گذشتهٔ نقلی (Perfekt) با sein (Perfekt mit sein)
بعضی فعلها زمان Perfekt را با sein میسازند، نه با haben. اینها بیشتر فعلهاییاند که رفتن از جایی به جای دیگر را نشان میدهند، مثل fahren، gehen و kommen، و فعلهایی که تغییر حالت را نشان میدهند. فعلهای sein، bleiben و passieren هم با sein میآیند. بقیهٔ فعلها زمان Perfekt را با haben میسازند.
Einige Verben bilden das Perfekt mit sein, nicht mit haben. Das sind vor allem Verben der Bewegung von einem Ort zu einem anderen, wie fahren, gehen und kommen, und Verben, die eine Veränderung zeigen, wie werden oder erschrecken. Auch sein, bleiben und passieren bilden das Perfekt mit sein. Alle anderen Verben nehmen haben.
haben یا sein؟ فقط یک سؤال بپرسید
در درس قبل دیدیم که زمان Perfekt دو بخش دارد: فعل کمکی در جایگاه دوم و شکل سوم فعل در آخر جمله. حالا سؤال این است که فعل کمکی کدام است. برای بیشتر فعلها haben است، اما گروهی از فعلها sein میگیرند.
برای انتخاب، فقط یک سؤال بپرسید: آیا کسی یا چیزی از یک جا به جای دیگر رفته است، یا حالتش عوض شده است؟ اگر جواب بله است، فعل کمکی sein است؛ در غیر این صورت haben به کار میرود.
قاب جمله هیچ فرقی نمیکند. فقط به جای شکلهای haben، شکلهای صرفشدهٔ sein میآیند: bin، bist، ist، sind و seid. این فعل در جایگاه دوم مینشیند و شکل سوم فعل مثل همیشه به آخر جمله میرود.
| Ich bin am Samstag nach Hamburg gefahren. | من شنبه به هامبورگ رفتم. |
| Bist du gestern ins Kino gegangen? | دیروز به سینما رفتی؟ |
| Wir sind um acht Uhr nach Hause gekommen. | ما ساعت هشت به خانه آمدیم. |
| Am Abend haben wir Pizza gegessen. | شب پیتزا خوردیم. |
فعلهای حرکت: از یک جا به جای دیگر
مهمترین گروهی که sein میگیرد، فعلهای حرکت است: fahren، gehen، kommen، laufen، fliegen و fallen. در همهٔ این فعلها کسی یا چیزی جایش را عوض میکند. شکل سوم آنها بیقاعده است و باید حفظ شود، مثلاً از gehen شکل gegangen و از fliegen شکل geflogen ساخته میشود.
در این جملهها معمولاً مقصد هم گفته میشود، مثل «به هامبورگ»، «به بندر» یا «به رختخواب». اما حتی وقتی مقصد گفته نشود، فعل حرکت باز هم با sein میآید؛ لوکاس و خواهرش در داستان فقط کنار آب قدم زدهاند، و باز هم فعل کمکی sein است.
| Ich bin früh mit dem Zug gefahren. | من صبح زود با قطار رفتم. |
| Dort sind wir lange am Wasser gelaufen. | آنجا مدت زیادی کنار آب قدم زدیم. |
| Mein Vater ist im Sommer nach Teheran geflogen. | پدرم تابستان با هواپیما به تهران رفت. |
| Das Glas ist vom Tisch gefallen. | لیوان از روی میز افتاد. |
تغییر حالت: آدم بعد از آن فرق کرده است
گروه دوم، فعلهایی است که تغییر حالت را نشان میدهند. اینجا کسی جابهجا نمیشود، اما بعد از این اتفاق دیگر همان آدم قبلی نیست: کسی که werden را تجربه کرده، حالا چیز دیگری شده است؛ کسی که خوابش برده، حالا خواب است. مهمترین فعل این گروه werden با شکل سوم geworden است.
فعل erschrecken به معنی «ترسیدن» و «جا خوردن» هم در این گروه است و شکل سومش erschrocken است. لوکاس وقتی موبایلش افتاد، ناگهان ترسید؛ یعنی حالش در یک لحظه عوض شد. به همین دلیل فعل کمکی sein است.
| Lukas ist rot geworden. | لوکاس سرخ شد. |
| Samira ist sehr erschrocken. | سمیرا خیلی ترسید. |
| Das Wetter ist schnell kalt geworden. | هوا زود سرد شد. |
| Meine Tochter ist Ärztin geworden. | دخترم پزشک شد. |
سه استثنا: sein، bleiben و passieren
سه فعل مهم هیچ حرکتی و هیچ تغییری نشان نمیدهند، ولی باز هم با sein میآیند: خود sein با شکل سوم gewesen، فعل bleiben به معنی «ماندن» با شکل سوم geblieben، و فعل passieren به معنی «اتفاق افتادن» که شکل سومش passiert است.
یک نکتهٔ مهم دربارهٔ خود sein: آلمانیزبانها برای گذشتهٔ این فعل معمولاً شکل کوتاه war را به کار میبرند و کمتر ist gewesen میگویند. در داستان هم آمده است که غذا آماده بود و موبایل خراب بود؛ هر دو با war گفته شدهاند.
| Am Sonntag sind wir zu Hause geblieben. | یکشنبه در خانه ماندیم. |
| Was ist passiert? | چه اتفاقی افتاد؟ |
| Ich bin noch nie in Hamburg gewesen. | من تا حالا هیچوقت هامبورگ نبودهام. |
| Gestern war ich sehr müde. | دیروز خیلی خسته بودم. |
مقایسه با فارسی و یک راه ساده برای یادگیری
ماضی نقلی فارسی جالب است: «رفتهام» از «رفته» و «ام» ساخته میشود، و این «ام» در واقع شکل کوتاه «هستم» است. یعنی فارسی برای همهٔ فعلها از «بودن» کمک میگیرد؛ «خوردهام» و «نوشتهام» هم همینطورند. پس فارسی در انتخاب بین haben و sein راهنمای ما نیست.
راه ساده این است که شکل Perfekt را همراه خود فعل حفظ کنید، نه فقط مصدر را. کارتهای واژه در این سایت همین کار را میکنند و مثلاً ist gefahren یا hat gegessen را کنار هر فعل نشان میدهند.
| Sie ist nach Berlin gefahren. | او به برلین رفته است. |
| Sie hat einen Brief geschrieben. | او نامهای نوشته است. |
| Er ist gestern gekommen. | او دیروز آمده است. |
| Er hat viel gegessen. | او زیاد خورده است. |
| Infinitiv | Perfekt | Warum sein? |
|---|---|---|
| fahren | ist gefahren | Ortswechsel |
| gehen | ist gegangen | Ortswechsel |
| kommen | ist gekommen | Ortswechsel |
| laufen | ist gelaufen | Ortswechsel |
| fallen | ist gefallen | Ortswechsel |
| erschrecken | ist erschrocken | Veränderung |
| werden | ist geworden | Veränderung |
| passieren | ist passiert | Ausnahme |
| bleiben | ist geblieben | Ausnahme |
| sein | ist gewesen | Ausnahme |
مثالها
| Lukas, du bist am Samstag nicht gekommen! | لوکاس، تو شنبه نیامدی! |
| Ich bin am Samstag nach Hamburg gefahren. | من شنبه به هامبورگ رفتم. |
| Mein Handy ist vom Tisch gefallen, und der Bildschirm ist kaputt. | موبایلم از روی میز افتاد و صفحهاش خراب است. |
| Die Fahrt hat drei Stunden gedauert. | سفر سه ساعت طول کشید. |
اشتباههای رایج
Ich habe nach Hamburg gefahren.
✓ Ich bin nach Hamburg gefahren.فعل fahren حرکت از یک جا به جای دیگر است؛ پس به جای haben فعل کمکی sein لازم است.
Er hat nicht gekommen.
✓ Er ist nicht gekommen.فعل kommen هم حرکت است و با sein میآید. منفی شدن جمله فعل کمکی را عوض نمیکند.
Wir sind im Restaurant gegessen.
✓ Wir haben im Restaurant gegessen.غذا خوردن نه حرکت است و نه تغییر حالت؛ پس فعل کمکی haben است.
Das Handy hat vom Tisch gefallen.
✓ Das Handy ist vom Tisch gefallen.افتادن هم حرکت از بالا به پایین است. موبایل جایش را عوض کرده، پس فعل کمکی sein است.
Ich bin nach Hause gegeht.
✓ Ich bin nach Hause gegangen.فعل کمکی درست است، اما gehen بیقاعده است و شکل سومش gegangen است. شکلهای بیقاعده را باید همراه فعل حفظ کرد.
داستان این درس
Ein Samstag in Hamburg — داستان کوتاه آلمانی سطح A2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.