گرامر · همهٔ داستان‌ها

Konjunktiv II: آرزو، توصیه و شرط غیرواقعی (Konjunktiv II: Wünsche, Ratschläge, irreale Bedingungen)

سطح B1

با Konjunktiv II دربارهٔ چیزهایی حرف می‌زنیم که واقعی نیستند: آرزوها، توصیه‌ها و شرط‌های غیرواقعی. در فارسی این معنا را با «کاش» یا با ماضی استمراری می‌گوییم، مثل «اگر آنجا بودم، چای می‌خوردم». بیشتر فعل‌ها این شکل را با würde و مصدر می‌سازند، اما sein و haben و فعل‌های وجهی شکل خاص خودشان را دارند. در سطح A2 همین شکل‌ها را برای درخواست مؤدبانه دیدید؛ حالا کاربردهای دیگرشان را می‌بینیم.

Mit dem Konjunktiv II spricht man über Dinge, die nicht wirklich sind. Wünsche: Ich wünschte, ich hätte mehr Freunde. Hätte ich nur bessere Schuhe! Ratschläge: An deiner Stelle würde ich …, du solltest …, du könntest … Irreale Bedingungen: Wenn sie in Schiras wäre, würde sie Tee trinken. Die meisten Verben bilden den Konjunktiv II mit würde und Infinitiv; sein, haben und die Modalverben haben eigene Formen: wäre, hätte, könnte, sollte.

واقعی یا غیرواقعی؟

در سطح A2 شکل‌های hätte و könnte را برای درخواست مؤدبانه یاد گرفتید. در این درس همان شکل‌ها کار مهم‌تری می‌کنند: با آن‌ها دربارهٔ چیزهایی حرف می‌زنیم که الان واقعی نیستند. نسرین در بوخوم است، نه در شیراز؛ پس وقتی به شیراز فکر می‌کند، از Konjunktiv II استفاده می‌کند.

اگر چیزی واقعیت است یا واقعاً ممکن است اتفاق بیفتد، فعل معمولی یعنی Indikativ به کار می‌رود. شاید فردا باران بیاید؛ این یک امکان واقعی است. اما اگر می‌دانیم چیزی درست نیست و فقط در خیال ماست، فعل به Konjunktiv II می‌رود.

فارسی برای این معنا پل خوبی دارد. ما هم برای شرط غیرواقعی زمان را عوض می‌کنیم و از ماضی استمراری کمک می‌گیریم: «اگر آنجا بودم، چای می‌خوردم». کلمهٔ «کاش» هم همین حس را دارد. هر جا در فارسی «کاش» یا این نوع «اگر» می‌گویید، در آلمانی به احتمال زیاد Konjunktiv II لازم است.

Wenn es morgen regnet, bleibe ich zu Hause.اگر فردا باران بیاید، در خانه می‌مانم. (امکان واقعی)
Wenn sie jetzt in Schiras wäre, würde sie mit ihrer Schwester im Garten Tee trinken.اگر الان در شیراز بود، با خواهرش در باغ چای می‌خورد. (غیرواقعی)
Wenn du hier wärst, wäre alles perfekt.اگر تو اینجا بودی، همه چیز عالی بود.

شکل‌ها: würde برای بیشتر فعل‌ها، شکل خاص برای چند فعل مهم

برای بیشتر فعل‌ها قاعده ساده است: فعل کمکی würde صرف می‌شود و فعل اصلی به شکل مصدر به آخر جمله می‌رود؛ همان قابی که با فعل‌های وجهی می‌شناسید. شکل‌های رایج آن ich würde، du würdest، er würde و wir würden است.

اما فعل‌های sein و haben و فعل‌های وجهی شکل خاص خودشان را دارند و با würde نمی‌آیند: wäre، hätte، könnte، müsste، sollte، dürfte. این شکل‌ها از گذشتهٔ ساده ساخته شده‌اند و بیشترشان علامت اوملاوت دارند. دو فعل sollen و wollen اوملاوت نمی‌گیرند، پس sollte و wollte دقیقاً مثل گذشتهٔ ساده‌اند و فقط از معنای جمله می‌فهمید کدام منظور است.

چند فعل رایج دیگر هم شکل خاص دارند، مثل käme، ginge و wüsste. در متن‌ها آن‌ها را خواهید دید، ولی خودتان می‌توانید همیشه از würde استفاده کنید. فقط فعل wissen را معمولاً با wüsste می‌گویند.

Ich würde gern öfter wandern gehen.دلم می‌خواست بیشتر کوه‌پیمایی بروم.
Wenn du Lust hättest, könntest du mitkommen.اگر حوصله داشتی، می‌توانستی با ما بیایی.
Wenn ich das wüsste, würde ich es dir sagen.اگر این را می‌دانستم، به تو می‌گفتم.

آرزو: همان «کاش» فارسی

برای آرزو دو راه اصلی هست. راه اول ساختن جمله با Ich wünschte است و بعد یک جملهٔ کامل در Konjunktiv II. دقت کنید که خود wünschte هم شکل غیرواقعی است.

راه دوم کوتاه‌تر و پراحساس‌تر است: جمله با فعل شروع می‌شود و کلمهٔ nur یا doch وسط جمله می‌آید، مثل وقتی که نسرین آرزو می‌کند کفش بهتری داشت. آخر این جمله‌ها معمولاً علامت تعجب می‌آید. هر دو راه در فارسی با «کاش» ترجمه می‌شوند، و فعل فارسی هم مثل آلمانی شکل گذشته می‌گیرد: «کاش داشتم»، «کاش جوان‌تر بودم».

»Ich wünschte, ich hätte mehr Freunde hier«, sagte Nasrin.نسرین گفت: «کاش اینجا دوستان بیشتری داشتم.»
»Und ich wünschte, das Wetter wäre nicht so schrecklich.««و کاش هوا این‌قدر افتضاح نبود.»
»Hätte ich nur bessere Schuhe!««کاش کفش‌های بهتری داشتم!»
»Wäre ich doch jünger«, sagte sie, »dann würde ich sofort wieder hinfahren.«گفت: «کاش جوان‌تر بودم؛ آن وقت فوراً دوباره می‌رفتم.»

توصیه و پیشنهاد

ایلکا به نسرین چند توصیه می‌کند، و هر بار از Konjunktiv II کمک می‌گیرد. قوی‌ترین شکل با عبارت «جای تو» شروع می‌شود و بعد würde می‌آید؛ مثل «من اگر جای تو بودم…» در فارسی. شکل‌های du solltest و du könntest نرم‌ترند: اولی یعنی «بهتر است…» و دومی یعنی «می‌توانی…» به معنای یک پیشنهاد.

برای پیشنهادی کوتاه، سؤالی با wäre می‌سازید و بعد کلمهٔ mit و یک اسم در حالت Dativ. تفاوت مهم برای فارسی‌زبان‌ها: du sollst توصیه نیست، بلکه دستور یا حرف کس دیگری است. برای توصیهٔ دوستانه همیشه solltest بگویید.

An deiner Stelle würde ich etwas machen, bei dem man Leute trifft.من اگر جای تو بودم، کاری می‌کردم که آدم آنجا با دیگران آشنا شود.
Du könntest zum Beispiel in einem Chor singen.مثلاً می‌توانی در یک گروه کُر آواز بخوانی.
»Dann solltest du vielleicht wandern gehen«, meinte Ilka.ایلکا گفت: «پس شاید بهتر باشد کوه‌پیمایی بروی.»
Wie wäre es mit einem Spaziergang am Sonntag?نظرت دربارهٔ یک پیاده‌روی در روز یکشنبه چیست؟

شرط غیرواقعی و فهرست آرزوهای خودتان

در شرط غیرواقعی هر دو بخش جمله در Konjunktiv II است: هم جملهٔ wenn و هم جملهٔ اصلی. فعل جملهٔ wenn به آخر آن جمله می‌رود و جملهٔ اصلی با فعل شروع می‌شود؛ پس در وسط جمله دو فعل کنار هم می‌نشینند و فقط یک ویرگول بینشان است.

گاهی کلمهٔ wenn حذف می‌شود و جمله با خود فعل شروع می‌شود. معنا عوض نمی‌شود. کافی است این شکل را بشناسید؛ خودتان با wenn بنویسید.

برای گذشته هم شکلی هست، مثل wäre gewesen یا hätte gemacht، که بعدها یاد می‌گیرید.

یک تمرین خوب: مثل نسرین فهرست آرزوهای خودتان را بنویسید. پنج جمله با Ich wünschte، سه جمله با wenn، و دو توصیه برای یک دوست. بعد جمله‌ها را بلند بخوانید تا شکل‌های wäre و hätte در گوشتان بنشیند.

Wenn ich mehr Zeit hätte, würde ich öfter wandern gehen.اگر وقت بیشتری داشتم، بیشتر کوه‌پیمایی می‌رفتم.
Hätte ich mehr Zeit, würde ich öfter wandern gehen.همان معنا، بدون wenn: اگر وقت بیشتری داشتم، بیشتر کوه‌پیمایی می‌رفتم.
Wenn ich genug Geld hätte, würde ich nach Isfahan fahren.اگر پول کافی داشتم، به اصفهان سفر می‌کردم.
FunktionBeispiel
WunschIch wünschte, ich hätte mehr Freunde.
WunschHätte ich nur bessere Schuhe!
RatAn deiner Stelle würde ich einen Kurs machen.
RatDu solltest wandern gehen.
VorschlagDu könntest in einem Chor singen.
irreale BedingungWenn du Lust hättest, könntest du mitkommen.
Formenwäre, hätte, könnte, sollte, würde + Infinitiv

مثال‌ها

Wenn sie jetzt in Schiras wäre, würde sie mit ihrer Schwester im Garten Tee trinken.اگر الان در شیراز بود، با خواهرش در باغ چای می‌خورد.
»Ich wünschte, ich hätte mehr Freunde hier«, sagte Nasrin.نسرین گفت: «کاش اینجا دوستان بیشتری داشتم.»
»An deiner Stelle würde ich etwas machen, bei dem man Leute trifft.««من اگر جای تو بودم، کاری می‌کردم که آدم‌ها را ببینم.»
»Hätte ich nur bessere Schuhe!««کاش کفش‌های بهتری داشتم!»

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Nasrins Wunschliste — داستان کوتاه آلمانی سطح B1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.