مصدر گذشته: خوشحالم که این کار را کردهام (Infinitiv Perfekt: froh, das geschafft zu haben)
مصدر گذشته از اسم مفعول و haben یا sein ساخته میشود، و انتخاب بین این دو مثل زمان Perfekt است. این شکل را با zu بعد از فعلها و صفتهایی مثل «خوشحال بودن»، «افتخار کردن»، «سپاسگزار بودن»، «پشیمان بودن»، «به یاد آوردن» و «امیدوار بودن» میآوریم. معنایش این است که کار پیش از جملهٔ اصلی انجام شده است، مثل «خوشحالم که این کار را کردهام» در فارسی. در فارسی این معنا را معمولاً با «که» و ماضی نقلی میگوییم.
Der Infinitiv Perfekt besteht aus dem Partizip II und haben oder sein: geschafft haben, begegnet sein. Mit zu steht er nach Verben und Adjektiven wie froh sein, stolz sein, dankbar sein, bereuen, sich erinnern und hoffen. Er zeigt, dass die Handlung vor dem Hauptsatz passiert ist: Ich bin stolz, das geschafft zu haben. Bei hoffen kann er auch eine Zukunft sehen, die dann schon vorbei ist: Ich hoffe, in zehn Jahren vielen Menschen geholfen zu haben.
یادآوری: مصدر با zu، برای حال یا برای گذشته
در سطح B1 مصدر با zu را یاد گرفتید: بخش دوم جمله فاعل ندارد و مصدر با zu در آخرش میآید. آن مصدر ساده، یعنی مصدر حال، نشان میدهد که دو کار همزماناند: در «خوشحالم که اینجا هستم» خوشحالی و بودن هر دو همین حالاست.
حالا فرح در جشن مرکز مشاوره سخنرانی میکند و به گذشته نگاه میکند. برای این نگاه به عقب، آلمانی شکل دیگری دارد: مصدر گذشته با zu. خوشحالی مال الان است، اما کاری که به خاطرش خوشحال است پیشتر تمام شده. این شکل را بعد از فعلهای وجهی هم دیدهاید؛ اینجا همان ساختار با zu میآید.
فارسی برای این تفاوت پل خوبی دارد: «خوشحالم که اینجا هستم» با مضارع، و «خوشحالم که این کار را کردهام» با ماضی نقلی بعد از «که». اگر بعد از «که» ماضی نقلی آمد و فاعل هر دو بخش یکی بود، در آلمانی معمولاً مصدر گذشته با zu لازم است.
| Ich bin froh, hier zu sein. | خوشحالم که اینجا هستم. |
| Doch sie war froh, die Einladung angenommen zu haben. | با این حال خوشحال بود که دعوت را پذیرفته است. |
| Ich bin stolz, das geschafft zu haben. | افتخار میکنم که از پسش برآمدهام. |
ساختن شکل: اسم مفعول، سپس zu و فعل کمکی
ترتیب ثابت است: اول اسم مفعول فعل اصلی، بعد zu، و در آخر فعل کمکی به شکل مصدر، یعنی haben یا sein. پس zu هرگز پیش از اسم مفعول نمیآید؛ جایش درست پیش از فعل کمکی است.
انتخاب بین haben و sein دقیقاً مثل زمان Perfekt است. فعلی که در Perfekt با haben میآید، اینجا هم haben میگیرد: geschafft، angenommen، gelernt. فعلهای حرکت و تغییر حالت و چند فعل خاص مثل begegnen و bleiben با sein صرف میشوند، پس اینجا هم sein میگیرند.
در فعلهای جداشدنی مثل anfangen یا annehmen، پیشوند و ge و ریشه در اسم مفعول کنار هم میمانند: angefangen، angenommen. برخلاف مصدر حال مثل anzufangen، اینجا zu داخل فعل نمیرود و جداگانه پیش از haben میایستد.
| Ich bin dankbar, so vielen hilfsbereiten Menschen begegnet zu sein. | سپاسگزارم که با این همه آدم مهربان و کمککننده آشنا شدهام. |
| Ich bereue nur, nicht früher mit dem Deutschlernen angefangen zu haben. | فقط پشیمانم که زودتر یادگیری آلمانی را شروع نکردهام. |
| Sie ist froh, rechtzeitig angekommen zu sein. | خوشحال است که به موقع رسیده است. |
کدام فعلها و صفتها این شکل را میخواهند
بیشتر وقتها مصدر گذشته بعد از یک احساس یا قضاوت دربارهٔ گذشته میآید: صفتهایی مثل froh، stolz، dankbar و traurig همراه با sein، و فعلهایی مثل bereuen، sich erinnern، behaupten، zugeben و sich freuen در این نقش رایجاند.
شرط مهم این است که فاعل دو بخش یکی باشد. در جملهٔ فرح، کسی که افتخار میکند و کسی که موفق شده، هر دو خود فرح است. اگر فاعلها فرق کنند، باید با dass جمله بسازید و فعل صرفشده را در آخر بگذارید. «خوشحالم که تو آمدهای» را نمیشود با مصدر گفت، چون آمدن کار شخص دیگری است.
با فاعل یکسان هم dass درست است، فقط سنگینتر. تنها باید دو ساختار را قاطی نکنید: یا dass با فاعل و فعل صرفشده، یا مصدر با zu بدون فاعل.
| Frau Lorenz, Sie erinnern sich bestimmt, mir mein erstes Behördendeutsch übersetzt zu haben. | خانم لورنتس، حتماً یادتان هست که اولین آلمانی اداریام را برایم ترجمه کردید. |
| Manche Menschen bereuen, ihr Land verlassen zu haben. | بعضیها پشیماناند که کشورشان را ترک کردهاند. |
| Ich bin froh, dass du gekommen bist. | خوشحالم که تو آمدهای. |
| Er gibt zu, den Termin vergessen zu haben. | اعتراف میکند که قرار را فراموش کرده است. |
نگاه از آینده، ohne و nach، و شکل مجهول
با hoffen یا erwarten این شکل معنای جالبی پیدا میکند: گوینده از آینده به کاری نگاه میکند که تا آن وقت تمام شده است.فارسی هم همین را با ماضی التزامی میگوید: «امیدوارم تا ده سال دیگر به خیلیها کمک کرده باشم».
بعد از ohne هم مصدر گذشته میآید تا بگوید کاری پیش از آن اتفاق نیفتاده بود: فرح بیآنکه هرگز آلمانی خوانده باشد به آلمان آمد. اما با nach این ساختار در آلمانی درست نیست؛ به جایش جملهٔ nachdem با ماضی بعید میسازید.
شکل مجهول هم وجود دارد و بیشتر در متنهای رسمی دیده میشود: اسم مفعول، بعد worden و در آخر zu sein. کافی است آن را بشناسید.
| Und ich hoffe, in zehn Jahren selbst vielen Menschen geholfen zu haben, so wie mir geholfen wurde. | و امیدوارم ده سال دیگر خودم به خیلیها کمک کرده باشم، همانطور که به من کمک شد. |
| Farah kam nach Deutschland, ohne je Deutsch gelernt zu haben. | فرح به آلمان آمد، بیآنکه هرگز آلمانی یاد گرفته باشد. |
| Nachdem sie die Prüfung bestanden hatte, suchte sie eine Stelle. | بعد از اینکه امتحان را قبول شده بود، دنبال کار گشت. |
| Sie war glücklich, von allen gelobt worden zu sein. | خوشحال بود که همه از او تعریف کرده بودند. |
در عمل: سخنرانی، درخواست کار و نامهٔ تشکر
این ساختار هم رسمی است و هم گرم. در سخنرانی، مثل سخنرانی فرح، با آن قدردانی میکنید؛ در نامهٔ درخواست کار تجربهتان را نشان میدهید و در نامهٔ تشکر جمله را کوتاه نگه میدارد.
در گفتوگوی روزمره آلمانیها بیشتر جملهٔ dass به کار میبرند. مصدر گذشته جمله را فشرده و کمی رسمی میکند، برای همین در نوشته و سخنرانی بهتر مینشیند.
تمرین پیشنهادی برای پایان این سطح: سه جمله دربارهٔ خودتان بنویسید: دربارهٔ چیزی که به آن افتخار میکنید، کسی که از او سپاسگزارید و چیزی که از آن پشیمانید. فرح به آن زن جوان میگوید فردا شروع میکنیم؛ شاید شما هم یک سال بعد خوشحال باشید که این راه را رفتهاید.
| Ich bin stolz, im letzten Jahr die Prüfung bestanden zu haben. | افتخار میکنم که پارسال امتحان را قبول شدهام. |
| Ich bin dankbar, drei Jahre in Ihrem Team gearbeitet zu haben. | سپاسگزارم که سه سال در تیم شما کار کردهام. |
| Wir freuen uns, Sie bei unserem Fest begrüßt zu haben. | خوشحالیم که شما را در جشنمان پذیرا بودهایم. |
| Hauptsatz | Infinitiv Perfekt mit zu |
|---|---|
| Sie war froh, | die Einladung angenommen zu haben. |
| Ich bin stolz, | das geschafft zu haben. |
| Ich bin dankbar, | so vielen Menschen begegnet zu sein. |
| Sie erinnern sich, | mir das übersetzt zu haben. |
| Manche bereuen, | ihr Land verlassen zu haben. |
| Ich hoffe, | in zehn Jahren vielen Menschen geholfen zu haben. |
| ohne … | ohne je Deutsch gelernt zu haben |
مثالها
| Doch sie war froh, die Einladung angenommen zu haben. | با این حال خوشحال بود که دعوت را پذیرفته است. |
| »Ich bin stolz, das geschafft zu haben.« | «افتخار میکنم که از پسش برآمدهام.» |
| »Ich bin dankbar, so vielen hilfsbereiten Menschen begegnet zu sein.« | «سپاسگزارم که با این همه آدم مهربان و کمککننده آشنا شدهام.» |
| »Ich bereue nur, nicht früher mit dem Deutschlernen angefangen zu haben.« | «فقط پشیمانم که زودتر یادگیری آلمانی را شروع نکردهام.» |
اشتباههای رایج
Ich bin stolz, das zu geschafft haben.
✓ Ich bin stolz, das geschafft zu haben.zu هیچوقت پیش از اسم مفعول نمیآید؛ ترتیب همیشه این است: اسم مفعول، بعد zu، بعد فعل کمکی.
Sie war froh, die Einladung angenommen zu sein.
✓ Sie war froh, die Einladung angenommen zu haben.annehmen در Perfekt با haben صرف میشود، پس اینجا هم haben لازم است. «پذیرفته شده» در فارسی نباید شما را به سمت sein ببرد.
Ich bin dankbar, vielen Menschen begegnet zu haben.
✓ Ich bin dankbar, vielen Menschen begegnet zu sein.begegnen با اینکه مفعول دارد، در Perfekt با sein صرف میشود؛ پس در مصدر گذشته هم sein میگیرد.
Ich bin froh, dass ich das geschafft zu haben.
✓ Ich bin froh, das geschafft zu haben. / Ich bin froh, dass ich das geschafft habe.این جمله دو ساختار را قاطی کرده است. بعد از dass فاعل و فعل صرفشده میآید؛ مصدر با zu فاعل ندارد. یکی از این دو را انتخاب کنید.
Ich bereue, dass ich nicht früher angefangen zu haben.
✓ Ich bereue, nicht früher angefangen zu haben. / Ich bereue, dass ich nicht früher angefangen habe.همان اشتباه قبلی، این بار با فعل جداشدنی. یا dass و فعل صرفشده در آخر، یا مصدر گذشته بدون فاعل و بدون حرف ربط.
داستان این درس
Ein Jahr später — داستان کوتاه آلمانی سطح B2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.