گرامر · همهٔ داستان‌ها

جمله‌های وابسته با weil و dass (Nebensätze mit weil und dass)

سطح A2

با weil دلیل چیزی را می‌گوییم، مثل «چون» در فارسی، و با dass می‌گوییم کسی چه فکر می‌کند، چه باور دارد یا چه می‌داند، مثل «که» در فارسی. بعد از این دو کلمه یک جملهٔ وابسته شروع می‌شود و فعل صرف‌شده به آخر آن جمله می‌رود. در زمان Perfekt یا با فعل وجهی، فعل کمکی یا فعل وجهی در آخر جمله می‌آید. پیش از weil و dass همیشه ویرگول می‌گذاریم.

Mit weil nennt man einen Grund, mit dass sagt man, was jemand denkt, glaubt oder weiß. Nach weil und dass beginnt ein Nebensatz, und im Nebensatz steht das konjugierte Verb ganz am Ende. Im Perfekt oder mit einem Modalverb steht das Hilfsverb oder das Modalverb am Ende. Vor weil und dass steht ein Komma.

جملهٔ اصلی و جملهٔ وابسته: فعل کجا می‌رود؟

در درس‌های قبل دیدیم که در جملهٔ اصلی آلمانی فعل صرف‌شده همیشه در جایگاه دوم می‌آید. حالا با نوع دیگری از جمله آشنا می‌شویم: جملهٔ وابسته. جملهٔ وابسته به‌تنهایی کامل نیست و به جملهٔ اصلی تکیه می‌کند. در این نوع جمله فعل صرف‌شده به آخر جمله می‌رود.

دو کلمه‌ای که در این درس جملهٔ وابسته را شروع می‌کنند weil و dass هستند. بعد از آن‌ها معمولاً فاعل می‌آید، بعد بقیهٔ جمله، و فعل در پایان. میان جملهٔ اصلی و جملهٔ وابسته همیشه ویرگول می‌گذاریم؛ در آلمانی این ویرگول اختیاری نیست.

خبر خوب برای فارسی‌زبان‌ها این است که در فارسی فعل تقریباً همیشه آخر جمله است. وقتی می‌گوییم «چون تابستان امتحان دارم»، فعل «دارم» در آخر است؛ در آلمانی هم habe آخر می‌آید. پس weil را مثل «چون» و dass را مثل «که» ببینید و بقیهٔ جمله را به ترتیب فارسی بچینید.

Ich lerne Deutsch, weil ich im Sommer eine Prüfung habe.آلمانی می‌خوانم، چون تابستان امتحان دارم.
Kian ist müde.کیان خسته است.
Jonas weiß, dass Kian müde ist.یوناس می‌داند که کیان خسته است.

با weil دلیل می‌آوریم

با weil دلیل چیزی را می‌گوییم. جملهٔ وابسته با weil جواب سؤال warum یعنی «چرا؟» است. در داستان، آقای برانت می‌پرسد کیان چرا دیر آمده و کیان دلیلی می‌آورد، هرچند راست نیست.

در گفت‌وگو می‌توان فقط با جملهٔ وابسته جواب داد و جملهٔ اصلی را نگفت، درست مثل فارسی که می‌گوییم «چون دوچرخه‌ام خراب بود». این کار در گفتار کاملاً طبیعی است، ولی در نوشتهٔ رسمی بهتر است جملهٔ کامل بنویسید.

کلمهٔ denn هم به معنی «چون» است، اما جملهٔ وابسته نمی‌سازد. بعد از denn ترتیب جملهٔ اصلی می‌ماند و فعل در جایگاه دوم است. معنی یکی است و فقط جای فعل فرق دارد.

»Weil mein Fahrrad kaputt war«, sagt Kian.کیان می‌گوید: «چون دوچرخه‌ام خراب بود.»
Aber du musst auch schlafen, weil ein müder Kopf nichts lernt.ولی به خوابت هم باید برسی، چون ذهن خسته چیزی یاد نمی‌گیرد.
Warum ist Kian müde? – Weil er jeden Abend bis Mitternacht liest.کیان چرا خسته است؟ – چون هر شب تا نیمه‌شب کتاب می‌خواند.
Kian ist müde, denn er liest jeden Abend bis Mitternacht.کیان خسته است، چون هر شب تا نیمه‌شب کتاب می‌خواند.

با dass: آنچه فکر می‌کنیم و می‌دانیم

با dass می‌گوییم کسی چه فکر می‌کند، چه باور دارد، چه می‌داند یا چه می‌گوید. این کلمه معمولاً بعد از فعل‌هایی مثل glauben «باور داشتن»، denken «فکر کردن»، finden «به نظر کسی رسیدن»، wissen «دانستن»، sagen «گفتن» و hoffen «امیدوار بودن» می‌آید. معادل فارسی‌اش همان «که» است.

دقت کنید که dass با das یکی نیست. کلمهٔ das حرف تعریف خنثی است و یک s دارد؛ کلمهٔ dass دو جمله را به هم وصل می‌کند و دو s دارد.

در گفتار گاهی dass را حذف می‌کنند، همان‌طور که ما در فارسی «که» را می‌اندازیم. اما در این صورت جمله دیگر وابسته نیست و فعل به جایگاه دوم برمی‌گردد. پس یا dass با فعل در آخر، یا بدون dass با فعل در جایگاه دوم؛ مخلوط این دو غلط است.

Ich glaube, dass du zu wenig schläfst.فکر می‌کنم که تو خیلی کم می‌خوابی.
Ich finde, dass du einen Plan brauchst.به نظرم تو به یک برنامه نیاز داری.
Ich habe nicht gewusst, dass du so fleißig bist!نمی‌دانستم که این‌قدر پرتلاشی!
Ich glaube, du schläfst zu wenig.فکر می‌کنم خیلی کم می‌خوابی.

وقتی جملهٔ وابسته چند فعل دارد

اگر جملهٔ وابسته در زمان Perfekt باشد، اسم مفعول مثل geschlafen پیش از آخر می‌آید و فعل کمکی صرف‌شده، یعنی haben یا sein، در آخرِ آخر. در جملهٔ اصلی این دو از هم دورند، اما در جملهٔ وابسته کنار هم می‌ایستند.

با فعل‌های وجهی مثل müssen و können هم همین قاعده برقرار است: مصدر فعل اصلی پیش از آخر می‌آید و فعل وجهی صرف‌شده در آخر.

فعل‌های جداشدنی در جملهٔ وابسته دوباره به هم می‌چسبند. در جملهٔ اصلی ruft در جایگاه دوم است و پیشوند an در آخر جمله، اما در جملهٔ وابسته فعل یکپارچه در آخر می‌آید: anruft. فعل‌هایی مثل aufstehen و einkaufen هم همین‌طورند.

»Ja«, sagt Kian, »weil ich endlich genug geschlafen habe.«کیان می‌گوید: «بله، چون بالاخره به اندازهٔ کافی خوابیده‌ام.»
Jonas sagt, dass du schlafen musst.یوناس می‌گوید که تو باید بخوابی.
Am Abend ruft Kian seine Mutter in Schiras an.عصر کیان به مادرش در شیراز زنگ می‌زند.
Jonas weiß, dass Kian am Abend seine Mutter anruft.یوناس می‌داند که کیان عصر به مادرش زنگ می‌زند.

وقتی جملهٔ وابسته اول می‌آید

جملهٔ وابسته می‌تواند پیش از جملهٔ اصلی بیاید. در این حالت کل جملهٔ وابسته جایگاه اول را پر می‌کند، پس جملهٔ اصلی بلافاصله با فعل شروع می‌شود و فاعل بعد از آن می‌آید. به همین دلیل وسط جمله دو فعل کنار هم می‌افتند که فقط یک ویرگول میانشان است.

این همان قاعدهٔ جایگاه دوم است که از سطح A1 می‌شناسید. فارسی‌زبان‌ها اینجا زیاد اشتباه می‌کنند، چون در فارسی بعد از جملهٔ «چون…» فاعل می‌آید. قاعدهٔ ساده را به خاطر بسپارید: فعل، ویرگول، فعل.

برای تمرین، از داستان سؤال‌هایی مثل «کیان چرا خسته است؟» بسازید و با weil جواب بدهید. بعد چند جمله با «فکر می‌کنم که» دربارهٔ دوستانتان بنویسید. هر جمله را بلند بخوانید و به آخرش دقت کنید: آیا فعل آنجاست؟

Weil ich müde bin, trinke ich Kaffee.چون خسته‌ام، قهوه می‌نوشم.
Weil Kian jeden Abend lernt, ist er am Morgen müde.چون کیان هر شب درس می‌خواند، صبح خسته است.
Weil Kian genug geschlafen hat, ist er heute früh.چون کیان به اندازهٔ کافی خوابیده، امروز زود آمده است.
HauptsatzNebensatzVerb am Ende
Ich lerne Deutsch,weil ich eine Prüfung habe.habe
Ich glaube,dass du zu wenig schläfst.schläfst
Ich habe nicht gewusst,dass du so fleißig bist.bist
Du musst schlafen,weil ein müder Kopf nichts lernt.lernt
Ich bin früh,weil ich genug geschlafen habe.geschlafen habe
Ich finde,dass du schlafen musst.schlafen musst

مثال‌ها

Ich lerne Deutsch, weil ich im Sommer eine Prüfung habe.آلمانی می‌خوانم، چون تابستان امتحان دارم.
Ich glaube, dass du zu wenig schläfst.فکر می‌کنم که تو خیلی کم می‌خوابی.
»Ja«, sagt Kian, »weil ich endlich genug geschlafen habe.«کیان می‌گوید: «بله، چون بالاخره به اندازهٔ کافی خوابیده‌ام.»
Ich finde, dass du einen Plan brauchst.به نظرم تو به یک برنامه نیاز داری.

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Kian ist müde — داستان کوتاه آلمانی سطح A2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.