گرامر · همهٔ داستان‌ها

ضمیر موصولی در حالت آکوزاتیو؛ نه …، بلکه (Relativpronomen im Akkusativ, nicht …, sondern)

سطح B1

جملهٔ موصولی یک اسم را دقیق‌تر توضیح می‌دهد. ضمیر موصولی شبیه حرف تعریف معین است؛ در حالت آکوزاتیو به شکل den، die، das می‌آید و فعل به آخر جمله می‌رود. با نه …، بلکه چیزی را تصحیح می‌کنند: اولی غلط است، دومی درست.

Ein Relativsatz erklärt ein Nomen genauer. Das Relativpronomen sieht aus wie der bestimmte Artikel; im Akkusativ heißt es den, die, das, und das Verb steht am Ende. Mit nicht …, sondern korrigiert man: Das Erste ist falsch, das Zweite ist richtig.

جملهٔ موصولی چیست؟

جملهٔ موصولی یک جملهٔ فرعی است که اسمی را در جملهٔ اصلی دقیق‌تر توضیح می‌دهد، مثل جمله‌هایی که در فارسی با «که» شروع می‌شوند: «کارمندی که با او حرف زدم». در آلمانی این جمله با یک ضمیر موصولی شروع می‌شود و با ویرگول از جملهٔ اصلی جدا می‌شود.

ضمیر موصولی شکل حرف تعریف معین را دارد: der، die، das و در جمع die. این ضمیر هم به اسم قبلی اشاره می‌کند و هم در جملهٔ فرعی نقش دستوری خودش را دارد.

Der Mitarbeiter, den sie am Telefon erreichte, hieß Herr Brandt.کارمندی که او پشت تلفن به او رسید، آقای برانت نام داشت.
Das ist der Mann, der neben mir wohnt.این مردی است که کنار من زندگی می‌کند.

کدام ضمیر؟ جنس از اسم، حالت از جملهٔ فرعی

برای انتخاب ضمیر دو سؤال بپرسید. اول: اسمی که توضیح داده می‌شود چه جنسی دارد و مفرد است یا جمع؟ این جنس و شمار ضمیر را تعیین می‌کند. دوم: ضمیر در خود جملهٔ فرعی چه نقشی دارد؟ اگر فاعل باشد حالت نومیناتیو می‌گیرد و اگر مفعول مستقیم باشد حالت آکوزاتیو.

خبر خوب این است که در آکوزاتیو فقط شکل مذکر عوض می‌شود: der به den تبدیل می‌شود. شکل‌های die و das و جمع die در هر دو حالت یکسان‌اند.

Der Film, der gestern lief, war gut.فیلمی که دیروز پخش شد، خوب بود.
Der Film, den ich gestern gesehen habe, war gut.فیلمی که دیروز دیدم، خوب بود.
Die Tasche, die ich gekauft habe, ist rot.کیفی که خریدم قرمز است.
Das Buch, das du mir geschenkt hast, ist spannend.کتابی که به من هدیه دادی، هیجان‌انگیز است.

جای فعل در جملهٔ موصولی

در جملهٔ موصولی فعل صرف‌شده به آخر جمله می‌رود. این برای فارسی‌زبان‌ها آسان است، چون در فارسی هم فعل در آخر می‌آید. اگر فعل کمکی داشته باشیم، فعل کمکی بعد از اسم مفعول و در آخرین جایگاه قرار می‌گیرد.

اما حواستان به جملهٔ اصلی باشد: وقتی جملهٔ موصولی وسط جملهٔ اصلی می‌آید، بعد از ویرگول دوم فعل جملهٔ اصلی بلافاصله می‌آید و نباید آن را به آخر برد.

Sie sollte 189 Euro für eine Kaffeemaschine zahlen, die sie längst zurückgeschickt hatte.او باید ۱۸۹ یورو برای قهوه‌سازی می‌پرداخت که مدت‌ها پیش پس فرستاده بود.
Die Frau, die ich angerufen habe, hat nicht geantwortet.زنی که به او زنگ زدم، جواب نداد.

تفاوت با فارسی

در فارسی «که» برای همه یکسان است، اما در آلمانی ضمیر موصولی با جنس و حالت تغییر می‌کند. همچنین در فارسی اغلب ضمیر دیگری هم در جملهٔ فرعی می‌آید، مثل «کتابی که آن را خریدم». در آلمانی این کار غلط است؛ خود ضمیر موصولی نقش مفعول را دارد و ضمیر دوم لازم نیست.

نکتهٔ دیگر اینکه در فارسی به اسم «ی» اضافه می‌شود، مثل «مردی که». در آلمانی اسم حرف تعریف خودش را نگه می‌دارد و چیزی به آن اضافه نمی‌شود.

Ich suche den Schlüssel, den ich verloren habe.دنبال کلیدی می‌گردم که گم کرده‌ام.
Das ist das Auto, das ich verkaufen will.این ماشینی است که می‌خواهم بفروشم.

nicht …، sondern: تصحیح کردن

با nicht …، sondern چیزی را رد می‌کنیم و درستش را به جای آن می‌گوییم، مثل «نه …، بلکه» در فارسی. کلمهٔ nicht درست پیش از بخشی می‌آید که غلط است و sondern بعد از ویرگول بخش درست را معرفی می‌کند. اگر نفی با kein باشد، همین ساختار کار می‌کند.

sondern را با aber اشتباه نگیرید. aber یعنی «اما» و دو چیز را که هر دو درست‌اند در برابر هم می‌گذارد. sondern فقط بعد از یک نفی می‌آید و چیزی را تصحیح می‌کند.

Nicht die Marke war falsch, sondern das Modell.نه برند اشتباه بود، بلکه مدل.
Ich habe keinen Tee bestellt, sondern Kaffee.من چای سفارش ندادم، بلکه قهوه.
Die Maschine ist teuer, aber sie funktioniert gut.دستگاه گران است، اما خوب کار می‌کند.
maskulinfemininneutrumPlural
Nominativderdiedasdie
Akkusativdendiedasdie

مثال‌ها

Der Mitarbeiter, den sie am Telefon erreichte, hieß Herr Brandt.کارمندی که او پشت تلفن به او رسید، آقای برانت نام داشت.
Sie sollte 189 Euro für eine Kaffeemaschine zahlen, die sie längst zurückgeschickt hatte.او باید ۱۸۹ یورو برای قهوه‌سازی می‌پرداخت که مدت‌ها پیش پس فرستاده بود.
Sie wählte nicht das teure Modell, sondern das einfache in Schwarz.او نه مدل گران، بلکه مدل ساده به رنگ سیاه را انتخاب کرد.
Nicht die Marke war falsch, sondern das Modell.نه برند اشتباه بود، بلکه مدل.

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Die falsche Kaffeemaschine — داستان کوتاه آلمانی سطح B1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.