صفتهای ساختهشده از فعل (Partizipialattribut) (Partizipialattribute: der eröffnete Park, die steigenden Mieten)
اسم مفعول و اسم فاعل فعلها میتوانند مثل صفت پیش از اسم بیایند و پایانهٔ صفت بگیرند. اسم مفعول، یعنی Partizip II، معمولاً معنای مجهول یا تمامشده دارد، مثل «پارکِ افتتاحشده». اسم فاعل، یعنی Partizip I، با پسوند d ساخته میشود و کاری را نشان میدهد که همزمان در جریان است، مثل «اجارههای رو به افزایش». پیش از این صفتها گاهی چند کلمهٔ دیگر هم میآید و گروههای اسمی بلندی میسازد که در روزنامهها بسیار رایج است. فارسی هم ساختار مشابهی دارد، مثل «پارکِ دو سال پیش افتتاحشده».
Partizipien können wie Adjektive vor einem Nomen stehen und bekommen dann Adjektivendungen. Das Partizip II zeigt oft etwas Passives oder Abgeschlossenes: der eröffnete Park = der Park, der eröffnet worden ist. Das Partizip I (Infinitiv + d) zeigt etwas Gleichzeitiges, Aktives: die lebende Rentnerin = die Rentnerin, die lebt. Vor dem Partizip können weitere Wörter stehen: der vor zwei Jahren eröffnete Park. So entstehen lange Nominalgruppen, die typisch für Zeitungen sind.
اسم مفعول و اسم فاعل در نقش صفت
در سطح A2، در داستان بازار دستدوم، پایانههای صفت را یاد گرفتید. خبر خوب این است که اسم مفعول و اسم فاعل، وقتی پیش از اسم میآیند، دقیقاً مثل یک صفت معمولی رفتار میکنند و همان پایانهها را میگیرند. کلمهٔ vergessen بهتنهایی یک شکل فعلی است، اما پیش از یک اسم خنثی به vergessene تبدیل میشود.
فارسی هم همین کار را میکند: «پارکِ افتتاحشده»، «محلهٔ فراموششده»، «جمعیتِ رو به رشد»، «کودکِ در حال بازی». ترکیبهای با «ـشده» تقریباً معادل Partizip II هستند و ترکیبهایی مثل «رو به …» یا «در حال …» معادل Partizip I. تفاوت اصلی این است که در فارسی صفت بعد از اسم میآید و در آلمانی پیش از آن.
| Die Überschrift lautete: »Das vergessene Viertel erwacht«. | تیتر این بود: «محلهٔ فراموششده بیدار میشود». |
| ein alter Park – ein eröffneter Park – ein wachsender Park | یک پارک قدیمی، یک پارک افتتاحشده، یک پارک رو به گسترش |
| »Die zitierte Rentnerin bin ich«, sagte sie und lachte. | خندید و گفت: «آن بازنشستهای که از او نقل قول شده، من هستم». |
اسم مفعول در نقش صفت: مجهول یا تمامشده
اسم مفعول فعلهای گذرا در نقش صفت معنای مجهول دارد و معمولاً نشان میدهد که کار تمام شده است. پارکی که eröffnet است، پارکی است که کسی آن را افتتاح کرده؛ پس «پارکِ افتتاحشده» را میتوان با wurde به یک جملهٔ موصولی مجهول باز کرد.
فعلهایی که گذشتهٔ نقلی را با sein میسازند، مثل steigen، fallen یا wachsen، مفعول ندارند و مجهول نمیشوند. اسم مفعول آنها معنای معلوم دارد و فقط تمامشدن را نشان میدهد: اجارهها خودشان بالا رفتهاند. برای همین جملهٔ موصولی معادلش با sind ساخته میشود، نه با wurden. قیدی که پیش از صفت میآید، مثل stark یا frisch، هیچ پایانهای نمیگیرد.
| Im frisch renovierten Bahnhof gibt es jetzt ein Café, und die neu gepflanzten Bäume machen die Hauptstraße grüner. | در ایستگاهِ تازه نوسازیشده حالا یک کافه هست و درختهای تازه کاشتهشده خیابان اصلی را سبزتر میکنند. |
| Die stark gestiegenen Mieten zwingen viele langjährige Bewohner zum Umzug. | اجارههایی که به شدت بالا رفتهاند، خیلی از ساکنان قدیمی را مجبور به اسبابکشی میکنند. |
| der eröffnete Park = der Park, der eröffnet wurde | پارکِ افتتاحشده = پارکی که افتتاح شد |
| die gestiegenen Mieten = die Mieten, die gestiegen sind | اجارههای بالارفته = اجارههایی که بالا رفتهاند |
اسم فاعل در نقش صفت: معلوم و همزمان
اسم فاعل با افزودن حرف d به مصدر ساخته میشود: از leben میشود lebend، از steigen میشود steigend و از wachsen میشود wachsend. این شکل همیشه معنای معلوم دارد و کاری را نشان میدهد که همزمان با زمان جمله در جریان است. جملهٔ موصولی معادل با فعل معلوم ساخته میشود.
فعلهای ترکیبی هم همین قاعده را دارند. ترکیب leer stehen یعنی «خالی ماندن» و اسم فاعل آن leer stehend است؛ یعنی مغازههایی که خالی ماندهاند. در فارسی معمولاً آن را با یک صفت ساده ترجمه میکنیم، مثل «مغازههای خالی». بعد از حرف تعریف جمع die، پایانهٔ en را فراموش نکنید.
| Die leer stehenden Läden und die schlecht beleuchteten Straßen schreckten viele Menschen ab. | مغازههای خالی و خیابانهای کمنور خیلیها را فراری میدادند. |
| Die steigenden Preise machen vielen Familien Sorgen. | قیمتهای رو به افزایش خیلی از خانوادهها را نگران میکنند. |
| In der wachsenden Stadt fehlen günstige Wohnungen. | در این شهرِ رو به رشد، آپارتمان ارزان کم است. |
گروههای بلند: کلمههایی بین حرف تعریف و صفت
در زبان نوشتاری، پیش از صفت فعلی میتوان چند کلمهٔ دیگر گذاشت: قید زمان، قید مکان، حتی مفعول. نتیجه یک گروه اسمی بلند است که حرف تعریف در ابتدای آن و اسم در انتهای آن قرار دارد. همهٔ این اطلاعات بین حرف تعریف و صفت فشرده میشود.
خواندن این گروهها روش سادهای دارد. اول حرف تعریف را پیدا کنید، مثلاً Der یا Eine. بعد از روی کلمههای وسط بپرید تا به اولین اسمی برسید که با آن حرف تعریف جور است؛ این اسم اصلی است. حالا صفت فعلی درست پیش از آن را ببینید و در آخر وسط را بخوانید. حرف تعریف با همان اسم دور هماهنگ است، نه با کلمههای وسط: کلمهٔ Jahren جمع و داتیو است، اما Der به Park برمیگردد.
برای تبدیل به جملهٔ موصولی، اسم را جلو بیاورید، ضمیر موصولی بگذارید، کلمههای وسط را پشت آن بنویسید و صفت فعلی را به فعل صرفشده در آخر جمله تبدیل کنید. برای برگرداندن، همین مسیر را برعکس بروید: فعل صرفشده حذف میشود، صفت فعلی پایانهٔ صفت میگیرد و درست پیش از اسم مینشیند.
| Der vor zwei Jahren eröffnete Park ist zum Treffpunkt der ganzen Nachbarschaft geworden. | پارکی که دو سال پیش افتتاح شد، محل دیدار همهٔ اهالی محله شده است. |
| Eine seit dreißig Jahren im Viertel lebende Rentnerin sagt: Ich erkenne meine eigene Straße nicht mehr. | بازنشستهای که سی سال است در این محله زندگی میکند، میگوید: خیابان خودم را دیگر نمیشناسم. |
| der Park, der vor zwei Jahren eröffnet wurde | پارکی که دو سال پیش افتتاح شد (همان معنا، به شکل جملهٔ موصولی) |
| die seit Monaten leer stehende Wohnung = die Wohnung, die seit Monaten leer steht | آپارتمانی که ماههاست خالی مانده است |
این ساختار کجا میآید و چطور با آن تمرین کنیم
این ساختار در گفتوگوی روزمره کمتر شنیده میشود. جای اصلی آن روزنامه، متنهای علمی، گزارشها و نامههای اداری است، چون در یک گروه اسمی اطلاعاتی را جا میدهد که در غیر این صورت یک جملهٔ کامل لازم داشت.
یک تمرین عملی: یک خبر کوتاه آلمانی پیدا کنید و زیر هر حرف تعریفی که اسمش از آن دور افتاده خط بکشید. بعد هر گروه را به یک جملهٔ موصولی تبدیل کنید و متن سادهشده را با اصل مقایسه کنید. چند روز بعد، متن سادهشده را دوباره به سبک روزنامه برگردانید. این تمرین هم خواندن را سریعتر میکند و هم نوشتن رسمی را.
| Die von der Stadt geplanten Wohnungen sollen 2028 fertig sein. | آپارتمانهایی که شهرداری برنامهریزی کرده، قرار است سال ۲۰۲۸ آماده شوند. |
| Die Wohnungen, die von der Stadt geplant wurden, sollen 2028 fertig sein. | همان جمله، بازنویسیشده با جملهٔ موصولی. |
| Die seit Jahren steigenden Kosten belasten viele Vereine. | هزینههایی که سالهاست بالا میروند، بار سنگینی بر دوش خیلی از انجمنها گذاشتهاند. |
| Partizipialattribut | als Relativsatz |
|---|---|
| das vergessene Viertel | das Viertel, das vergessen wurde |
| die schlecht beleuchteten Straßen | die Straßen, die schlecht beleuchtet sind |
| der vor zwei Jahren eröffnete Park | der Park, der vor zwei Jahren eröffnet wurde |
| die stark gestiegenen Mieten | die Mieten, die stark gestiegen sind |
| die leer stehenden Läden | die Läden, die leer stehen |
| eine seit dreißig Jahren im Viertel lebende Rentnerin | eine Rentnerin, die seit dreißig Jahren im Viertel lebt |
مثالها
| Die Überschrift lautete: »Das vergessene Viertel erwacht«. | تیتر این بود: «محلهٔ فراموششده بیدار میشود». |
| »Die leer stehenden Läden und die schlecht beleuchteten Straßen schreckten viele Menschen ab.« | «مغازههای خالی و خیابانهای کمنور خیلیها را فراری میدادند.» |
| »Der vor zwei Jahren eröffnete Park ist zum Treffpunkt der ganzen Nachbarschaft geworden.« | «پارکی که دو سال پیش افتتاح شد، محل دیدار همهٔ اهالی محله شده است.» |
| »Die stark gestiegenen Mieten zwingen viele langjährige Bewohner zum Umzug.« | «اجارههایی که به شدت بالا رفتهاند، خیلی از ساکنان قدیمی را مجبور به اسبابکشی میکنند.» |
اشتباههای رایج
der eröffnet Park
✓ der eröffnete Parkصفت فعلی پیش از اسم مثل هر صفت دیگری پایانه میگیرد. شکل بدون پایانه فقط بعد از فعل میآید، مثل «پارک افتتاح شده است».
die steigende Mieten
✓ die steigenden Mietenبعد از حرف تعریف جمع، صفت همیشه پایانهٔ en میگیرد؛ صفت فعلی هم از این قاعده جدا نیست.
die gestiegenden Mieten
✓ die gestiegenen Mietenدو شکل را با هم قاطی نکنید. یا اسم مفعول برای کار تمامشده، یعنی gestiegen، یا اسم فاعل برای کار در جریان، یعنی steigend؛ ترکیب هر دو شکلی نادرست است.
der eröffnete vor zwei Jahren Park
✓ der vor zwei Jahren eröffnete Parkهمهٔ کلمههای اضافه بین حرف تعریف و صفت مینشینند و صفت فعلی همیشه درست پیش از اسم میآید، نه وسط گروه.
die lebte Rentnerin
✓ die lebende Rentnerinفعل صرفشده نمیتواند صفت شود. برای کاری که همزمان در جریان است از مصدر بهاضافهٔ d و پایانهٔ صفت استفاده کنید، یا یک جملهٔ موصولی کامل بسازید.
داستان این درس
Ein Viertel im Wandel — داستان کوتاه آلمانی سطح B2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.