گرامر · همهٔ داستان‌ها

منفی کردن در آلمانی: nicht یا kein؟ (nicht oder kein?)

سطح A1

در آلمانی دو کلمه برای منفی کردن داریم. kein برای اسمی است که حرف تعریف ندارد یا با ein و eine می‌آید، و معنایش «هیچ» یا «نداشتن» است. پایانه‌های kein مثل ein است و در جمع keine می‌شود. بقیهٔ چیزها با nicht منفی می‌شوند: فعل، صفت و اسمی که حرف تعریف معین دارد.

Mit kein verneint man ein Nomen ohne Artikel oder mit ein oder eine: kein Brot, keine Milch. Kein hat die Endungen von ein, im Plural heißt es keine. Alles andere verneint man mit nicht: Verben, Adjektive und Nomen mit der, die oder das.

kein یا nicht؟ یک آزمون ساده

در فارسی تقریباً همیشه فعل را منفی می‌کنیم: «نان ندارم»، «باز نیست»، «نمی‌خندد». برای اسم هم کلمهٔ «هیچ» را داریم: «هیچ نانی نداریم». آلمانی برای منفی کردن دو کلمه دارد: kein و nicht، و هر کدام جای خودش را دارد.

یک آزمون ساده کمک می‌کند. اول جملهٔ مثبت را تصور کنید. اگر پیش از اسم ein یا eine آمده، یا اصلاً حرف تعریفی نیامده، در جملهٔ منفی kein می‌گذاریم. در همهٔ حالت‌های دیگر nicht می‌آید.

پس kein فقط کنار اسم می‌آید و در واقع یک حرف تعریفِ منفی است. معنای آن نزدیک به «هیچ» یا «نداشتن» در فارسی است.

Ich habe Brot.من نان دارم.
Ich habe kein Brot.من نان ندارم.
Da ist keine Milch.شیر نیست.
Das ist kein Problem.این مشکلی نیست.

شکل‌های kein و پایانه‌های آن

کلمهٔ kein همان پایانه‌های ein را می‌گیرد؛ انگار فقط یک حرف به اولش اضافه شده است. برای اسم مذکر و خنثی در حالت فاعلی kein می‌آید و برای اسم مؤنث keine به کار می‌رود.

اسم جمع حرف تعریف ein ندارد، اما kein دارد: در جمع همیشه keine می‌آید. مثلاً «تخم‌مرغ‌ها» جمع است، پس برای آن‌ها هم keine می‌گوییم.

در درس قبل دیدید که در آکوزاتیو فقط مذکر عوض می‌شود و ein به einen تبدیل می‌شود. همین قاعده برای kein هم هست: اسم مذکر در جایگاه مفعول keinen می‌گیرد. کلمهٔ Hunger یعنی «گرسنگی» مذکر است و بعد از haben مفعول است؛ برای همین «گرسنه نیستم» را با keinen می‌سازیم.

Im Kühlschrank ist kein Käse.در یخچال پنیر نیست.
Ich kaufe keine Eier.من تخم‌مرغ نمی‌خرم.
Wir haben keinen Käse.ما پنیر نداریم.
Ich habe keinen Hunger.من گرسنه نیستم.

جای nicht در جمله

کلمهٔ nicht برخلاف نشانهٔ منفی فارسی هیچ‌وقت پیش از فعل نمی‌آید. در جملهٔ ساده فعل در جایگاه دوم است و nicht بعد از آن قرار می‌گیرد.

اگر فقط خودِ فعل را منفی می‌کنید، nicht در آخر جمله می‌نشیند. اگر صفتی مثل offen به معنای «باز» یا froh به معنای «خوشحال» را منفی می‌کنید، nicht درست پیش از صفت می‌آید. قاعدهٔ ساده برای سطح A1 این است: nicht بعد از فعل و پیش از کلمه‌ای که منفی می‌شود.

Tara lacht nicht.تارا نمی‌خندد.
Die Bäckerei ist auch nicht offen.نانوایی هم باز نیست.
Ben ist heute nicht froh.بن امروز خوشحال نیست.
Ich arbeite heute nicht.من امروز کار نمی‌کنم.

nicht با حرف تعریف معین و با اسم آدم‌ها

اگر اسم در جملهٔ مثبت حرف تعریف معین دارد، یعنی der، die یا das، نمی‌توانیم kein بگذاریم. در این حالت nicht پیش از حرف تعریف می‌آید. همین قاعده برای اسم آدم‌ها هم درست است و پیش از اسم خاص هم nicht می‌گذاریم.

به تفاوت معنا دقت کنید: با kein می‌گوییم چیزی «اصلاً» آن چیز نیست، و با nicht می‌گوییم «آن» چیزِ مشخص نیست. ترکیب nicht و ein هم وجود دارد، اما فقط برای تأکید و به معنای «حتی یکی هم نه»؛ در گفت‌وگوی روزمره kein شکل درست است.

Das ist nicht der Supermarkt.این آن سوپرمارکت نیست.
Das ist kein Supermarkt.این اصلاً سوپرمارکت نیست.
Das ist nicht die Bäckerei.این آن نانوایی نیست.
Das ist nicht Ben.این بن نیست.

جواب دادن با nein و doch به سؤال منفی

به سؤال مثبت با ja یا nein جواب می‌دهیم. اما وقتی سؤال منفی است، یعنی kein یا nicht دارد، و جواب ما مثبت است، آلمانی کلمهٔ ویژه‌ای دارد: doch، یعنی همان «چرا» در فارسی.

فارسی‌زبان‌ها در این حالت گاهی «آره» می‌گویند و به آلمانی هم ja را به کار می‌برند، که شنونده را گیج می‌کند. پس اگر کسی پرسید «نان نداری؟» و شما نان دارید، بگویید doch، درست مثل «چرا، دارم». اگر واقعاً ندارید، nein بگویید و بعد جملهٔ منفی را بیاورید.

Hast du kein Brot? – Doch!نان نداری؟ – چرا، دارم!
Hast du kein Brot? – Nein.نان نداری؟ – نه، ندارم.
Ist der Supermarkt nicht offen? – Doch.سوپرمارکت باز نیست؟ – چرا، باز است.
Hast du Hunger? – Ja.گرسنه‌ای؟ – بله.
positivnegativ
Nomen mit einDa ist ein Käse.Da ist kein Käse.
Nomen ohne ArtikelWir haben Brot.Wir haben kein Brot.
PluralDa sind Eier.Da sind keine Eier.
AdjektivDie Bäckerei ist offen.Die Bäckerei ist nicht offen.
VerbTara lacht.Tara lacht nicht.

مثال‌ها

Da ist keine Milch.شیر نیست.
Nein, wir haben kein Brot.نه، ما نان نداریم.
Der Supermarkt ist heute nicht offen.سوپرمارکت امروز باز نیست.
Tara lacht nicht.تارا نمی‌خندد.

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Der leere Kühlschrank — داستان کوتاه آلمانی سطح A1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.