حالت Dativ (مفعول غیرمستقیم) (Der Dativ)
حالت Dativ نشان میدهد که چیزی به چه کسی داده، نشان داده یا هدیه داده میشود؛ در فارسی معمولاً با «به» یا «برای» گفته میشود. در این حالت حرف تعریف عوض میشود: der و das به dem تبدیل میشوند، die به der، و در جمع den میآید. ضمیرها هم عوض میشوند، مثل mir، dir، ihm و ihr. بعضی فعلها مثل helfen، gefallen، gehören و danken همیشه Dativ میگیرند، و بعد از حرفهای اضافهٔ mit، zu، bei، nach، von، aus و seit همیشه Dativ میآید.
Der Dativ zeigt die Person, der etwas gegeben, gezeigt oder geschenkt wird. Der Artikel ändert sich: der und das werden zu dem, die wird zu der, im Plural steht den. Auch die Pronomen ändern sich: mir, dir, ihm, ihr, uns, Ihnen. Einige Verben wie helfen, gefallen, gehören und danken nehmen immer den Dativ. Nach mit, zu, bei, nach, von, aus und seit steht immer der Dativ.
حالت Dativ چیست؟ گیرنده، یعنی «به کسی»
در سطح A1 با حالت Akkusativ آشنا شدیم: مفعول مستقیم، یعنی چیزی که کار مستقیماً روی آن انجام میشود و در فارسی معمولاً با «را» میآید: «کتاب را میخرم». حالت Dativ گیرندهٔ کار را نشان میدهد؛ کسی که چیزی به او داده، نشان داده یا هدیه داده میشود. در فارسی این نقش را با «به» یا «برای» میگوییم.
یک راه ساده برای تشخیص: بپرسید «چه چیزی؟» و «به چه کسی؟». جواب اول معمولاً Akkusativ است و جواب دوم Dativ. آلمانی حرف اضافهای مثل «به» لازم ندارد؛ خودِ حرف تعریف یا ضمیر شکلش را عوض میکند.
در جملهٔ زیر هر دو حالت کنار هم آمدهاند: مادر گیرنده است و در حالت Dativ میآید، قوری چیزی است که هدیه داده میشود و در حالت Akkusativ میماند.
| Ich schenke meiner Mutter eine Kanne. | من به مادرم یک قوری هدیه میدهم. |
| Ich schenke ihr eine Teekanne! | به او یک قوری هدیه میدهم! |
| Die Verkäuferin zeigt ihr eine braune Tasche. | فروشنده یک کیف قهوهای به او نشان میدهد. |
حرف تعریف و اسم در حالت گیرنده
در حالت Dativ اسمهای مذکر و خنثی، یعنی der و das، هر دو dem میگیرند. اسم مؤنث der میگیرد؛ همان شکلی که در حالت فاعلی مال مذکر است، پس گول نخورید. در جمع den میآید و خود اسم جمع اگر به n ختم نشود، یک n میگیرد؛ مثلاً Kinder در این حالت Kindern میشود.
حرف تعریف نامعین هم همین منطق را دارد: ein به einem تبدیل میشود و eine به einer. ضمیرهای ملکی مثل mein دقیقاً مثل ein صرف میشوند: meinem و meiner، و در جمع meinen که پایانش همان n جمع است.
یک ترفند: در حالت Dativ، مذکر و خنثی با حرف m تمام میشوند و مؤنث با حرف r؛ همین دو حرف را به خاطر بسپارید.
| Rot steht meiner Mutter nicht. | رنگ قرمز به مادرم نمیآید. |
| Lukas gibt dem Kind einen Apfel. | لوکاس یک سیب به بچه میدهد. |
| Die Lehrerin hilft den Kindern. | معلم به بچهها کمک میکند. |
| Samira schreibt einer Freundin eine Karte. | سمیرا برای یکی از دوستانش کارت پستال مینویسد. |
ضمیرهای شخصی: به من، به تو، به او
ضمیرها هم در حالت Dativ شکل تازهای دارند: mir یعنی «به من»، dir «به تو»، ihm «به او» برای مرد، ihr «به او» برای زن، uns «به ما»، euch «به شما» در حالت دوستانه، ihnen «به آنها»، و Ihnen با حرف بزرگ «به شما» در حالت رسمی.
اینها را با ضمیرهای Akkusativ مقایسه کنید: mich و mir، یا dich و dir. فارسیزبانها این دو را زیاد قاطی میکنند، چون در فارسی هر دو «من» یا «تو» هستند. توجه کنید که uns و euch در هر دو حالت یکیاند.
چند عبارت روزمره با ضمیر Dativ را یکجا حفظ کنید؛ اینها شکل درست ضمیر را خودبهخود به زبانتان میآورند.
| Kannst du mir helfen? | میتوانی به من کمک کنی؟ |
| Wie geht es dir? | حالت چطور است؟ |
| Das gefällt mir. | از این خوشم میآید. |
| Das ist mir zu teuer. | این برای من خیلی گران است. |
فعلهایی که همیشه Dativ میگیرند
بعضی فعلها فقط یک مفعول دارند، اما آن مفعول در حالت Dativ است: helfen «کمک کردن»، gefallen «خوش آمدن»، gehören «مال کسی بودن»، danken «تشکر کردن»، schmecken «مزه دادن»، passen «اندازه بودن» و stehen وقتی رنگ یا لباسی به کسی میآید.
فارسی هم در بیشتر این فعلها «به» دارد: «به کسی کمک کردن». اما در gefallen ترتیب فرق دارد: در فارسی میگوییم «من از شال خوشم میآید»، ولی در آلمانی شال فاعل است و شخص در حالت Dativ میآید.
گروه دوم فعلهای دومفعولیاند: geben «دادن»، schenken «هدیه دادن»، zeigen «نشان دادن» و schreiben «نوشتن». در این فعلها شخص در حالت Dativ است و چیز در حالت Akkusativ، و معمولاً شخص پیش از چیز میآید.
| Samira dankt ihm. | سمیرا از او تشکر میکند. |
| Gehört die Kanne jetzt nur dir, Mama? | مامان، حالا قوری فقط مال توست؟ |
| Die Suppe schmeckt uns sehr gut. | سوپ به نظر ما خیلی خوشمزه است. |
| Der Verkäufer gibt ihnen noch eine Karte. | فروشنده یک کارت هم به آنها میدهد. |
حرفهای اضافهای که همیشه Dativ میگیرند
هفت حرف اضافه همیشه Dativ میگیرند: aus «از درون» یا «اهل جایی»، bei «نزد» یا «نزدیک»، mit «با»، nach «بعد از» یا «به سوی» یک شهر یا کشور، seit «از... تا حالا»، von «از» یا «مال»، و zu «به سوی» یک شخص یا مکان.
این هفت کلمه را مثل یک شعر کوتاه به همین ترتیب تکرار کنید. هر بار یکی از آنها را دیدید، بدانید که بعدش dem، der یا den میآید.
چهار ترکیب رایج: zum از zu و dem، zur از zu و der، beim از bei و dem، و vom از von و dem ساخته میشود. با seit، برای کاری که از گذشته شروع شده و ادامه دارد، فعل در زمان حال میآید، مثل «یک سال است که دنبالش میگردم». حرفهای اضافهٔ دوحالته در درس بعدی میآیند.
| Am Nachmittag fahren sie mit dem Bus zum Kaufhaus. | بعدازظهر با اتوبوس به فروشگاه بزرگ میروند. |
| Seit einem Jahr suche ich so eine Kanne. | یک سال است که دنبال چنین قوریای میگردم. |
| Die Karte ist von Lukas. | کارت از طرف لوکاس است. |
| Arman kommt aus dem Iran und wohnt bei seiner Tante. | آرمان اهل ایران است و نزد خالهاش زندگی میکند. |
| Nominativ | Akkusativ | Dativ |
|---|---|---|
| der Bus | den Bus | dem Bus |
| das Geschenk | das Geschenk | dem Geschenk |
| die Mutter | die Mutter | der Mutter |
| die Kannen | die Kannen | den Kannen |
| ein Laden | einen Laden | einem Laden |
| ich / du | mich / dich | mir / dir |
| er / sie | ihn / sie | ihm / ihr |
| wir / Sie | uns / Sie | uns / Ihnen |
مثالها
| Samira möchte ihr etwas Schönes schenken. | سمیرا میخواهد به او چیز قشنگی هدیه بدهد. |
| Kannst du mir helfen? | میتوانی به من کمک کنی؟ |
| Am Nachmittag fahren sie mit dem Bus zum Kaufhaus. | بعدازظهر با اتوبوس به فروشگاه بزرگ میروند. |
| Rot steht meiner Mutter nicht. | رنگ قرمز به مادرم نمیآید. |
اشتباههای رایج
Ich helfe dich.
✓ Ich helfe dir.فعل helfen همیشه Dativ میگیرد، نه Akkusativ؛ پس ضمیر درست dir است، چون در واقع «به تو» کمک میکنیم.
Ich fahre mit den Bus.
✓ Ich fahre mit dem Bus.بعد از mit همیشه Dativ میآید. کلمهٔ Bus مذکر است، پس حرف تعریف آن در این حالت dem است، نه den که شکل Akkusativ است.
Das gefällt mich.
✓ Das gefällt mir.در فعل gefallen شخص همیشه در حالت Dativ است. چیزی «به من» خوش میآید؛ پس mir درست است و mich غلط.
Ich gebe die Mutter das Buch.
✓ Ich gebe der Mutter das Buch.مادر گیرنده است و باید در حالت Dativ بیاید. اسم مؤنث در این حالت حرف تعریف der میگیرد و die در اینجا غلط است.
Ich lerne seit ein Jahr Deutsch.
✓ Ich lerne seit einem Jahr Deutsch.بعد از seit همیشه Dativ میآید. کلمهٔ Jahr خنثی است، پس ein در این حالت به einem تبدیل میشود.
داستان این درس
Ein Geschenk für Mama — داستان کوتاه آلمانی سطح A2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.