گرامر · همهٔ داستان‌ها

حرف ربط‌های دوتکه‌ای: zwar … aber، einerseits … andererseits، je … desto، entweder … oder (Zweiteilige Konnektoren: zwar … aber, einerseits … andererseits, je … desto, entweder … oder)

سطح B2

حرف ربط‌های دوتکه‌ای دو فکر را به هم وصل می‌کنند. با zwar و aber چیزی را قبول می‌کنیم و بعد محدودیتی می‌گوییم، مثل «درست است که … اما». با einerseits و andererseits دو طرف یک موضوع را مقایسه می‌کنیم، مثل «از یک طرف … از طرف دیگر». با je و desto می‌گوییم دو چیز با هم زیاد یا کم می‌شوند، مثل «هرچه … بیشتر، … بیشتر»؛ بعد از je فعل به آخر جمله می‌رود و بعد از desto و صفت تفضیلی، فعل بلافاصله می‌آید. با entweder و oder دو راه را می‌گوییم که فقط یکی ممکن است، مثل «یا … یا».

Mit zweiteiligen Konnektoren verbindet man zwei Gedanken. zwar … aber gibt etwas zu und nennt dann eine Einschränkung. einerseits … andererseits stellt zwei Seiten gegenüber. je … desto zeigt, dass zwei Dinge zusammen wachsen: Je länger ich nachdenke, desto weniger weiß ich. Nach je steht das Verb am Ende, nach desto + Komparativ kommt sofort das Verb. entweder … oder nennt zwei Möglichkeiten, von denen nur eine gilt.

zwar … aber: قبول کردن و بعد محدود کردن

نادیا پیشنهاد سرپرستی تیم را گرفته و خوشحال است، اما مطمئن نیست. برای گفتن همین حس دوگانه، آلمانی جفت zwar و aber را دارد؛ درست مثل «درست است که … اما» در فارسی. با بخش اول چیزی را قبول می‌کنیم و با بخش دوم محدودیتی به آن اضافه می‌کنیم.

کلمهٔ zwar دو جای معمول دارد. می‌تواند در جایگاه اول بنشیند؛ آن‌وقت فعل صرف‌شده بلافاصله بعد از آن می‌آید، مثل «Zwar hatte …» در جملهٔ دوم داستان. بیشتر وقت‌ها اما zwar در میانهٔ جمله قرار می‌گیرد، بعد از فعل و فاعل، مثل جملهٔ اول.بعد از ویرگول، aber می‌آید و چون aber جایگاهی نمی‌گیرد، جملهٔ دوم ترتیب عادی دارد: فاعل و بعد فعل. اگر جملهٔ دوم با کلمهٔ دیگری شروع شود، فعل باز هم دوم است. به جای aber گاهی doch هم می‌آید، ولی sondern هرگز نمی‌آید.

Nadia freute sich zwar, aber sie war auch unsicher.نادیا درست است که خوشحال بود، اما مطمئن هم نبود.
Zwar hatte Nadia noch Angst vor schwierigen Gesprächen, aber Pauls Worte blieben ihr im Kopf.درست است که نادیا هنوز از گفت‌وگوهای سخت می‌ترسید، اما حرف‌های پاول در ذهنش ماند.
Die Wohnung ist zwar klein, aber sie liegt sehr zentral.آپارتمان درست است که کوچک است، اما خیلی مرکزی است.

einerseits … andererseits: سنجیدن دو طرف

وقتی نادیا با ساناز تلفنی حرف می‌زند، خوبی‌ها و بدی‌های پیشنهاد را کنار هم می‌گذارد. برای این کار از جفت einerseits و andererseits استفاده می‌کند که معنایش «از یک طرف … از طرف دیگر» است.

نکتهٔ مهم ترتیب کلمات است. هر دو کلمه قیدند و وقتی در جایگاه اول می‌آیند، خودشان آن جایگاه را پر می‌کنند؛ پس فعل صرف‌شده فوراً بعد از آن‌ها می‌آید و فاعل پشت فعل قرار می‌گیرد. بنابراین بعد از Einerseits اول فعل verdiene می‌آید و بعد فاعل ich، نه برعکس. این دو قید را می‌توان در میانهٔ جمله هم گذاشت، اما در نوشتن، جایگاه اول رایج‌تر و روشن‌تر است.

این جفت برای انشاهای نظری سطح B2 بسیار مفید است، چون ممتحن دقیقاً می‌خواهد ببیند که شما دو طرف موضوع را می‌سنجید و بعد نظر خودتان را می‌گویید.

»Einerseits verdiene ich mehr Geld«, erklärte Nadia.نادیا توضیح داد: «از یک طرف پول بیشتری درمی‌آورم.»
»Andererseits habe ich dann weniger Zeit für meine eigenen Projekte.««از طرف دیگر آن‌وقت وقت کمتری برای پروژه‌های خودم دارم.»
Einerseits ist das Homeoffice bequem, andererseits fehlt mir der Kontakt zu den Kollegen.از یک طرف دورکاری راحت است، از طرف دیگر ارتباط با همکاران برایم کم است.

je … desto: هرچه بیشتر، بیشتر

جفت je و desto نشان می‌دهد که دو چیز با هم بالا یا پایین می‌روند؛ در فارسی می‌گوییم «هرچه … بیشتر، … بیشتر». بعد از هر دو بخش یک صفت تفضیلی می‌آید، مثل länger، mehr یا weniger در جمله‌های داستان.

این دو بخش ترتیب کلمات متفاوتی دارند. بخش اول با je جملهٔ فرعی است: اول je، بعد صفت تفضیلی، بعد فاعل و بقیهٔ جمله، و فعل صرف‌شده در آخر. بخش دوم جملهٔ اصلی است: desto و صفت تفضیلی با هم جایگاه اول را پر می‌کنند، پس فعل بلافاصله می‌آید و فاعل بعد از آن. به جای desto می‌توانید umso هم بگویید؛ معنا و ترتیب کلمات هیچ فرقی ندارد.

»Je länger ich darüber nachdenke, desto weniger weiß ich«, seufzte Nadia.نادیا آه کشید: «هرچه بیشتر به آن فکر می‌کنم، کمتر می‌دانم.»
»Je mehr Verantwortung du bekommst, desto mehr Menschen kannst du helfen.««هرچه مسئولیت بیشتری بگیری، به آدم‌های بیشتری می‌توانی کمک کنی.»
Je früher du dich bewirbst, umso besser sind deine Chancen.هرچه زودتر درخواست بدهی، شانست بیشتر است.

entweder … oder: یا این، یا آن

با entweder و oder دو راه را پیش می‌گذاریم که فقط یکی از آن‌ها ممکن است؛ در فارسی «یا … یا». کلمهٔ oder مثل aber جایگاهی نمی‌گیرد و بعد از آن ترتیب عادی می‌آید.

اما entweder دو رفتار دارد. اگر در جایگاه اول جمله باشد، هم ترتیب عادی درست است و هم وارونه: نادیا ترتیب عادی را به کار می‌برد، یعنی اول ich و بعد sage؛ ولی شکل وارونه، یعنی اول sage و بعد ich، هم کاملاً درست است. entweder می‌تواند در میانهٔ جمله هم بیاید، درست قبل از گروه کلمه‌ای که انتخاب به آن مربوط است؛ مثل جملهٔ آخر نادیا که دو گروه را کنار هم می‌گذارد: یک دورهٔ آموزشی یا یک راهنما. در این حالت فعل سر جای خودش می‌ماند.

»Entweder ich sage ja und lerne etwas Neues, oder ich bleibe, wo ich bin, und langweile mich.««یا قبول می‌کنم و چیز تازه‌ای یاد می‌گیرم، یا همین‌جا که هستم می‌مانم و حوصله‌ام سر می‌رود.»
»Allerdings möchte ich entweder eine Schulung machen oder einen Mentor bekommen.««البته می‌خواهم یا یک دورهٔ آموزشی بگذرانم یا یک راهنما داشته باشم.»
Entweder nehmen wir den Zug, oder wir fahren mit dem Auto.یا با قطار می‌رویم، یا با ماشین.

یادآوری سه جفت B1 و یک تمرین واقعی

در سطح B1، در داستان دوچرخه در راه‌پله، سه جفت دیگر را دیدید: sowohl … als auch یعنی «هم … هم»، weder … noch یعنی «نه … نه»، و nicht nur … sondern auch یعنی «نه‌فقط … بلکه». در همین داستان هم هستند: پاول می‌گوید نادیا نه‌فقط توضیح داده، بلکه به او دل هم داده، و در هفتهٔ اول نه کسی به نادیا کمک کرده بود و نه کسی از او تشکر.

تمرین پیشنهادی: دربارهٔ یک تصمیم واقعی، مثلاً کار تازه یا اسباب‌کشی به شهر دیگر، یک پاراگراف موافق و مخالف بنویسید و هر جفت را فقط یک بار به کار ببرید. با zwar شروع کنید، با einerseits دو طرف را بسنجید، با je نتیجه بگیرید و با entweder دو راه آخر را نام ببرید. بعد پاراگراف را بلند بخوانید و جای فعل را بعد از هر کلمهٔ ربط چک کنید.

»Du hast mir damals nicht nur viel erklärt, sondern mir auch Mut gemacht«, sagte er.او گفت: «تو آن موقع نه‌فقط خیلی چیزها را برایم توضیح دادی، بلکه به من دل و جرئت هم دادی.»
Sie dachte an ihre erste Woche in der Firma, in der ihr weder jemand geholfen noch jemand gedankt hatte.به هفتهٔ اولش در شرکت فکر کرد، که در آن نه کسی به او کمک کرده بود و نه کسی از او تشکر کرده بود.
Die neue Stelle ist zwar weit weg, aber je länger ich darüber nachdenke, desto besser gefällt sie mir.کار تازه درست است که دور است، اما هرچه بیشتر به آن فکر می‌کنم، بیشتر خوشم می‌آید.
KonnektorBedeutungBeispiel
zwar … aberEinräumungSie freute sich zwar, aber sie war unsicher.
einerseits … andererseitszwei SeitenEinerseits mehr Geld, andererseits weniger Zeit.
je … destoProportionJe länger ich nachdenke, desto weniger weiß ich.
entweder … oderAlternativeentweder eine Schulung oder einen Mentor
nicht nur … sondern auchErweiterung (B1)nicht nur erklärt, sondern auch Mut gemacht
weder … nochdoppelte Verneinung (B1)weder geholfen noch gedankt

مثال‌ها

Nadia freute sich zwar, aber sie war auch unsicher.نادیا درست است که خوشحال بود، اما مطمئن هم نبود.
»Einerseits verdiene ich mehr Geld«, erklärte Nadia. »Andererseits habe ich dann weniger Zeit für meine eigenen Projekte.«نادیا توضیح داد: «از یک طرف پول بیشتری درمی‌آورم. از طرف دیگر وقت کمتری برای پروژه‌های خودم دارم.»
»Je länger ich darüber nachdenke, desto weniger weiß ich«, seufzte Nadia.نادیا آه کشید: «هرچه بیشتر فکر می‌کنم، کمتر می‌دانم.»
»Allerdings möchte ich entweder eine Schulung machen oder einen Mentor bekommen.««البته می‌خواهم یا یک دورهٔ آموزشی بگذرانم یا یک راهنما داشته باشم.»

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Die Beförderung — داستان کوتاه آلمانی سطح B2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.