گرامر · همهٔ داستان‌ها

جملهٔ موصولی: der، dem، denen، mit der (Relativsätze: der, dem, denen, mit der)

سطح B1

جملهٔ موصولی دربارهٔ یک اسم توضیح بیشتری می‌دهد، مثل «که» در فارسی. ضمیر موصولی جنس و شمار اسم را می‌گیرد، اما حالتش را از خود جملهٔ موصولی می‌گیرد؛ یعنی باید دید آن ضمیر در جملهٔ دوم فاعل است، مفعول است یا بعد از حرف اضافه آمده. اگر حرف اضافه داشته باشیم، حرف اضافه پیش از ضمیر می‌آید. فعل در آخر جملهٔ موصولی می‌نشیند و پیش از آن ویرگول می‌گذاریم. شکل Dativ جمع، یعنی denen، را جداگانه حفظ کنید.

Ein Relativsatz beschreibt ein Nomen genauer. Das Relativpronomen hat das Genus und die Zahl des Nomens, aber seinen Kasus bekommt es aus dem Relativsatz: der Mann, der die Anzeige geschrieben hatte (Nominativ); die Vermieter, denen er schrieb (Dativ Plural). Mit einer Präposition steht die Präposition vor dem Pronomen: die Kollegin, mit der er Kaffee trank. Im Relativsatz steht das Verb am Ende, und vor dem Relativsatz steht ein Komma.

جملهٔ موصولی: یک «که» در فارسی، چند ضمیر در آلمانی

جملهٔ موصولی اسمی را در جملهٔ اصلی دقیق‌تر توضیح می‌دهد، درست مثل بخشی که در فارسی با «که» شروع می‌شود: «مردی که آگهی را نوشته بود». فارسی برای همهٔ حالت‌ها فقط یک «که» دارد، اما آلمانی باید از میان der، die، das، den، dem و denen یکی را انتخاب کند.

برای انتخاب ضمیر دو سؤال جداگانه بپرسید. سؤال اول به اسم برمی‌گردد: اسم مذکر است، مؤنث، خنثی یا جمع؟ سؤال دوم به خود جملهٔ موصولی برمی‌گردد: ضمیر در این جمله فاعل است، مفعول است، متمم Dativ است یا بعد از حرف اضافه آمده؟ جواب اول جنس و شمار را می‌دهد و جواب دوم حالت را.

فعل صرف‌شده در جملهٔ موصولی به آخر می‌رود. جملهٔ موصولی با ویرگول شروع می‌شود و اگر جملهٔ اصلی بعد از آن ادامه پیدا کند، با ویرگول دوم هم بسته می‌شود.

Die Wohnungen, die er bezahlen konnte, waren klein und dunkel.خانه‌هایی که از پس اجاره‌شان برمی‌آمد، کوچک و تاریک بودند.
Eines Abends fand er eine Anzeige, die fast zu schön klang.یک شب آگهی‌ای پیدا کرد که تقریباً زیادی خوب به نظر می‌رسید.

مرور: Nominativ یا Akkusativ؟

در درس قبل دیدیم که در Akkusativ فقط شکل مذکر عوض می‌شود: der به den تبدیل می‌شود، اما die، das و جمع die همان می‌مانند. پس سختی اصلی همیشه در اسم‌های مذکر است.

بهترین آزمون این است که جملهٔ موصولی را به یک جملهٔ مستقل برگردانید و به‌جای ضمیر، خود اسم را بگذارید. برای آقای وبر جملهٔ مستقل این است: «مرد آگهی را نوشته بود». مرد فاعل است، پس ضمیر der می‌شود. اما در «طارق مرد را هرگز ندیده بود» مرد مفعول است و ضمیر den می‌شود.

جملهٔ موصولی همیشه با ضمیر شروع می‌شود، حتی وقتی ضمیر مفعول است؛ پس فقط شکل ضمیر نشان می‌دهد فاعل کیست.

Der Mann, der die Anzeige geschrieben hatte, hieß angeblich Herr Weber.مردی که آگهی را نوشته بود، ظاهراً اسمش آقای وبر بود.
Der Mann, den Tarik nie gesehen hatte, wollte zwölfhundert Euro.مردی که طارق هرگز ندیده بودش، هزار و دویست یورو می‌خواست.
»Das ist die Wohnung, die ich gesucht habe«, dachte Tarik.طارق با خودش فکر کرد: «این همان خانه‌ای است که دنبالش می‌گشتم.»

حالت Dativ و ضمیر denen برای جمع

وقتی ضمیر در جملهٔ موصولی نقش Dativ دارد، شکل‌ها تقریباً همان حرف تعریف Dativ است: dem برای مذکر و خنثی، der برای مؤنث. تنها شکل تازه denen است که برای جمع می‌آید. حرف تعریف جمع در Dativ شکل den دارد، اما ضمیر موصولی جمع denen می‌شود.

فعل‌هایی که شخص را در Dativ می‌خواهند اینجا مهم‌اند: helfen، gehören، antworten، danken و همچنین schreiben، وقتی منظور کسی است که برایش می‌نویسیم. در فارسی می‌گوییم «به کسی کمک کردن» یا «برای کسی نوشتن»؛ همین «به» و «برای» معمولاً نشانهٔ Dativ است.

آزمون همان است: جملهٔ مستقل بسازید. «او به صاحب‌خانه‌ها نامه نوشت»؛ صاحب‌خانه‌ها گیرندهٔ نامه‌اند، نه خود نامه. پس Dativ جمع لازم است و ضمیر denen می‌شود.

Die Vermieter, denen er schrieb, antworteten meistens nicht.صاحب‌خانه‌هایی که برایشان نامه می‌نوشت، معمولاً جواب نمی‌دادند.
Die Kollegin, der Tarik alles erzählte, kannte solche Anzeigen schon.همکاری که طارق همه‌چیز را برایش تعریف کرد، این‌جور آگهی‌ها را از قبل می‌شناخت.
Das Hotel, dem das Foto gehörte, lag in Barcelona.هتلی که عکس مال آن بود، در بارسلونا بود.
Die Leute, denen Aylin geholfen hat, haben kein Geld verloren.کسانی که آیلین به آن‌ها کمک کرده، پولی از دست نداده‌اند.

ضمیر موصولی بعد از حرف اضافه

اگر فعل جملهٔ موصولی حرف اضافه لازم دارد، حرف اضافه در ابتدای جملهٔ موصولی و پیش از ضمیر می‌آید: mit der، auf den، in dem. در فارسی می‌گوییم «همکاری که با او قهوه می‌خورد» و «با او» وسط جمله می‌آید. در آلمانی این «با او» همان mit der است که اول جمله می‌نشیند و ضمیر دیگری لازم نیست.

حالت ضمیر را حرف اضافه تعیین می‌کند، نه فعل. حرف اضافهٔ mit همیشه Dativ می‌خواهد، پس mit der، mit dem و mit denen داریم. حرف اضافهٔ auf در فعل‌هایی مثل warten و hereinfallen با Akkusativ می‌آید، پس برای مذکر auf den. جنس و شمار مثل قبل از اسم می‌آید.

فعل‌ها را همراه حرف اضافه‌شان حفظ کنید: hereinfallen auf، warten auf، sprechen mit. شکل محاوره‌ای worauf هم هست، اما برای اسم‌های مشخص، حرف اضافه و ضمیر مطمئن‌تر است.

Tarik erzählte es seiner Kollegin Aylin, mit der er jeden Mittag Kaffee trank.طارق ماجرا را به همکارش آیلین گفت که هر ظهر با او قهوه می‌خورد.
»Das ist ein Trick, auf den schon viele Leute hereingefallen sind«, sagte sie.آیلین گفت: «این حقه‌ای است که خیلی‌ها تا حالا گولش را خورده‌اند.»
Sie zeigte ihm eine Seite der Polizei, auf der solche Anzeigen genau beschrieben waren.صفحه‌ای از سایت پلیس را به او نشان داد که این‌جور آگهی‌ها در آن دقیق توضیح داده شده بود.
Die Vermieterin, mit der er einen Termin machte, wohnte im Erdgeschoss.صاحب‌خانه‌ای که با او قرار گذاشت، در طبقهٔ همکف زندگی می‌کرد.

در عمل: جملهٔ موصولی کجا بنشیند؟

آلمانی توضیح دربارهٔ یک اسم را معمولاً بلافاصله بعد از همان اسم می‌گذارد. اگر آن اسم فاعل جملهٔ اصلی باشد، جملهٔ موصولی وسط جملهٔ اصلی می‌نشیند و آن را دو تکه می‌کند: اول اسم، بعد ویرگول و جملهٔ موصولی، بعد ویرگول دوم و بلافاصله فعل جملهٔ اصلی.

اگر اسم در آخر جملهٔ اصلی باشد، کار ساده‌تر است: جملهٔ موصولی فقط به آخر جمله اضافه می‌شود و ویرگول دوم لازم نیست.

در فارسی گاهی چند «که» را پشت هم می‌چینیم، اما در آلمانی چنین جمله‌ای زود سنگین می‌شود. برای هر آدم یا هر چیز یک جملهٔ موصولی بسازید و بقیه را در جملهٔ بعدی بگویید.

Die Wohnung, die Tarik am Ende mietete, war klein, aber hell.خانه‌ای که طارق آخر سر اجاره کرد، کوچک ولی روشن بود.
Zwei Monate später fand er eine kleine Wohnung in einem Viertel, das er vorher nicht kannte.دو ماه بعد خانهٔ کوچکی در محله‌ای پیدا کرد که قبلاً آن را نمی‌شناخت.
Die Vermieterin wohnte im Erdgeschoss. Sie hatte eine Katze, die morgens auf dem Balkon saß.صاحب‌خانه در طبقهٔ همکف زندگی می‌کرد. گربه‌ای داشت که صبح‌ها روی بالکن می‌نشست.
KasusmaskulinfemininneutralPlural
Nominativderdiedasdie
Akkusativdendiedasdie
Dativdemderdemdenen
mit Präpositionauf denmit derin demmit denen

مثال‌ها

Der Mann, der die Anzeige geschrieben hatte, hieß angeblich Herr Weber.مردی که آگهی را نوشته بود، ظاهراً اسمش آقای وبر بود.
Die Vermieter, denen er schrieb, antworteten meistens nicht.صاحب‌خانه‌هایی که برایشان نامه می‌نوشت، معمولاً جواب نمی‌دادند.
Tarik erzählte es seiner Kollegin Aylin, mit der er jeden Mittag Kaffee trank.طارق ماجرا را به همکارش آیلین گفت، که هر ظهر با او قهوه می‌خورد.
»Das ist ein Trick, auf den schon viele Leute hereingefallen sind.««این حقه‌ای است که خیلی‌ها گولش را خورده‌اند.»

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Die Wohnung, die es nicht gab — داستان کوتاه آلمانی سطح B1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.