جملههای پیرو: با اینکه، در حالی که، تا / برای اینکه، اگر، انگار (Nebensätze: obwohl, während, damit, wenn, als)
جملهٔ پیرو با یک حرف ربط شروع میشود و فعل به آخر جمله میرود. هر حرف ربط معنای دیگری دارد: تضاد، همزمانی، هدف، شرط یا مقایسه. جملهٔ موصولی هم یک جملهٔ پیرو است.
Ein Nebensatz beginnt mit einer Konjunktion, und das Verb steht am Ende. Jede Konjunktion sagt etwas anderes: einen Gegensatz, eine gleichzeitige Handlung, ein Ziel, eine Bedingung oder einen Vergleich. Auch der Relativsatz ist ein Nebensatz.
جملهٔ پیرو چیست؟
جملهٔ پیرو جملهای است که بهتنهایی کامل نیست و به جملهٔ اصلی توضیحی اضافه میکند: چرا، کی، به چه هدفی، با چه شرطی یا با وجود چه چیزی. در آلمانی جملهٔ پیرو معمولاً با یک حرف ربط شروع میشود و با ویرگول از جملهٔ اصلی جدا میشود.
مهمترین قاعده برای همهٔ این حرفهای ربط یکی است: فعل صرفشده به آخر جملهٔ پیرو میرود. اگر این قاعده را یک بار خوب یاد بگیرید، برای obwohl و während و damit و wenn و als به یک اندازه کار میکند.
| Herr Adler notierte die Adresse, obwohl er an diesem Tag schon müde war. | آقای آدلر آدرس را یادداشت کرد، اگرچه او آن روز از قبل خسته بود. |
| Ich bleibe heute zu Hause, weil ich krank bin. | امروز در خانه میمانم، چون بیمارم. |
هر حرف ربط چه معنایی دارد؟
obwohl تضاد را نشان میدهد و معنایش «با اینکه» است. während دو کار همزمان را به هم وصل میکند و معنایش «در حالی که» است. damit هدف را میگوید و معنایش «تا» یا «برای اینکه» است. wenn برای شرط به کار میرود و معنایش «اگر» است، اما برای زمان هم میآید و آن وقت یعنی «وقتی که» یا «هر وقت».
ساختار als wäre معنای «انگار که» دارد. بعد از als در این معنا فعل صرفشده در وجه التزامی دو میآید و مستقیماً پشت als قرار میگیرد، نه در آخر جمله. جملهٔ موصولی هم، که با der و die و das شروع میشود و معادل «که» در فارسی است، جملهٔ پیرو به حساب میآید و فعلش در آخر است.
| Während er arbeitete, saß die Frau still auf dem Sofa und sah ihm zu. | در حالی که او کار میکرد، زن آرام روی مبل نشسته بود و او را تماشا میکرد. |
| Er sieht aus, als wäre er krank. | طوری به نظر میرسد که انگار بیمار است. |
| Das ist die Frau, die gestern angerufen hat. | این همان زنی است که دیروز تلفن زد. |
ترتیب کلمات: فعل در آخر، و بعد از ویرگول دوباره فعل
داخل جملهٔ پیرو ترتیب شبیه فارسی است: فاعل اول و فعل آخر. اگر فعل وجهی مثل können یا یک فعل کمکی در کار باشد، همان فعل صرفشده آخرین کلمه است و مصدر پیش از آن میآید.
اما وقتی جملهٔ پیرو پیش از جملهٔ اصلی بیاید، کل آن جایگاه اول را میگیرد و جملهٔ اصلی با فعل شروع میشود. نتیجه الگوی «فعل، ویرگول، فعل» است. فارسیزبانها معمولاً بعد از ویرگول فاعل را میآورند، چون در فارسی همینطور میگوییم؛ این رایجترین خطا در جملهٔ پیرو است.
| Wenn ich morgen Zeit habe, rufe ich dich an. | اگر فردا وقت داشته باشم، به تو زنگ میزنم. |
| Obwohl das Klavier alt war, klang es wieder schön. | با اینکه پیانو قدیمی بود، دوباره صدای خوبی داشت. |
| Am Ende spielte er selbst ein paar Töne, damit die Frau das Instrument hören konnte. | در پایان او خودش چند نتی نواخت، تا زن ساز را بتواند بشنود. |
تفاوت wenn و als
هر دو را میشود «وقتی که» ترجمه کرد و همین برای فارسیزبانها گیجکننده است. als برای یک اتفاق یکباره در گذشته است. wenn برای حال و آینده به کار میرود، و همچنین برای کاری که در گذشته بارها تکرار شده است.
یک کمک ساده: اگر در جملهٔ فارسی بتوانید «هر وقت» بگذارید، wenn درست است. اگر ماجرا فقط یک بار در گذشته اتفاق افتاده، als را انتخاب کنید. als در معنای «انگار» و در مقایسه، مثل «بزرگتر از»، کاربرد دیگری دارد و نباید با این als زمانی قاطی شود.
| Als ich ein Kind war, spielte ich Klavier. | وقتی بچه بودم، پیانو میزدم. |
| Wenn ich Zeit hatte, spielte ich Klavier. | هر وقت وقت داشتم، پیانو میزدم. |
| Wenn du morgen kommst, spielen wir zusammen. | اگر فردا بیایی، با هم مینوازیم. |
damit یا ساختار مصدری؟ و یک نکته برای تمرین
برای بیان هدف دو راه دارید. اگر فاعل دو جمله یکی باشد، معمولاً ساختار um … zu را به کار میبرند که کوتاهتر است. اگر فاعلها فرق کنند، باید damit بگویید و فاعل تازه را بیاورید.
damit را با قیدهای deshalb یا darum اشتباه نگیرید؛ آنها نتیجه را بیان میکنند و فعل را در جایگاه دوم نگه میدارند. برای تمرین، با هر حرف ربط یک جملهٔ کوتاه دربارهٔ زندگی خودتان بسازید و آن را بلند بخوانید تا جای فعل در گوشتان بنشیند.
| Ich spiele langsam, damit du die Töne hörst. | آهسته مینوازم تا تو نتها را بشنوی. |
| Ich spiele langsam, um die Töne besser zu hören. | آهسته مینوازم تا نتها را بهتر بشنوم. |
| Konjunktion | Bedeutung | Beispiel |
|---|---|---|
| obwohl | با اینکه | obwohl er müde war |
| während | در حالی که | während er arbeitete |
| damit | تا / برای اینکه | damit die Frau hören konnte |
| wenn | اگر / وقتی که | wenn sie einmal zurückkommt |
| als wäre | انگار که | als wäre die Tochter im Zimmer |
| die (Relativsatz) | که | eine Frau, die er nicht kannte |
مثالها
| Herr Adler notierte die Adresse, obwohl er schon müde war. | آقای آدلر نشانی را یادداشت کرد، با اینکه دیگر خسته بود. |
| Während er arbeitete, saß die Frau still auf dem Sofa. | در حالی که او کار میکرد، زن ساکت روی مبل نشسته بود. |
| Er spielte ein paar Töne, damit die Frau das Instrument hören konnte. | او چند نت زد تا زن بتواند صدای ساز را بشنود. |
| Sie lächelte, als wäre die Tochter schon im Zimmer. | او لبخند زد، انگار دخترش همین حالا در اتاق بود. |
اشتباههای رایج
Während er arbeitete, die Frau saß still auf dem Sofa.
✓ Während er arbeitete, saß die Frau still auf dem Sofa.جملهٔ پیرو جایگاه اول را پر کرده است، پس جملهٔ اصلی باید با فعل شروع شود و فاعل بعد از آن بیاید.
Er spielte ein paar Töne, damit die Frau konnte das Instrument hören.
✓ Er spielte ein paar Töne, damit die Frau das Instrument hören konnte.در جملهٔ پیرو فعل وجهی صرفشده آخرین کلمه است و مصدر درست پیش از آن میآید.
Als ich morgen Zeit habe, rufe ich dich an.
✓ Wenn ich morgen Zeit habe, rufe ich dich an.برای حال و آینده als به کار نمیرود؛ اینجا wenn درست است.
Wenn ich gestern nach Hause kam, war niemand da.
✓ Als ich gestern nach Hause kam, war niemand da.این اتفاق فقط یک بار در گذشته افتاده است، پس als لازم است. wenn در گذشته فقط برای کارهای تکراری است.
Sie lächelte, als die Tochter wäre schon im Zimmer.
✓ Sie lächelte, als wäre die Tochter schon im Zimmer.در ساختار «انگار که» فعل صرفشده بلافاصله بعد از als میآید. اگر als ob بگویید، آن وقت فعل به آخر میرود.
داستان این درس
Der Klavierstimmer — داستان کوتاه آلمانی سطح B1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.