زمان: am، um، im و گفتن ساعت (Zeit: am, um, im – und die Uhrzeit)
برای روزهای هفته و بخشهای روز از am استفاده میکنیم، مثل «دوشنبه» یا «عصر». برای ساعت از um استفاده میکنیم، مثل «ساعت سه». برای ماهها و فصلها im میآید، مثل «در بهار». با bis پایان زمان را میگوییم، مثل «تا ساعت دو». در گفتن ساعت دقت کنید: halb vier یعنی سه و نیم، نه چهار و نیم؛ یعنی نیم ساعت مانده به چهار.
Für Tage und Tageszeiten sagt man am: am Montag, am Abend. Für die Uhrzeit sagt man um: um drei Uhr, um Viertel nach drei. Für Monate und Jahreszeiten sagt man im: im Mai, im Frühling. Mit bis sagt man das Ende: bis zwei Uhr. Die Uhrzeit im Alltag: zehn nach drei ist 3:10, Viertel nach drei ist 3:15, halb vier ist 3:30.
سه کلمهٔ کوچک برای زمان
در فارسی برای روز و زمان اغلب هیچ حرف اضافهای نمیگذاریم: «دوشنبه میآیم» یا «ساعت سه میبینمت». آلمانی اینطور نیست و تقریباً همیشه پیش از زمان یک کلمهٔ کوچک لازم دارد. سه کلمهٔ مهم am، um و im هستند.
برای روزهای هفته و بخشهای روز از am استفاده میکنیم: am Montag یعنی «دوشنبه» و am Abend یعنی «عصر» یا «سرِ شب». فقط «شب» استثناست و با am نمیآید؛ به مثال سوم نگاه کنید. برای ساعت همیشه um میآید. برای ماهها و فصلها هم im به کار میرود، مثل im Mai به معنای «در ماه مه».
| Am Montag klingelt Frau Schulz bei Neda. | دوشنبه خانم شولتس زنگ خانهٔ ندا را میزند. |
| Wir essen am Abend Kuchen. | ما عصر کیک میخوریم. |
| Minka schläft in der Nacht. | مینکا شب میخوابد. |
| Im Winter ist es kalt. | در زمستان هوا سرد است. |
ساعت رسمی
در آلمانی دو شیوه برای گفتن ساعت هست. شیوهٔ رسمی را در ایستگاه قطار، رادیو، مطب دکتر و برنامهٔ کاری میشنوید. این شیوه ساده است: اول عدد ساعت، بعد کلمهٔ Uhr و بعد دقیقهها. پس برای 3:15 اول «سه» میگویند، بعد Uhr و بعد «پانزده».
در شیوهٔ رسمی از صفر تا بیستوچهار میشمارند، مثل برنامهٔ حرکت قطار و اتوبوس. ساعت 15:30 یعنی سه و نیم بعدازظهر. در خواندن، دقیقهها همیشه بعد از Uhr میآیند، نه پیش از آن.
| Es ist drei Uhr. | ساعت سه است. |
| Der Termin ist um drei Uhr fünfzehn. | وقت ملاقات ساعت سه و پانزده دقیقه است. |
| Es ist fünfzehn Uhr dreißig. | ساعت پانزده و سی دقیقه است. |
| Der Zug kommt um 15:30 Uhr. | قطار ساعت 15:30 میرسد. |
ساعت روزمره: «گذشته» و «مانده به»
در گفتوگوی روزمره، آلمانیها بیشتر ساعت دوازدهتایی را به کار میبرند و دقیقهها را با دو کلمه میگویند: nach یعنی «گذشته از» و vor یعنی «مانده به». این درست مثل فارسی است که میگوییم «ده دقیقه از سه گذشته» یا «ده دقیقه به چهار». ترتیب هم تقریباً همان است: اول دقیقهها، بعد nach یا vor و در آخر عدد ساعت. کلمهٔ «دقیقه» را معمولاً نمیگویند.
برای پانزده دقیقه کلمهٔ Viertel را به کار میبرند، یعنی «یکچهارم» یا همان «ربع» خودمان. پس ساعت 3:15 در زبان روزمره «ربع از سه گذشته» است و ساعت 3:45 «ربع به چهار». در داستان، وقت دامپزشک ساعت 3:15 است.
| »Um Viertel nach drei.« | «ساعت سه و ربع.» |
| Um zehn nach drei sind sie beim Tierarzt. | ساعت سه و ده دقیقه پیش دامپزشک هستند. |
| Es ist Viertel vor vier. | ساعت یک ربع به چهار است. |
| Es ist fünf vor acht. | ساعت پنج دقیقه به هشت است. |
halb: دام بزرگ فارسیزبانها
در فارسی میگوییم «سه و نیم» و به عدد سه فکر میکنیم. آلمانی برعکس فکر میکند: halb vier یعنی «نیمهٔ راه به چهار»، یعنی نیم ساعت مانده به چهار. پس halb vier همان 3:30 است، نه 4:30. آلمانی به ساعتی نگاه میکند که در راه است، نه ساعتی که گذشته.
خیلی از ایرانیها سالها در آلمان زندگی میکنند و هنوز سر این کلمه اشتباه میکنند؛ یک ساعت دیر به وقت دکتر میرسند یا یک ساعت زود سر قرار میروند. یک راه ساده برای به خاطر سپردن: از عددی که بعد از halb میآید یکی کم کنید و «و نیم» بگویید. پس halb acht یعنی هفت و نیم و halb zwölf یعنی یازده و نیم.
| Sie warten bis halb vier. | آنها تا ساعت سه و نیم منتظر میمانند. |
| Es ist halb acht. | ساعت هفت و نیم است. |
| Wir essen um halb eins. | ما ساعت دوازده و نیم غذا میخوریم. |
تا کی؟ پرسیدن ساعت و تمرین
کلمهٔ bis یعنی «تا» و پایان یک زمان را نشان میدهد. بعد از آن معمولاً حرف اضافهٔ دیگری نمیآید: bis Freitag یعنی «تا جمعه». در داستان، ندا فقط تا ساعت دو کار میکند و بعد وقت دارد. اگر آغاز و پایان را با هم بگوییم، von را برای آغاز و bis را برای پایان میآوریم، مثل «از … تا …» در فارسی.
برای پرسیدن زمان، سؤالهای درس قبل را به یاد بیاورید. با Wann? دربارهٔ روز یا زمان کلی میپرسیم و جواب اغلب با am یا im شروع میشود. وقتی ساعت دقیق را میخواهیم، سؤال با um شروع میشود و جواب هم همینطور. برای پرسیدن ساعتِ همین لحظه، سؤال دیگری هست که در مثال آخر میبینید؛ جوابش با es ist شروع میشود و um ندارد.
حالا نوبت شماست. روز معمولی خودتان را با چند جملهٔ کوتاه بگویید: کی بیدار میشوید، از چه ساعتی تا چه ساعتی کار میکنید و کی شام میخورید. در هر جمله یکی از am، um، im یا bis را به کار ببرید و دستکم یک بار هم halb بگویید.
| »Um wie viel Uhr?«, fragt Neda. | ندا میپرسد: «چه ساعتی؟» |
| Ich arbeite nur bis zwei Uhr. | من فقط تا ساعت دو کار میکنم. |
| Ich arbeite von acht bis vier. | من از ساعت هشت تا چهار کار میکنم. |
| Wie spät ist es? – Halb neun. | ساعت چند است؟ – هشت و نیم. |
| Wann? | Präposition | Beispiel |
|---|---|---|
| Tag | am | am Montag, am Donnerstag |
| Tageszeit | am | am Morgen, am Abend |
| Uhrzeit | um | um drei Uhr |
| Monat | im | im Mai |
| Jahreszeit | im | im Winter, im Frühling |
| Ende | bis | bis zwei Uhr |
| 3:10 | — | zehn nach drei |
| 3:15 | — | Viertel nach drei |
| 3:30 | — | halb vier |
| 3:45 | — | Viertel vor vier |
مثالها
| Der Termin ist am Donnerstag. | وقت ملاقات پنجشنبه است. |
| »Um Viertel nach drei.« | «ساعت سه و ربع.» |
| Sie warten bis halb vier. | آنها تا ساعت سه و نیم منتظر میمانند. |
| Im Frühling spielt Minka wieder im Garten. | در بهار مینکا دوباره در باغ بازی میکند. |
اشتباههای رایج
Ich komme Montag.
✓ Ich komme am Montag.در فارسی «دوشنبه میآیم» بدون حرف اضافه درست است. در آلمانی پیش از روز هفته باید am بیاید.
Der Termin ist am drei Uhr.
✓ Der Termin ist um drei Uhr.کلمهٔ am برای روز و بخشهای روز است. برای ساعت همیشه um به کار میرود.
Wir kommen im Montag.
✓ Wir kommen am Montag.کلمهٔ im برای ماهها و فصلهاست، نه برای روزهای هفته. روزها همیشه با am میآیند.
Halb vier ist 4:30.
✓ Halb vier ist 3:30.halb vier یعنی نیم ساعت مانده به چهار، پس سه و نیم. اگر آن را چهار و نیم بفهمید، یک ساعت دیر میرسید.
Ich habe um Mai Urlaub.
✓ Ich habe im Mai Urlaub.کلمهٔ um فقط برای ساعت است. ماهها و فصلها با im میآیند.
داستان این درس
Minka hat einen Termin — داستان کوتاه آلمانی سطح A1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.