herr Demir, dessen Eltern aus der Türkei stammten; die Apotheke, deren Anzeige sie gefunden hatte. Wer ohne Nomen bedeutet jeder, der: Wer bei uns arbeitet, muss zuhören können. Nach alles, etwas, das und Superlativen steht was: allem, was sie gelernt hatte; das Schönste, was sie erlebte. Nach Orten kann wo stehen: ein Raum, wo Kunden beraten werden. Bei Verben mit Präposition und was steht wo(r)- + Präposition: etwas, worauf ich stolz bin.

dessen و deren: «که … اش»، مالکیت در جملهٔ موصولی

در سطح B1 دیدید که ضمیر موصولی جنس و شمارش را از اسم قبلی می‌گیرد و حالتش را از نقشی که در جملهٔ موصولی دارد. حالا یک حالت تازه اضافه می‌شود: Genitiv. وقتی بخواهیم بگوییم چیزی مال آن اسم است، به‌جای «که … اش» فارسی از dessen یا deren استفاده می‌کنیم: «آقای دمیر، که پدر و مادرش اهل ترکیه بودند».

نکتهٔ اصلی: انتخاب میان dessen و deren فقط به صاحب بستگی دارد، نه به چیزی که مال اوست. صاحب مذکر یا خنثی باشد، dessen؛ مؤنث یا جمع باشد، deren. در داستان Eltern جمع است، اما صاحبش آقای دمیر است، پس dessen درست است.

بعد از dessen و deren اسم حرف تعریف نمی‌گیرد، چون خود ضمیر جای آن را پر کرده است.

Der Inhaber, Herr Demir, dessen Eltern aus der Türkei stammten, begrüßte sie freundlich.صاحب داروخانه، آقای دمیر، که پدر و مادرش اهل ترکیه بودند، با گرمی به او خوشامد گفت.
Die Apotheke, deren Anzeige sie im Internet gefunden hatte, lag mitten in der Innenstadt.داروخانه‌ای که آگهی‌اش را در اینترنت پیدا کرده بود، درست در مرکز شهر بود.
Eine Kollegin, deren Namen Farah sofort wieder vergaß, winkte ihr freundlich zu.همکاری که فرح اسمش را فوراً فراموش کرد، با مهربانی برایش دست تکان داد.
Die Kunden, deren Rezepte schon fertig sind, können gleich gehen.مشتری‌هایی که نسخه‌شان آماده است، می‌توانند همین حالا بروند.

wer … der: «هر کس که …» برای حکم‌های کلی

گاهی جملهٔ موصولی به هیچ اسمی برنمی‌گردد و دربارهٔ همهٔ آدم‌ها حرف می‌زند، مثل «هر کس که اینجا کار می‌کند». در این حالت آلمانی جملهٔ موصولی را با wer شروع می‌کند و فعل را به آخر می‌برد. این ساختار در ضرب‌المثل‌ها و آگهی‌های استخدام زیاد است.

بعد از جملهٔ wer معمولاً یک ضمیر اشاره در جملهٔ اصلی می‌آید: der، den یا dem. حالت این ضمیر را فعل جملهٔ اصلی تعیین می‌کند. در جملهٔ آقای دمیر، brauchen مفعول Akkusativ می‌خواهد، پس den می‌آید: «هر کس که … ، او را لازم داریم». اگر فعل اصلی helfen باشد، dem لازم است.

وقتی هر دو بخش Nominativ باشند، ضمیر der را می‌شود حذف کرد، مثل جملهٔ اول آقای دمیر. اما وقتی حالت‌ها فرق دارند، ضمیر باید بیاید.

Wer bei uns arbeitet, muss vor allem gut zuhören können.هر کس که پیش ما کار می‌کند، باید پیش از هر چیز خوب گوش دادن بلد باشد.
Wer so gut Deutsch spricht und so viel Erfahrung hat, den brauchen wir.کسی که این‌قدر خوب آلمانی حرف می‌زند و این‌قدر تجربه دارد، همان کسی است که لازمش داریم.
Wer Hilfe braucht, dem helfen wir gern.هر کس کمک لازم داشته باشد، با کمال میل کمکش می‌کنیم.

was بعد از alles، etwas، das و صفت عالی

بعد از کلمه‌هایی که به چیز مشخصی اشاره نمی‌کنند، ضمیر موصولی das نمی‌آید، بلکه was. این کلمه‌ها را به خاطر بسپارید: alles، etwas، nichts، vieles، weniges، manches و خود das. فرح از «همهٔ آنچه» در بندرعباس یاد گرفته بود تعریف کرد.

بعد از صفت عالیِ اسم‌شده هم was می‌آید: das Schönste یا das Wichtigste، یعنی «زیباترین چیزی که …». اما اگر بعد از صفت اسم واقعی بیاید، ضمیر معمولی لازم است.

کاربرد سوم was وقتی است که به کل جملهٔ قبلی برمی‌گردد، نه به یک اسم: «او کار را گرفت، که همه را خوشحال کرد». در فارسی این را با «و این» می‌گوییم.

Sie erzählte von allem, was sie in Bandar Abbas gelernt hatte.از همهٔ چیزهایی که در بندرعباس یاد گرفته بود، تعریف کرد.
Das war genau das, was er hören wollte.این دقیقاً همان چیزی بود که او می‌خواست بشنود.
Das Schönste, was Farah an diesem Tag erlebte, war aber der Anruf bei ihrer Mutter.اما زیباترین اتفاقی که فرح آن روز تجربه کرد، تلفن به مادرش بود.
Sie bekam die Stelle, was ihre ganze Familie freute.کار را گرفت، و این همهٔ خانواده‌اش را خوشحال کرد.

wo برای مکان و زمان، و wo(r) با حرف اضافه

بعد از اسم‌های مکان می‌توانید به‌جای حرف اضافه و ضمیر موصولی فقط wo بگذارید، مثل «جایی که» فارسی. در داستان هر دو شکل کنار هم آمده‌اند: یک آزمایشگاه با in dem و یک اتاق با wo. هر دو درست‌اند و in dem کمی رسمی‌تر است. بعد از اسم شهر فقط wo می‌آید، و بعد از اسم‌های زمانی مثل Tag هم در گفتار رایج است.

وقتی فعل یا صفت با حرف اضافهٔ ثابتی می‌آید، مثل stolz auf یا sprechen über، و مرجع ما یکی از کلمه‌های بخش قبل است، یعنی etwas، alles، nichts یا das، حرف اضافه به wo چسبیده و یک کلمه می‌شود: worauf، worüber، womit. اگر حرف اضافه با واکه شروع شود، یک r در میان می‌آید.

با اسم‌های معمولی ترکیب حرف اضافه و ضمیر بهتر است. پس قاعده ساده است: هر جا was لازم بود، با حرف اضافه شکل wo(r) می‌آید.

Es gab ein Labor, in dem Salben hergestellt wurden, und einen Raum, wo Kunden ungestört beraten werden konnten.یک آزمایشگاه بود که در آن پماد درست می‌کردند، و اتاقی که در آن می‌شد مشتری‌ها را بی‌مزاحمت راهنمایی کرد.
Das ist etwas, worauf ich stolz bin.این چیزی است که به آن افتخار می‌کنم.
Es gibt nichts, worüber ich mit ihm nicht sprechen kann.هیچ چیزی نیست که نتوانم با او درباره‌اش حرف بزنم.

در عمل: شناختن، چک‌لیست، و معرفی شغل خودتان

در متن‌های واقعی این جمله‌ها را از روی ویرگول و فعل آخر جمله بشناسید. اگر بعد از ویرگول dessen یا deren دیدید، دنبال صاحب بگردید؛ معمولاً درست قبل از ویرگول است. اگر جمله با wer شروع شده و علامت سؤال ندارد، معنایش «هر کس که» است.

پیش از نوشتن این چک‌لیست را مرور کنید: صاحب مذکر یا خنثی است یا مؤنث و جمع؟ آیا بعد از ضمیر ملکی حرف تعریف اضافه نوشته‌ام؟ آیا ضمیر بعد از جملهٔ wer حالت درستی دارد؟ آیا مرجع من alles، etwas یا صفت عالی است که was بخواهد؟ آیا با was حرف اضافه لازم است و باید wo(r) بسازم؟

بهترین تمرین این است که مثل فرح شغل خودتان را با همین شکل‌ها معرفی کنید: شرکتی که مشتری‌هایش …، کاری که به آن افتخار می‌کنید، مهم‌ترین چیزی که آموخته‌اید.

Ich arbeite in einer Firma, deren Kunden aus ganz Europa kommen.در شرکتی کار می‌کنم که مشتری‌هایش از سراسر اروپا می‌آیند.
Das Wichtigste, was ich dort gelernt habe, ist Geduld.مهم‌ترین چیزی که آنجا یاد گرفتم، صبر است.
Mein erstes Projekt ist etwas, worauf ich heute noch stolz bin.اولین پروژه‌ام چیزی است که هنوز هم به آن افتخار می‌کنم.
FormBeispiel
dessen (maskulin, neutral)Herr Demir, dessen Eltern aus der Türkei stammten
deren (feminin, Plural)die Apotheke, deren Anzeige sie gefunden hatte
wer … (der)Wer so gut Deutsch spricht, den brauchen wir.
was nach alles, etwas, dasvon allem, was sie gelernt hatte
was nach Superlativdas Schönste, was sie erlebte
wo nach Ortenein Raum, wo Kunden beraten werden
wo(r) + Präpositionetwas, worauf ich stolz bin

مثال‌ها

Die Apotheke, deren Anzeige sie im Internet gefunden hatte, lag mitten in der Innenstadt.داروخانه‌ای که آگهی‌اش را در اینترنت پیدا کرده بود، در مرکز شهر بود.
Der Inhaber, Herr Demir, dessen Eltern aus der Türkei stammten, begrüßte sie freundlich.صاحب داروخانه، آقای دمیر، که پدر و مادرش اهل ترکیه بودند، با گرمی به او خوشامد گفت.
»Wer bei uns arbeitet, muss vor allem gut zuhören können«, sagte er.او گفت: «هر کس اینجا کار می‌کند، باید پیش از هر چیز خوب گوش بدهد.»
»Das ist etwas, worauf ich stolz bin.««این چیزی است که به آن افتخار می‌کنم.»

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Das Vorstellungsgespräch — داستان کوتاه آلمانی سطح B2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.