گرامر · همهٔ داستان‌ها

جملهٔ پیرو با seit / seitdem (از وقتی که) و bis (تا وقتی که) (Nebensatz mit seit / seitdem und bis)

سطح B1

seit و seitdem جملهٔ پیرویی می‌سازند که آغاز را می‌گوید: از آن زمان چیزی این‌طور است. bis پایان را می‌گوید: تا آن لحظه چیزی این‌طور بود، بعد عوض شد. فعل به آخر جملهٔ پیرو می‌رود. seit و bis می‌توانند حرف اضافه هم باشند: از یک سال پیش، تا سال آینده.

Seit und seitdem leiten einen Nebensatz ein, der den Anfang nennt: Seit dieser Zeit ist etwas so. Bis nennt das Ende: Bis zu diesem Zeitpunkt war etwas so, dann änderte es sich. Das Verb steht am Ende des Nebensatzes. Seit und bis können auch Präpositionen sein: seit einem Jahr, bis nächstes Jahr.

seit و seitdem: از وقتی که

حرف ربط seit و شکل دیگرش seitdem جملهٔ پیرویی می‌سازند که آغاز یک وضعیت را نشان می‌دهد: از آن لحظه به بعد چیزی این‌طور است یا این‌طور بوده است. در معنا میان این دو تفاوتی نیست و هر دو را می‌توان به کار برد.

نکتهٔ مهم زمان فعل است. وقتی وضعیت هنوز ادامه دارد، آلمانی از زمان حال استفاده می‌کند، نه از گذشته. در فارسی هم می‌گوییم «دو سال است که اینجا زندگی می‌کنم»، پس این قاعده برای فارسی‌زبان‌ها طبیعی است؛ فقط نباید تحت تأثیر انگلیسی سراغ زمان گذشته رفت.

Seit sie in Deutschland lebte, hatte sie über Sprachen nicht mehr nachgedacht.از وقتی که او در آلمان زندگی می‌کرد، دیگر به زبان‌ها فکر نکرده بود.
Seit ich in Berlin wohne, fahre ich mehr Fahrrad.از وقتی که در برلین زندگی می‌کنم، بیشتر دوچرخه‌سواری می‌کنم.
Seitdem er einen Hund hat, geht er jeden Tag spazieren.از وقتی که سگ دارد، هر روز پیاده‌روی می‌کند.

bis: تا وقتی که

حرف ربط bis پایان یک وضعیت را نشان می‌دهد: کاری ادامه دارد تا لحظه‌ای که اتفاق دیگری بیفتد. در فارسی معمولاً آن را با «تا» یا «تا اینکه» ترجمه می‌کنیم.

در فارسی گاهی بعد از «تا» فعل منفی می‌آید، مثلاً «تا او نیاید، نمی‌رویم». در آلمانی بعد از bis هرگز نفی لازم نیست؛ جملهٔ پیرو فقط لحظهٔ پایان را می‌گوید.

Bis sie in die Schule kam, kannte sie nur diesen Dialekt.تا وقتی که او به مدرسه رفت، فقط همین لهجه را می‌شناخت.
Warte hier, bis ich zurückkomme.همین‌جا صبر کن تا برگردم.
Wir warten, bis er kommt.صبر می‌کنیم تا او بیاید.

جای فعل در جملهٔ پیرو

در جمله‌های پیرو با seit، seitdem و bis فعل صرف‌شده به آخر جمله می‌رود. این برای فارسی‌زبان‌ها آسان است، چون در فارسی هم فعل در آخر جمله است.

دشواری در جملهٔ اصلی است. اگر جملهٔ پیرو اول بیاید، کل آن جایگاه اول را پر می‌کند و فعل جملهٔ اصلی باید درست بعد از ویرگول بیاید؛ فاعل پس از فعل قرار می‌گیرد.

Ich arbeite, bis es dunkel wird.کار می‌کنم تا هوا تاریک شود.
Seitdem sie in der Firma arbeitete, sprach sie den ganzen Tag Deutsch.از وقتی که او در شرکت کار می‌کرد، تمام روز آلمانی حرف می‌زد.

حرف اضافه یا حرف ربط؟

کلمه‌های seit و bis می‌توانند حرف اضافه هم باشند. در این صورت بعد از آن‌ها جمله نمی‌آید، بلکه فقط یک اسم یا یک زمان. بعد از seit اسم در حالت Dativ است. بعد از bis معمولاً اسم بدون حرف تعریف می‌آید، مثل روز یا ساعت؛ اگر حرف تعریف لازم باشد، از bis zum یا bis zur استفاده می‌شود.

کلمهٔ seitdem می‌تواند قید هم باشد، به معنای «از آن موقع». در این حالت جملهٔ اصلی می‌سازد و فعل در جایگاه دوم است، نه در آخر.

Ich wohne seit einem Jahr in Hamburg.یک سال است که در هامبورگ زندگی می‌کنم.
Der Kurs dauert bis zum Sommer.کلاس تا تابستان طول می‌کشد.
Im Mai bin ich umgezogen. Seitdem wohne ich in Köln.در ماه مه اسباب‌کشی کردم. از آن موقع در کلن زندگی می‌کنم.

همسایه‌های گمراه‌کننده: seit در برابر vor، و bis در برابر damit

کلمهٔ seit برای وضعیتی است که هنوز ادامه دارد. برای اتفاقی که یک بار در گذشته افتاده و تمام شده، آلمانی vor می‌گوید، به معنای «پیش». پس «دو سال پیش آمدم» با vor ساخته می‌شود، اما برای «دو سال است که اینجا هستم» باید seit به کار برد.

کلمهٔ فارسی «تا» دو معنا دارد: «تا وقتی که» و «برای اینکه». فقط معنای اول bis است. برای هدف، مثل «آهسته حرف می‌زنم تا بفهمی»، آلمانی damit یا ساختار um با zu را به کار می‌برد.

Ich bin vor zwei Jahren nach Deutschland gekommen.دو سال پیش به آلمان آمدم.
Ich bin seit zwei Jahren in Deutschland.دو سال است که در آلمان هستم.
Ich spreche langsam, damit du mich verstehst.آهسته حرف می‌زنم تا مرا بفهمی.
NebensatzPräposition
Anfangseit / seitdem sie hier lebtseit einem Jahr
Endebis sie die Prüfung machtbis nächstes Jahr
FrageSeit wann? Bis wann?

مثال‌ها

Seit sie in Deutschland lebte, hatte sie über Sprachen nicht mehr nachgedacht.از وقتی که در آلمان زندگی می‌کرد، دیگر به زبان‌ها فکر نکرده بود.
Seitdem sie in der Firma arbeitete, sprach sie den ganzen Tag Deutsch.از وقتی که در شرکت کار می‌کرد، تمام روز آلمانی حرف می‌زد.
Sie war nervös, bis sie endlich an der Reihe war.او عصبی بود، تا اینکه بالاخره نوبتش شد.
Seit wann sprichst du so?از کی این‌طور حرف می‌زنی؟

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Meine Sprachen — داستان کوتاه آلمانی سطح B1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.