گذشتهٔ ساده: روایت داستان (Präteritum: erzählen in der Vergangenheit)
داستان را با گذشتهٔ ساده روایت میکنند. فعلهای ضعیف پایانهٔ -te میگیرند. فعلهای قوی واکهٔ ریشهشان عوض میشود و در سومشخص مفرد پایانه ندارند. فعلهای بودن، داشتن و فعلهای وجهی هم همینطورند.
Eine Geschichte erzählt man im Präteritum. Schwache Verben bekommen die Endung -te. Starke Verben ändern den Vokal und haben bei er, sie, es keine Endung. Auch sein, haben und die Modalverben stehen so.
گذشتهٔ ساده یا Präteritum چیست؟
آلمانی دو زمان اصلی برای گذشته دارد: Präteritum و Perfekt. زمان Präteritum زمان روایت است؛ داستانها، رمانها، گزارشهای روزنامه و نامههای رسمی بیشتر با آن نوشته میشوند. وقتی داستانی را میخوانید، تقریباً همهٔ فعلها در این زماناند.
در گفتوگوی روزمره آلمانیزبانها بیشتر از Perfekt استفاده میکنند. اما چند فعل پرکاربرد حتی در گفتار هم معمولاً به شکل Präteritum میآیند: sein، haben و فعلهای وجهی.
| Am Montagmorgen fand Lena einen alten Schlüssel vor ihrer Tür. | دوشنبه صبح، لنا یک کلید قدیمی جلوی در خانهاش پیدا کرد. |
| Niemand war auf dem Flur. | هیچکس در راهرو نبود. |
فعلهای ضعیف: پایانهٔ -te
بیشتر فعلهای آلمانی ضعیف یا باقاعدهاند. برای ساختن گذشتهٔ ساده، به ریشهٔ فعل -te اضافه میکنیم: machen میشود machte و drehen میشود drehte. در اولشخص مفرد و سومشخص مفرد شکل فعل یکی است و پایانهٔ دیگری نمیگیرد.
اگر ریشه به -t یا -d ختم شود، برای راحتی تلفظ یک e اضافه میشود: arbeiten میشود arbeitete و warten میشود wartete. در بقیهٔ صیغهها پایانههای آشنای زمان حال بعد از -te میآیند، مثلاً wir machten.
| Er arbeitete bis spät am Abend. | او تا دیروقت شب کار کرد. |
| Wir warteten lange auf den Bus. | ما مدت زیادی منتظر اتوبوس ماندیم. |
| Das Kind spielte im Garten. | بچه در باغ بازی کرد. |
فعلهای قوی و مختلط
فعلهای قوی پایانهٔ -te نمیگیرند؛ به جای آن واکهٔ ریشهشان عوض میشود: finden میشود fand، gehen میشود ging، liegen میشود lag و kommen میشود kam. در اولشخص و سومشخص مفرد هیچ پایانهای ندارند.
این شکلها قاعدهٔ ثابتی ندارند و باید حفظ شوند؛ در فرهنگ لغتها کنار هر فعل قوی آمدهاند. چند فعل مختلط هم هستند که هم واکه را عوض میکنند و هم -te میگیرند، مثل denken که dachte میشود و bringen که brachte میشود.
| Der Brief lag auf dem Tisch. | نامه روی میز افتاده بود. |
| Er kam spät nach Hause. | او دیر به خانه آمد. |
| Ich dachte oft an meine Familie. | من اغلب به خانوادهام فکر میکردم. |
sein، haben و فعلهای وجهی
فعل sein در گذشتهٔ ساده war میشود و haben میشود hatte. فعلهای وجهی مثل können، müssen، wollen و dürfen پایانهٔ -te میگیرند و علامت اوملاوت را از دست میدهند: konnte، musste، wollte، durfte.
دقت کنید که könnte با اوملاوت معنای دیگری دارد؛ آن شکل وجه شرطی است و معنای «میتوانست» یا «شاید بتواند» میدهد، نه گذشتهٔ ساده.
| Gestern war ich sehr müde. | دیروز خیلی خسته بودم. |
| Wir hatten keine Zeit. | ما وقت نداشتیم. |
| Sie konnte die ganze Nacht nicht schlafen. | او تمام شب نتوانست بخوابد. |
| Ich musste früh aufstehen. | مجبور بودم زود بیدار شوم. |
مقایسه با فارسی و جای فعل
فارسی هم گذشتهٔ ساده دارد و هم ماضی نقلی، و میان آنها تفاوت معنایی هست. در آلمانی تفاوت Präteritum و Perfekt بیشتر سبکی است: یکی برای نوشتن و روایت، دیگری برای گفتوگو. معنای هر دو تقریباً یکی است.
در جملهٔ خبری فعل صرفشده در جایگاه دوم میآید، نه در آخر جمله مثل فارسی. فعلهای جداشدنی هم جدا میشوند: پیشوند فعل aufheben به آخر جمله میرود، در حالی که «برداشت» در فارسی یک کلمه است.
| Sie hob ihn auf und drehte ihn langsam in der Hand. | او آن را برداشت و آهسته آن را در دستش چرخاند. |
| Gestern bin ich ins Kino gegangen. | دیروز به سینما رفتم. (گفتاری، با Perfekt) |
| Der Zug fuhr um acht Uhr ab. | قطار ساعت هشت حرکت کرد. |
| Infinitiv | Präteritum | Art |
|---|---|---|
| drehen | drehte | schwach |
| stecken | steckte | schwach |
| passen | passte | schwach |
| finden | fand | stark |
| liegen | lag | stark |
| gehen | ging | stark |
| stehen | stand | stark |
| sein | war | — |
| können | konnte | Modalverb |
مثالها
| Am Montagmorgen fand Lena einen alten Schlüssel vor ihrer Tür. | صبح دوشنبه لنا کلید قدیمیای جلوی درش پیدا کرد. |
| Sie hob ihn auf und drehte ihn langsam in der Hand. | او آن را برداشت و آهسته در دست چرخاند. |
| Den ganzen Tag konnte sie an nichts anderes denken. | تمام روز نمیتوانست به چیز دیگری فکر کند. |
اشتباههای رایج
Gestern ich ging zur Arbeit.
✓ Gestern ging ich zur Arbeit.فعل صرفشده در جایگاه دوم است؛ وقتی جمله با قید زمان شروع شود، فاعل بعد از فعل میآید.
Er findete den Schlüssel.
✓ Er fand den Schlüssel.finden فعل قوی است و پایانهٔ -te نمیگیرد؛ شکل گذشتهٔ آن را باید حفظ کرد.
Sie könnte gestern nicht kommen.
✓ Sie konnte gestern nicht kommen.گذشتهٔ ساده اوملاوت ندارد؛ شکل با اوملاوت وجه شرطی است و معنای دیگری دارد.
Er aufhob den Brief.
✓ Er hob den Brief auf.در فعل جداشدنی، بخش صرفشده در جایگاه دوم میآید و پیشوند به آخر جمله میرود.
Sie wartte eine Stunde.
✓ Sie wartete eine Stunde.وقتی ریشه به -t ختم شود، پیش از پایانهٔ -te یک e اضافه میشود.
داستان این درس
Der Schlüssel — داستان کوتاه آلمانی سطح A2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.