گرامر · همهٔ داستان‌ها

شرط با falls، sofern و es sei denn، و مقایسهٔ غیرواقعی با als ob (falls, sofern, es sei denn – und als ob)

سطح B2

کلمهٔ falls مثل wenn است، اما تأکید می‌کند که چیزی شاید اتفاق بیفتد، مثل «اگر احیاناً». کلمهٔ sofern یعنی «به شرط اینکه». «مگر اینکه» در آلمانی از سه کلمهٔ es و sei و denn ساخته می‌شود و یک استثنا را می‌گوید. با als ob یا als wenn و Konjunktiv II چیزی را با وضعیتی غیرواقعی مقایسه می‌کنیم، مثل «طوری رفتار کرد که انگار چیزی نشنیده». اگر ob حذف شود، فعل بلافاصله بعد از als می‌آید.

falls ist wie wenn, aber es betont, dass etwas vielleicht passiert: Falls du umziehen willst, helfe ich dir. sofern bedeutet unter der Bedingung, dass: Sofern du selbst entscheidest. es sei denn nennt eine Ausnahme und steht meist am Satzanfang des zweiten Teils: Ich bleibe hier, es sei denn, ihr tragt mich hinaus. Mit als ob oder als wenn und dem Konjunktiv II vergleicht man mit etwas, das nicht wirklich ist: Sie tat so, als ob sie nichts gehört hätte. Ohne ob steht das Verb direkt nach als: als hätte er nicht geschlafen.

کلمهٔ falls در برابر wenn: فقط یک احتمال

شما wenn را از سطح A2 می‌شناسید و می‌دانید که هم برای شرط به کار می‌رود و هم برای زمان. کلمهٔ falls فقط شرط را نشان می‌دهد، آن هم شرطی که احتمالش کم یا نامعلوم است؛ معنایش نزدیک به «اگر احیاناً» یا «در صورتی که» است. وقتی لئا به مادربزرگ می‌گوید اگر احیاناً بخواهی اسباب‌کشی کنی کمکت می‌کنم، هنوز هیچ تصمیمی گرفته نشده است.

مثل wenn، کلمهٔ falls جملهٔ پیرو می‌سازد و فعل صرف‌شده به آخر آن می‌رود. اما falls هیچ‌وقت معنای زمانی ندارد: برای «هر وقت» یا «وقتی که» فقط wenn یا als درست است. در نوشته‌های رسمی و تابلوها عبارت «im Falle» هم با اسمی در حالت Genitiv دیده می‌شود، به معنای «در صورتِ».

Oma, falls du doch umziehen willst, helfe ich dirمادربزرگ، اگر احیاناً بخواهی اسباب‌کشی کنی، کمکت می‌کنم.
Falls ich hier einzieheاگر احیاناً اینجا ساکن شوم…
Falls es morgen regnet, nehmen wir den Bus.اگر احیاناً فردا باران بیاید، با اتوبوس می‌رویم.
Im Falle eines Brandes bitte nicht den Aufzug benutzen.در صورت آتش‌سوزی لطفاً از آسانسور استفاده نکنید.

کلمهٔ sofern: به شرط اینکه، تا جایی که

کلمهٔ sofern هم جملهٔ پیرو شرطی می‌سازد و فعل را به آخر جمله می‌فرستد، اما لحنش رسمی‌تر از wenn و falls است. معنایش «به شرط اینکه» یا «تا جایی که» است و شرط را مثل یک قید محدودکننده کنار حرف اصلی می‌گذارد.

در داستان، لئا با sofern شرط مهمی می‌گذارد: کمک می‌کند، به شرط اینکه خود مادربزرگ تصمیم بگیرد کجا برود. در پایان هم مادربزرگ با همین کلمه جواب می‌دهد و نشان می‌دهد که خانه برایش جایی است که غذا در آن خوشمزه باشد. در گفت‌وگوی روزمره می‌توانید به جای آن wenn بگویید، ولی در نوشتن رسمی sofern دقیق‌تر و مؤدبانه‌تر است.

Sofern du selbst entscheidest, wohin.به شرط اینکه خودت تصمیم بگیری کجا.
Sofern der Braten schmeckt, bin ich überall zu Hause.به شرط اینکه کباب خوشمزه باشد، همه‌جا در خانهٔ خودم هستم.
Sofern nichts anderes vereinbart ist, gilt der Vertrag ein Jahr.تا جایی که توافق دیگری نشده باشد، قرارداد یک سال اعتبار دارد.
Ich komme gern, sofern ich rechtzeitig Feierabend habe.با کمال میل می‌آیم، به شرط اینکه به‌موقع کارم تمام شود.

مگر اینکه: ساختار sei denn و جای فعل

عبارت «مگر اینکه» در آلمانی از سه کلمه ساخته می‌شود: es، sei و denn. این عبارت یک استثنا را بیان می‌کند: حرف جملهٔ اصلی درست است، مگر در یک حالت خاص. به همین دلیل همیشه بعد از جملهٔ اصلی می‌آید، نه قبل از آن. مادربزرگ اول می‌گوید اینجا می‌مانم و بعد تنها استثنا را اضافه می‌کند: مگر اینکه مرا روی دست بیرون ببرید.

نکتهٔ مهم ترتیب کلمات است. بعد از sei denn و ویرگول معمولاً یک جملهٔ اصلی می‌آید، یعنی فعل در جایگاه دوم است، نه در آخر جمله. فارسی‌زبان‌ها چون «مگر اینکه» را حرف ربط جملهٔ پیرو حس می‌کنند، فعل را به آخر می‌برند. شکل دیگر، جملهٔ پیرو با dass است که آنجا فعل طبق قاعده به آخر می‌رود. در گفتار می‌توانید به جای آن از außer wenn هم استفاده کنید.

Es sei denn, ihr tragt mich hinaus.مگر اینکه مرا روی دست بیرون ببرید.
Wir gehen morgen wandern, es sei denn, es regnet.فردا به کوه‌پیمایی می‌رویم، مگر اینکه باران بیاید.
Wir gehen morgen wandern, es sei denn, dass es regnet.فردا به کوه‌پیمایی می‌رویم، مگر اینکه باران بیاید.
Wir gehen morgen wandern, außer wenn es regnet.فردا به کوه‌پیمایی می‌رویم، مگر وقتی که باران بیاید.

مقایسهٔ خیالی: als ob و als wenn با وجه التزامی

گاهی چیزی را با یک موقعیت خیالی مقایسه می‌کنیم: «طوری رفتار کرد که انگار چیزی نشنیده بود». در آلمانی این «انگار» یا «گویی» با als ob یا als wenn ساخته می‌شود و فعل به شکل Konjunktiv II می‌آید، چون مقایسه با واقعیت جور نیست. هر دو یک معنا دارند و als ob رایج‌تر است. جملهٔ پیرو است، پس فعل صرف‌شده به آخر می‌رود. معمولاً بعد از so tun، aussehen، klingen یا بعد از «es ist» می‌آید.

زمان را از خود مقایسه بفهمید. اگر موقعیت خیالی هم‌زمان با جملهٔ اصلی باشد، از حال Konjunktiv II استفاده کنید، یعنی hörte یا hören würde. اگر موقعیت خیالی پیش از آن باشد، گذشتهٔ Konjunktiv II لازم است، یعنی gehört hätte یا gekommen wäre. در فارسی «انگار» با فعل اخباری هم می‌آید، اما در آلمانی معیار فقط Konjunktiv II درست است.

Die Großmutter tat so, als ob sie nichts gehört hätte.مادربزرگ طوری رفتار کرد که انگار چیزی نشنیده بود.
Sie tut so, als ob sie nichts hören würde.وانمود می‌کند که انگار چیزی نمی‌شنود.
Es sieht aus, als wenn es gleich regnen würde.به نظر می‌رسد انگار همین الان باران می‌گیرد.
Er redet, als ob er schon alles wüsste.طوری حرف می‌زند که انگار همه‌چیز را از قبل می‌داند.

کلمهٔ als با فعل بلافاصله بعد از آن

در آلمانی می‌توان ob یا wenn را حذف کرد. در این صورت فعل صرف‌شده بلافاصله بعد از als می‌آید و بقیهٔ جمله پشت سرش. معنا همان است، اما جمله کوتاه‌تر و روان‌تر است. این داستان بیشتر همین شکل را به کار می‌برد: پدر لئا طوری به نظر می‌رسد که انگار روزها نخوابیده است و مادربزرگ آهسته در اتاق‌ها راه می‌رود، انگار می‌خواهد هر گوشه را بررسی کند.

قاعده را ساده به خاطر بسپارید: یا ob و فعل در آخر، یا فقط als و فعل درست بعد از آن. هر دو با هم ممکن نیست. فعل‌های وجهی هم در این ساختار می‌آیند، مثل wollte یا könnte. یک تمرین عملی: برای توصیف آدم‌ها و موقعیت‌ها با فعل aussehen شروع کنید و بعد از als فوراً فعل را بگذارید؛ مثلاً دربارهٔ همکاری خسته یا آسمانی ابری یک جمله بسازید.

Er sah aus, als hätte er seit Tagen nicht geschlafen.طوری به نظر می‌رسید که انگار چند روز است نخوابیده.
Die Großmutter ging langsam durch die Zimmer, als wollte sie jede Ecke prüfen.مادربزرگ آهسته از میان اتاق‌ها گذشت، انگار می‌خواست هر گوشه را بررسی کند.
Es ist, als wäre er noch hier.انگار او هنوز اینجاست.
Sie sieht aus, als wäre sie gerade aufgewacht.طوری به نظر می‌رسد که انگار همین الان از خواب بیدار شده.
KonnektorBedeutungBeispiel
fallsvielleicht, im FallFalls ich hier einziehe, nehme ich den Sessel mit.
sofernunter der BedingungSofern der Braten schmeckt, bin ich zu Hause.
es sei dennAusnahmeIch bleibe hier, es sei denn, ihr tragt mich hinaus.
als ob + Konjunktiv IIirrealer VergleichSie tat so, als ob sie nichts gehört hätte.
als + Verb (Konjunktiv II)irrealer VergleichEr sah aus, als hätte er nicht geschlafen.
als + Verb (Konjunktiv II)irrealer VergleichEs ist, als wäre er noch hier.

مثال‌ها

»Oma, falls du doch umziehen willst, helfe ich dir«, sagte Lea vorsichtig.لئا با احتیاط گفت: «مامان‌بزرگ، اگر احیاناً خواستی جابه‌جا شوی، کمکت می‌کنم.»
»Sofern du selbst entscheidest, wohin.««به شرط اینکه خودت تصمیم بگیری کجا.»
»Es sei denn, ihr tragt mich hinaus.««مگر اینکه مرا بغل کنید و ببرید بیرون.»
Die Großmutter tat so, als ob sie nichts gehört hätte.مادربزرگ طوری رفتار کرد که انگار چیزی نشنیده است.

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Oma zieht um — داستان کوتاه آلمانی سطح B2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.