گرامر · همهٔ داستان‌ها

صرف فعل‌های sein (بودن) و haben (داشتن) در زمان حال (sein und haben im Präsens)

سطح A1

فعل‌های sein و haben از مهم‌ترین فعل‌های آلمانی‌اند و هر دو بی‌قاعده‌اند؛ پس شکل‌هایشان را باید حفظ کرد. با sein می‌گوییم کسی کیست، اهل کجاست یا چه حالی دارد. با haben می‌گوییم کسی چه چیزی دارد.

Die Verben sein und haben sind sehr wichtig. Beide sind unregelmäßig, man muss die Formen lernen. Mit sein sagt man, wer jemand ist, woher er kommt oder wie er ist. Mit haben sagt man, was jemand hat.

چرا sein و haben این‌قدر مهم‌اند؟

فعل sein یعنی «بودن» و فعل haben یعنی «داشتن». این دو، پرکاربردترین فعل‌های زبان آلمانی‌اند و تقریباً در هر گفت‌وگوی ساده‌ای شنیده می‌شوند: وقتی خودتان را معرفی می‌کنید، از حالتان می‌گویید یا از خانواده‌تان حرف می‌زنید.

هر دو فعل بی‌قاعده‌اند؛ یعنی شکل‌هایشان از قاعدهٔ معمول صرف فعل پیروی نمی‌کند و باید آن‌ها را حفظ کرد. بعدها برای ساختن زمان گذشته هم به همین دو فعل نیاز دارید، پس وقتی را که امروز برایشان می‌گذارید، بعداً چند برابر جبران می‌شود.

Heute ist der erste Kurstag.امروز اولین روز کلاس است.
Er hat ein Heft und einen Stift.او یک دفتر و یک خودکار دارد.
Der Raum ist groß und hell.اتاق بزرگ و روشن است.

صرف فعل sein

شکل‌های sein در زمان حال این‌هاست: ich bin، du bist، er و sie و es ist، wir sind، ihr seid، sie و Sie sind. هیچ‌کدام از این شکل‌ها شبیه خود مصدر نیست؛ برای همین بهتر است آن‌ها را مثل یک شعر کوتاه چند بار بلند تکرار کنید.

در فارسی «تو» برای یک نفرِ آشناست و «شما» هم برای جمع به کار می‌رود و هم برای احترام. در آلمانی این دو معنای «شما» از هم جدا هستند: ihr «شما»ی جمع برای دوستان و آشنایان است و فعلش seid است. Sie با حرف بزرگ «شما»ی مؤدبانه است، چه برای یک نفر و چه برای چند نفر، و فعلش همیشه sind است.

کلمهٔ sie با حرف کوچک هم دو معنا دارد: «او» برای زن، با فعل ist، و «آن‌ها»، با فعل sind. شکل فعل نشان می‌دهد منظور کدام است.

Wer sind Sie?شما کی هستید؟
Bist du neu hier?تو اینجا تازه‌واردی؟
Seid ihr Brüder?شما برادرید؟
Wir sind Freunde.ما دوستیم.

صرف فعل haben

فعل haben تقریباً منظم است: ich habe، wir haben، ihr habt، sie و Sie haben. فقط دو شکل استثنا دارند: در du hast و er hat حرف b می‌افتد. پس برای «او» همیشه hat می‌گوییم و برای «تو» همیشه hast؛ این دو شکل را جداگانه حفظ کنید.

دقت کنید که habt مال ihr است، یعنی «شما»ی جمع، و نباید آن را با hat اشتباه گرفت؛ فرقشان فقط یک حرف است.

Ich habe zwei Kinder.من دو بچه دارم.
Hast du auch Kinder?تو هم بچه داری؟
Sie hat eine Katze.او یک گربه دارد.
Habt ihr noch Fragen?باز هم سؤالی دارید؟

sein برای چه به کار می‌رود؟

با sein می‌گوییم کسی کیست، اهل کجاست و چه حالی دارد. برای گفتن اسم کافی است بعد از فعل، اسم خود را بیاورید. برای اهل جایی بودن، حرف aus را پیش از اسم کشور یا شهر می‌گذاریم؛ درست مثل «اهل» در فارسی.

برای شغل، آلمانی آرتیکل نمی‌گذارد. فارسی‌زبان‌ها گاهی ein اضافه می‌کنند، چون در ذهنشان «یک معلم» است؛ اما در آلمانی شغل بدون آرتیکل می‌آید. صفت‌ها و احساس‌ها هم با sein می‌آیند، مثل خسته، خوشحال یا عصبی.

سن هم با sein گفته می‌شود. در فارسی می‌گوییم «سی سال دارم»، اما آلمانی می‌گوید «سی ساله هستم»، یعنی با sein و کلمهٔ alt در آخر جمله. این یکی از رایج‌ترین اشتباه‌های فارسی‌زبان‌هاست.

Ich bin aus Täbris.من اهل تبریز هستم.
Ich bin Lehrer.من معلم هستم.
Ich bin heute müde.امروز خسته‌ام.
Ich bin dreißig Jahre alt.من سی سال دارم.

haben برای چه به کار می‌رود؟

فعل haben یعنی «داشتن»: برای چیزهایی که مال کسی است و برای خانواده، مثل بچه، خواهر و برادر یا حیوان خانگی. برای «خواهر و برادر» در آلمانی یک کلمهٔ جمع هست، یعنی Geschwister، که همیشه به صورت جمع به کار می‌رود.

چند عبارت ثابت هم با haben ساخته می‌شوند، در حالی که فارسی برایشان «بودن» یا فعل دیگری دارد: Hunger haben یعنی «گرسنه بودن»، Durst haben یعنی «تشنه بودن»، Zeit haben یعنی «وقت داشتن»، Angst haben یعنی «ترسیدن» و Recht haben یعنی «حق با کسی بودن». این عبارت‌ها را کامل حفظ کنید، نه کلمه‌به‌کلمه.

Wir haben zusammen eine Wohnung.ما با هم یک آپارتمان داریم.
Hast du Geschwister?خواهر یا برادر داری؟
Ich habe Hunger.گرسنه‌ام.
Du hast Recht.حق با توست.
seinhaben
ichbinhabe
dubisthast
er / sie / esisthat
wirsindhaben
ihrseidhabt
sie / Siesindhaben

مثال‌ها

Ich bin aus Täbris.من اهل تبریز هستم.
Ich habe zwei Kinder.من دو بچه دارم.
Bist du auch neu?تو هم تازه‌واردی؟
Wir haben zusammen eine Wohnung.ما با هم یک آپارتمان داریم.

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Der erste Kurstag — داستان کوتاه آلمانی سطح A1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.