فعلهای جداشدنی (Trennbare Verben)
بسیاری از فعلهای آلمانی یک پیشوند دارند، مثل auf-، an-، ein- یا mit-. در زمان حال، فعل در جایگاه دوم میآید و پیشوند از آن جدا میشود و به آخر جمله میرود. در زمان Perfekt، بخش ge- میان پیشوند و فعل مینشیند. وقتی فعل وجهی داریم، فعل جداشدنی یکپارچه در آخر جمله میآید.
Viele Verben haben eine Vorsilbe wie auf-, an-, ein- oder mit-. Im Präsens steht das Verb auf Position 2, und die Vorsilbe steht am Ende des Satzes. Im Perfekt steht ge- zwischen Vorsilbe und Verb. Mit einem Modalverb steht das ganze Verb zusammen am Ende.
فعل جداشدنی چیست؟ یک پیشوند که معنا را عوض میکند
در آلمانی بسیاری از فعلها یک پیشوند کوتاه دارند، مثل an، auf، aus، ein، mit، zu، zurück یا fern. این پیشوند معنای فعل را عوض میکند: kaufen یعنی «خریدن»، اما einkaufen یعنی «خرید کردن»؛ rufen یعنی «صدا زدن»، اما anrufen یعنی «زنگ زدن»؛ stehen یعنی «ایستادن»، اما aufstehen یعنی «بیدار شدن».
نکتهٔ مهم تلفظ است: در این فعلها تکیهٔ صدا روی پیشوند است. همین پیشوندِ پرتکیه است که در جمله از فعل جدا میشود.
فارسی هم فعلهای دوبخشی زیادی دارد، مثل «بیدار شدن»، «زنگ زدن» و «خرید کردن». اما در فارسی دو بخش همیشه کنار هم در آخر جمله میمانند. در آلمانی این دو بخش در بیشتر جملهها از هم دور میشوند و بقیهٔ جمله میان آنها قرار میگیرد.
| Er steht schon um sieben Uhr auf. | او همان ساعت هفت صبح بیدار میشود. |
| Ich kaufe am Samstag im Supermarkt ein. | من شنبه در سوپرمارکت خرید میکنم. |
| Samira ruft ihre Mutter an. | سمیرا به مادرش زنگ میزند. |
زمان حال و جملهٔ پرسشی: پیشوند به آخر جمله میرود
در زمان حال، بخش صرفشدهٔ فعل در جایگاه دوم مینشیند و پیشوند به آخرِ آخرِ جمله میرود. این همان قاب جمله است که در زمان Perfekt هم دیدیم: دو بخش فعل مثل دو دیوار، و بقیهٔ جمله در میان آنها.
در جملهٔ پرسشیِ بله و نه، و در جملهٔ امری، بخش صرفشده به جایگاه اول میآید، ولی پیشوند باز هم در آخر میماند؛ مثل وقتی لوکاس به مهمانها میگوید بیایید تو.
یک توصیهٔ عملی: اگر معنای فعلی در متن جور درنیامد، آخر جمله را نگاه کنید؛ شاید پیشوندی آنجا منتظر است. در فرهنگ لغت هم همیشه مصدر کامل را جستوجو کنید.
| Die Gäste kommen um sechs Uhr an. | مهمانها ساعت شش میرسند. |
| Rufst du Samira heute an? | امروز به سمیرا زنگ میزنی؟ |
| Wann fängt der Film an? | فیلم کی شروع میشود؟ |
| Kommt rein! | بیایید تو! |
زمان Perfekt: ge وسط پیشوند و فعل
در شکل سوم فعل، بخش ge به اول کلمه نمیآید، بلکه میان پیشوند و خود فعل قرار میگیرد و همه با هم یک کلمه میشوند: از einkaufen شکل eingekauft، از aufräumen شکل aufgeräumt و از anrufen شکل angerufen ساخته میشود.
اگر خود فعل بیقاعده باشد، شکل بیقاعدهاش را نگه میدارد و فقط پیشوند جلویش میآید: از stehen شکل aufgestanden، از fangen شکل angefangen و از bringen شکل mitgebracht به دست میآید.
انتخاب میان haben و sein هم همان قاعدهٔ درس قبل است. فعلهایی که حرکت یا تغییر حالت نشان میدهند sein میگیرند، مثل ist aufgestanden و sind angekommen؛ بقیه، مثل hat angerufen و hat eingekauft، با haben میآیند.
| Ich habe schon mittags angefangen. | من از همان ظهر شروع کردم. |
| Lukas ist heute sehr früh aufgestanden. | لوکاس امروز خیلی زود بیدار شد. |
| Die Gäste sind um sechs Uhr angekommen. | مهمانها ساعت شش رسیدند. |
| Samira hat einen Kuchen mitgebracht. | سمیرا یک کیک با خودش آورد. |
با فعل وجهی و در جملهٔ پیرو: فعل دوباره یک کلمه است
وقتی فعل وجهی مثل müssen، können یا möchten در جمله باشد، این فعل وجهی در جایگاه دوم مینشیند و فعل جداشدنی به شکل مصدر به آخر جمله میرود. در این حالت پیشوند و فعل از هم جدا نمیشوند و یک کلمه میمانند.
در جملهٔ پیرو با weil، dass یا wenn هم فعل صرفشده به آخر جمله میرود و آنجا دوباره به پیشوندش میچسبد. پس اینجا فعل یک کلمهٔ کامل است.
| Ich muss morgen früh aufstehen. | من باید فردا زود بیدار شوم. |
| Kannst du mich heute Abend anrufen? | میتوانی امشب به من زنگ بزنی؟ |
| Ich möchte am Samstag einkaufen. | میخواهم شنبه خرید کنم. |
| Lukas ist müde, weil er früh aufsteht. | لوکاس خسته است، چون زود بیدار میشود. |
پیشوندهایی که هرگز جدا نمیشوند
همهٔ پیشوندها جدا نمیشوند. پیشوندهای be، ver، er، ent، zer و ge بیتکیهاند و همیشه به فعل چسبیده میمانند. در داستان هم فعل besuchen کامل در جایگاه دوم مانده است.
این فعلها در شکل سوم هیچ ge اضافهای نمیگیرند: از besuchen شکل besucht، از bezahlen شکل bezahlt، از verstehen شکل verstanden و از erklären شکل erklärt ساخته میشود. پس با این پیشوندها ge را فراموش کنید.
| Samiras Bruder besucht ihn zum ersten Mal. | برادر سمیرا برای اولین بار به دیدن او میآید. |
| Ich habe meine Tante in Berlin besucht. | من به دیدن خالهام در برلین رفتم. |
| Hast du die Frage verstanden? | سؤال را فهمیدی؟ |
| Mein Bruder hat das Essen bezahlt. | برادرم پول غذا را داد. |
| Infinitiv | Präsens | Perfekt |
|---|---|---|
| aufstehen | er steht … auf | ist aufgestanden |
| aufräumen | er räumt … auf | hat aufgeräumt |
| einkaufen | er kauft … ein | hat eingekauft |
| anrufen | er ruft … an | hat angerufen |
| ankommen | sie kommen … an | sind angekommen |
| mitbringen | sie bringt … mit | hat mitgebracht |
| anfangen | er fängt … an | hat angefangen |
| einladen | ich lade … ein | habe eingeladen |
مثالها
| Er steht schon um sieben Uhr auf. | او از ساعت هفت بیدار میشود. |
| Zu Hause ruft er Samira an. | در خانه به سمیرا زنگ میزند. |
| Ich habe Reis, Kräuter und Fleisch eingekauft. | برنج، سبزی و گوشت خریدهام. |
| Um sechs Uhr kommen die Gäste an. | ساعت شش مهمانها میرسند. |
اشتباههای رایج
Ich aufstehe um sieben Uhr.
✓ Ich stehe um sieben Uhr auf.در زمان حال فقط بخش اصلی فعل در جایگاه دوم میآید و پیشوند به آخر جمله میرود.
Er anruft seine Mutter.
✓ Er ruft seine Mutter an.پیشوند an تکیه دارد و جدا میشود؛ بخش صرفشده در جایگاه دوم و پیشوند در پایان جمله مینشیند.
Ich habe geeinkauft.
✓ Ich habe eingekauft.در فعلهای جداشدنی، ge به اول کلمه نمیآید؛ میان پیشوند و خود فعل قرار میگیرد.
Ich muss stehen früh auf.
✓ Ich muss früh aufstehen.با فعل وجهی، فعل جداشدنی به شکل مصدر و یکتکه به آخر جمله میرود و از هم جدا نمیشود.
Ich habe meine Freundin gebesucht.
✓ Ich habe meine Freundin besucht.پیشوند be جدانشدنی است و فعلهایی که با آن شروع میشوند در شکل سوم هیچ ge اضافهای نمیگیرند.
داستان این درس
Lukas kocht — داستان کوتاه آلمانی سطح A2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.