گرامر · همهٔ داستان‌ها

ضمیر انعکاسی در حالت آکوزاتیو و داتیو (Reflexivpronomen im Akkusativ und Dativ)

سطح B1

بسیاری از فعل‌ها ضمیر انعکاسی می‌خواهند. این ضمیر معمولاً در حالت آکوزاتیو است. اگر فعل خودش یک مفعول آکوزاتیو داشته باشد، ضمیر انعکاسی به حالت داتیو می‌رود. تفاوت این دو فقط در اول‌شخص و دوم‌شخص مفرد دیده می‌شود.

Viele Verben brauchen ein Reflexivpronomen. Meistens steht es im Akkusativ. Hat das Verb noch ein Objekt im Akkusativ, steht das Pronomen im Dativ. Nur bei ich und du sieht man den Unterschied.

فعل انعکاسی چیست؟

فعل انعکاسی فعلی است که کارش به خود فاعل برمی‌گردد. در آلمانی این فعل‌ها با ضمیر انعکاسی می‌آیند و در فرهنگ لغت با کلمهٔ sich نوشته می‌شوند، مثل sich beeilen به معنای عجله کردن یا sich ärgern به معنای عصبانی شدن.

بعضی از این فعل‌ها بدون ضمیر انعکاسی اصلاً به کار نمی‌روند و بعضی دیگر با ضمیر انعکاسی معنای تازه‌ای پیدا می‌کنند. برای همین بهتر است هر فعل را از همان ابتدا همراه با sich و حرف اضافه‌اش یاد بگیرید.

Du musst dich beeilen.باید عجله کنی.
Im Supermarkt ärgerte sie sich jeden Samstag über die Warteschlange an der Kasse.در سوپرمارکت او هر شنبه از صف انتظار کنار صندوق عصبانی می‌شد.
Wir treffen uns morgen um acht.فردا ساعت هشت همدیگر را می‌بینیم.

شکل‌های ضمیر انعکاسی

ضمیر انعکاسی با فاعل هماهنگ است. برای اول‌شخص و دوم‌شخص جمع همان ضمیرهای معمولی به کار می‌رود: uns و euch. برای سوم‌شخص مفرد و جمع و همچنین برای شکل مؤدبانه همیشه sich می‌آید.

تفاوت میان حالت Akkusativ و Dativ فقط در اول‌شخص و دوم‌شخص مفرد دیده می‌شود: mich در برابر mir و dich در برابر dir. در بقیهٔ شخص‌ها هر دو حالت یک شکل دارند.

Ich interessiere mich für Musik.من به موسیقی علاقه دارم.
Kannst du dir meine Nummer merken?می‌توانی شماره‌ام را به خاطر بسپاری؟
Er freut sich auf das Wochenende.او با شوق منتظر آخر هفته است.

کی Akkusativ و کی Dativ؟

قاعدهٔ اصلی ساده است: اگر جمله غیر از ضمیر انعکاسی مفعول دیگری در حالت Akkusativ ندارد، ضمیر انعکاسی در حالت Akkusativ است. اگر جمله یک مفعول Akkusativ دیگر هم دارد، مثلاً چیزی که می‌شوییم یا سفارش می‌دهیم، ضمیر انعکاسی به حالت Dativ می‌رود.

یک فعل می‌تواند هر دو حالت را داشته باشد. وقتی کل بدن را می‌شوییم، ضمیر mich است؛ وقتی فقط دست‌ها را می‌شوییم، دست‌ها مفعول Akkusativ هستند و ضمیر mir می‌شود.

Ich wasche mich.خودم را می‌شویم.
Ich wasche mir die Hände.دست‌هایم را می‌شویم.
Ich habe mir eine Gemüsekiste bestellt.من برای خودم یک جعبهٔ سبزیجات سفارش داده‌ام.
Ich ziehe mir die Jacke an.کاپشنم را می‌پوشم.

جای ضمیر انعکاسی در جمله

در جملهٔ اصلی ضمیر انعکاسی معمولاً بلافاصله بعد از فعل صرف‌شده می‌آید. اگر جمله با قید زمان یا کلمهٔ دیگری شروع شود، فعل در جایگاه دوم می‌ماند و فاعل ضمیری پشت فعل می‌آید، و ضمیر انعکاسی بعد از فاعل قرار می‌گیرد.

در جملهٔ پیرو فعل به آخر می‌رود و ضمیر انعکاسی نزدیک به ابتدای جمله، بعد از فاعل، می‌ماند. فارسی‌زبان‌ها چون در همهٔ جمله‌ها فعل را در آخر می‌گذارند، جملهٔ پیرو را راحت می‌سازند، اما در جملهٔ اصلی باید مراقب جایگاه دوم فعل باشند.

در زمان گذشتهٔ کامل، فعل‌های انعکاسی تقریباً همیشه با فعل کمکی haben می‌آیند.

Heute freue ich mich auf den Abend.امروز با شوق منتظر شب هستم.
Er kam zu spät, weil er sich nicht beeilt hatte.او دیر آمد، چون عجله نکرده بود.
Ich habe mich über den Brief gefreut.از نامه خوشحال شدم.

مقایسه با فارسی: جایی که خود لازم نیست

در فارسی بیشتر این معناها را با فعل‌های مرکب لازم می‌گوییم: عجله کردن، عصبانی شدن، علاقه داشتن، خوشحال شدن. در این فعل‌ها کلمهٔ «خود» نمی‌آید، برای همین فارسی‌زبان‌ها ضمیر انعکاسی آلمانی را فراموش می‌کنند.

مشکل دوم حرف اضافه است. حرف اضافهٔ آلمانی اغلب با حرف اضافهٔ فارسی جور درنمی‌آید: برای علاقه داشتن آلمانی für می‌گوید، نه «به»، و برای عصبانی شدن از چیزی über می‌گوید، نه «از». این جفت‌ها را باید با هم حفظ کرد.

Frau Berger unterhielt sich fast zwanzig Minuten mit ihr.خانم برگر تقریباً بیست دقیقه با او گپ زد.
Sie interessiert sich nicht für Fußball.او به فوتبال علاقه ندارد.

نکته برای یادگیری

برای انتخاب حالت درست، اول مفعول‌های جمله را بشمارید. اگر غیر از ضمیر انعکاسی چیز دیگری مفعول مستقیم است، ضمیر در حالت Dativ است. هر فعل انعکاسی تازه را هم در یک جملهٔ کوتاه دربارهٔ خودتان بنویسید، با ich، تا تفاوت mich و mir در ذهنتان بماند.

AkkusativDativ
ichmichmir
dudichdir
er / sie / essichsich
wirunsuns
ihreucheuch
sie / Siesichsich

مثال‌ها

Sie ärgerte sich über die Warteschlange.او از صف عصبانی می‌شد. (آکوزاتیو)
Sie überlegte sich den Einkauf genau.او خریدش را دقیق برنامه‌ریزی می‌کرد. (داتیو، چون den Einkauf مفعول است)
Ich wünsche mir etwas anderes.من چیز دیگری می‌خواهم. (داتیو)

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Die Kiste vor der Tür — داستان کوتاه آلمانی سطح B1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.