گرامر · همهٔ داستان‌ها

فعل‌های وجهی: müssen، dürfen، wollen، sollen (Modalverben: müssen, dürfen, wollen, sollen)

سطح A2

با müssen می‌گوییم کاری لازم است، مثل «باید». با dürfen می‌گوییم کاری مجاز است، و شکل منفی‌اش یعنی ممنوع است. با wollen خواستهٔ محکم یا تصمیم را می‌گوییم، مثل «می‌خواهم». با sollen توصیه یا خواستهٔ کس دیگری را می‌گوییم، مثلاً حرف دکتر را. فعل وجهی در جایگاه دوم می‌آید و فعل دوم به شکل مصدر در آخر جمله. برای «من» و «او» این فعل‌ها پایانه ندارند.

Mit müssen sagt man, dass etwas nötig ist. Mit dürfen sagt man, dass etwas erlaubt ist; nicht dürfen heißt verboten. Mit wollen sagt man einen festen Wunsch oder Plan. Mit sollen gibt man einen Rat oder sagt, was eine andere Person möchte. Das Modalverb steht auf Position 2, das zweite Verb steht im Infinitiv am Ende. Bei ich und er, sie, es haben die Modalverben keine Endung: ich muss, er darf.

قاب جمله و صرف چهار فعل تازه

در سطح A1 با können و möchten آشنا شدید و دیدید که فعل وجهی در جایگاه دوم می‌نشیند و فعل دوم به شکل مصدر به آخر جمله می‌رود. چهار فعل این درس، یعنی müssen و dürfen و wollen و sollen، دقیقاً همین قاب را دارند. هر چه میان این دو فعل بیاید، مثل زمان و مکان، وسط قاب می‌ماند.

صرف این فعل‌ها هم مثل können است: برای «من» و «او» پایانه ندارند، پس می‌گوییم ich muss و er muss، نه er musst. در شکل‌های مفرد، سه فعل از این چهار حرف صدادارشان عوض می‌شود: müssen به muss، dürfen به darf و wollen به will. شکل‌های جمع دوباره حرف اصلی را دارند.

فعل sollen استثناست و حرف صدادارش هیچ‌جا تغییر نمی‌کند: ich soll، du sollst، wir sollen. جدول بالای درس همهٔ شکل‌ها را نشان می‌دهد؛ آن را چند بار بلند بخوانید.

Am Donnerstag muss er zum Arzt gehen.پنجشنبه باید پیش دکتر برود.
Im Wartezimmer muss Lukas lange warten.لوکاس در اتاق انتظار باید مدت زیادی صبر کند.
Wir müssen heute einkaufen.ما امروز باید خرید کنیم.
Ich soll mehr Wasser trinken.(به من گفته‌اند) باید بیشتر آب بخورم.

müssen و nicht müssen: بزرگ‌ترین دام

فعل müssen یعنی کاری لازم است و راه دیگری نیست؛ در فارسی می‌گوییم «باید». وقتی سمیرا به لوکاس می‌گوید باید پیش دکتر برود، از musst استفاده می‌کند، چون رفتن ضروری است.

اما منفی این فعل برای فارسی‌زبان‌ها بزرگ‌ترین دام است. ما منفی «باید» را «نباید» می‌گوییم و «نباید» معمولاً یعنی ممنوع. در آلمانی nicht müssen یعنی «لازم نیست» یا «مجبور نیستی»، نه «نباید». جملهٔ «فردا لازم نیست کار کنی» یعنی اگر بخواهی می‌توانی کار کنی، ولی اجباری در کار نیست.

پس هر وقت خواستید «نباید» بگویید، دست نگه دارید و از خودتان بپرسید: منظورم ممنوع است یا فقط غیرضروری؟ اگر ممنوع است، به فعل dürfen در بخش بعد نیاز دارید.

Er will eigentlich nicht, aber Samira sagt: »Du musst gehen!«راستش نمی‌خواهد، ولی سمیرا می‌گوید: «باید بروی!»
Sie müssen zuerst gesund werden.اول باید خوب شوید.
Morgen ist Sonntag. Du musst nicht arbeiten.فردا یکشنبه است. لازم نیست کار کنی.
Wir müssen nicht mit dem Auto fahren, der Park ist nah.لازم نیست با ماشین برویم، پارک نزدیک است.

dürfen: اجازه و ممنوعیت

فعل dürfen یعنی کاری مجاز است و کسی یا قانونی اجازه‌اش را داده است. شکل منفی‌اش، یعنی nicht یا kein همراه با dürfen، معنی ممنوع را می‌دهد. این همان «نباید» فارسی است، وقتی دربارهٔ قانون، قاعده یا دستور حرف می‌زنیم: اینجا نباید سیگار کشید.

در داستان، دکتر یزدی دو ممنوعیت می‌گذارد: لوکاس دو هفته نباید چیز سنگین بلند کند و شنبه نباید فوتبال بازی کند. در هر دو جمله فعل dürfen آمده است و از müssen خبری نیست.

برای اجازه گرفتن، سؤال را با فعل شروع کنید: Darf ich …? این شکل مؤدبانه است و در مطب، اداره و مغازه زیاد به کار می‌رود. جواب منفی کوتاهش هم معمولاً با همین فعل ساخته می‌شود.

Aber Sie dürfen zwei Wochen nichts Schweres tragen.اما دو هفته نباید چیز سنگینی بلند کنید.
»Darf ich am Samstag Fußball spielen?«, fragt Lukas.لوکاس می‌پرسد: «شنبه اجازه دارم فوتبال بازی کنم؟»
»Nein, das dürfen Sie nicht«, sagt Frau Yazdi.خانم یزدی می‌گوید: «نه، اجازه ندارید.»
Hier darf man nicht rauchen.اینجا نباید سیگار کشید.

wollen یا möchten؟

فعل wollen هم مثل möchten یعنی «می‌خواهم»، اما محکم‌تر است. با wollen تصمیم، برنامه یا ارادهٔ خودمان را می‌گوییم. وقتی سمیرا می‌گوید می‌خواهد بیشتر پیاده‌روی کند، این یک تصمیم است، نه یک درخواست مؤدبانه.

فعل möchten را از سطح A1 می‌شناسید: شکل نرم و مؤدب همین خواستن است. در کافه یا مغازه همیشه möchten بگویید. اگر به فروشنده بگویید ich will و بعد اسم چیزی را بیاورید، لحن‌تان مثل دستور دادن است و ممکن است بی‌ادبانه به نظر برسد.

قاعدهٔ ساده: برای خواستن چیزی از دیگران möchten، برای گفتن برنامه و تصمیم خودتان wollen. منفی wollen یعنی «نمی‌خواهم» و نشان می‌دهد کسی میلی به کاری ندارد، مثل لوکاس که اول نمی‌خواهد پیش دکتر برود.

Ich will auch mehr laufen.من هم می‌خواهم بیشتر پیاده‌روی کنم.
Aber er will auch jeden Abend mit Samira spazieren gehen.اما او می‌خواهد هر شب هم با سمیرا پیاده‌روی کند.
Nächstes Jahr will Mina in Berlin studieren.مینا می‌خواهد سال آینده در برلین درس بخواند.
Ich möchte einen Tee, bitte.یک چای می‌خواهم، لطفاً.

sollen: خواستهٔ کس دیگر

فعل sollen یعنی کس دیگری، مثلاً دکتر، رئیس یا معلم، کاری را از ما می‌خواهد یا به ما توصیه می‌کند. دکتر یزدی به لوکاس توصیه می‌کند هر روز پیاده‌روی کند و برای همین از sollen استفاده می‌کند.

با sollen حرف دیگران را هم نقل می‌کنیم. وقتی لوکاس در خانه به سمیرا می‌گوید ich soll، یعنی دکتر این را گفته است، نه این‌که خودش تصمیم گرفته باشد. با سؤال Soll ich …? هم کمک پیشنهاد می‌دهیم، مثل «پنجره را باز کنم؟» در فارسی.

فرق müssen و sollen این است: با müssen خود موقعیت کاری را لازم می‌کند، با sollen یک نفر آن را از ما می‌خواهد. در فارسی هر دو «باید» ترجمه می‌شوند، پس فارسی هیچ نشانه‌ای به شما نمی‌دهد. از خودتان بپرسید: چه کسی این را می‌خواهد؟

Und Sie sollen jeden Tag eine halbe Stunde spazieren gehen.و باید هر روز نیم ساعت پیاده‌روی کنید.
»Ich soll jeden Tag spazieren gehen«, sagt Lukas.لوکاس می‌گوید: «(دکتر گفته) باید هر روز پیاده‌روی کنم.»
Soll ich das Fenster aufmachen?پنجره را باز کنم؟
Mein Chef sagt, ich soll morgen früher kommen.رئیسم می‌گوید فردا زودتر بیایم.
müssendürfenwollensollen
ichmussdarfwillsoll
dumusstdarfstwillstsollst
er / sie / esmussdarfwillsoll
wirmüssendürfenwollensollen
ihrmüsstdürftwolltsollt
sie / Siemüssendürfenwollensollen
BedeutungPflichtErlaubnisWunsch, PlanRat, Auftrag

مثال‌ها

Am Donnerstag muss er zum Arzt gehen.پنجشنبه باید پیش دکتر برود.
Aber Sie dürfen zwei Wochen nichts Schweres tragen.اما دو هفته نباید چیز سنگینی بلند کنید.
Und Sie sollen jeden Tag eine halbe Stunde spazieren gehen.و باید هر روز نیم ساعت پیاده‌روی کنید.
Ich will auch mehr laufen.من هم می‌خواهم بیشتر پیاده‌روی کنم.

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Lukas muss zum Arzt — داستان کوتاه آلمانی سطح A2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.