برای همین، به همین دلیل، با این حال (deshalb, deswegen, trotzdem)
deshalb و deswegen نتیجه را بیان میکنند: اول دلیل میآید، بعد آنچه از آن نتیجه میشود. trotzdem تضاد را بیان میکند: چیزی مخالف است، و با این حال اتفاق میافتد. هر سه در آغاز جملهٔ دوم میآیند و فعل بلافاصله بعد از آنها قرار میگیرد.
Deshalb und deswegen nennen eine Folge: Erst kommt der Grund, dann das, was daraus folgt. Trotzdem nennt einen Gegensatz: Etwas spricht dagegen, und es passiert doch. Alle drei stehen am Anfang des zweiten Satzes, und das Verb folgt direkt danach.
معنای deshalb، deswegen و trotzdem
کلمههای deshalb و deswegen هر دو به معنای «برای همین» یا «به همین دلیل» هستند و نتیجه را بیان میکنند: در جملهٔ اول دلیل را میگوییم و در جملهٔ دوم آنچه از آن دلیل پیش آمده است. میان این دو تفاوت معنایی وجود ندارد؛ deswegen کمی محاورهایتر است.
کلمهٔ trotzdem به معنای «با این حال» یا «با وجود این» است و تضاد را نشان میدهد: جملهٔ اول چیزی میگوید که انتظار دیگری ایجاد میکند، اما جملهٔ دوم نشان میدهد که کار با این حال انجام شده است.
| Es war teuer, deshalb war der Sonntagsbraten etwas Besonderes. | گران بود، برای همین کبابِ یکشنبه چیز خاصی بود. |
| Der Bus kam nicht. Deswegen bin ich zu Fuß gegangen. | اتوبوس نیامد. به همین دلیل پیاده رفتم. |
| Es regnet. Trotzdem gehen wir spazieren. | باران میبارد. با این حال به پیادهروی میرویم. |
جای فعل: وارونگی بعد از deshalb و trotzdem
این سه کلمه قید هستند، نه حرف ربط. وقتی قید در ابتدای جمله میآید، جایگاه اول را پر میکند و فعل صرفشده باید بلافاصله در جایگاه دوم بیاید. فاعل به بعد از فعل میرود. به این جابهجایی وارونگی میگویند.
این قیدها میتوانند وسط جمله هم بیایند، یعنی بعد از فعل و فاعل. در این حالت ترتیب عادی جمله حفظ میشود. بعد از حرف ربط und هم میتوان آنها را آورد و باز فعل بلافاصله بعد از قید میآید.
| Ich bin krank, deshalb bleibe ich heute zu Hause. | بیمارم، برای همین امروز در خانه میمانم. |
| Ich bleibe deshalb heute zu Hause. | برای همین امروز در خانه میمانم. |
| Ich hatte keine Zeit, und deshalb habe ich nicht gekocht. | وقت نداشتم و برای همین آشپزی نکردم. |
همسایهٔ نزدیک: deshalb در برابر weil
هر دو دربارهٔ دلیل و نتیجه هستند، اما از دو طرف مخالف. weil یعنی «چون» و پیش از دلیل میآید؛ deshalb یعنی «برای همین» و پیش از نتیجه میآید. پس اگر جای این دو را عوض کنید، معنای جمله برعکس میشود.
تفاوت دوم در جای فعل است. weil جملهٔ پیرو میسازد و فعل به آخر جمله میرود. deshalb جملهٔ اصلی میسازد و فعل در جایگاه دوم است. حرف ربط denn هم به معنای «چون» است، ولی ترتیب جمله را تغییر نمیدهد.
| Ich bleibe heute zu Hause, weil ich krank bin. | امروز در خانه میمانم، چون بیمارم. |
| Ich bleibe heute zu Hause, denn ich bin krank. | امروز در خانه میمانم، چون بیمارم. |
همسایهٔ نزدیک: trotzdem در برابر obwohl
رابطهٔ trotzdem و obwohl مثل رابطهٔ deshalb و weil است. obwohl یعنی «با اینکه» یا «هرچند» و پیش از جملهای میآید که مانع است؛ این جمله پیرو است و فعلش به آخر میرود. trotzdem پیش از جملهای میآید که با وجود آن مانع اتفاق میافتد، و فعلش در جایگاه دوم است.
اگر جملهٔ پیرو با obwohl در ابتدا بیاید، کل آن جایگاه اول را پر میکند و فعل جملهٔ اصلی بلافاصله بعد از ویرگول میآید.
| Wir gehen spazieren, obwohl es regnet. | به پیادهروی میرویم، با اینکه باران میبارد. |
| Obwohl es regnet, gehen wir spazieren. | با اینکه باران میبارد، به پیادهروی میرویم. |
| Trotzdem war Lea stolz darauf. | با این حال لئا به آن افتخار میکرد. |
مقایسه با فارسی و نکتهٔ پایانی
در فارسی بعد از «برای همین» یا «با این حال» ترتیب جمله تغییر نمیکند: فاعل میآید و فعل در آخر جمله است. همین عادت باعث میشود فارسیزبانها بعد از deshalb فاعل را اول بگذارند. در آلمانی بعد از این قیدها اول فعل میآید و بعد فاعل.
برای به خاطر سپردن این جفتها را با هم حفظ کنید: weil و deshalb برای دلیل و نتیجه، obwohl و trotzdem برای تضاد. کلمههایی که جملهٔ پیرو میسازند فعل را به آخر میفرستند، و قیدها فعل را درست پشت سر خودشان نگه میدارند.
| Satz 1 (Grund / Gegensatz) | Position 1 | Verb | … |
|---|---|---|---|
| Es war teuer, | deshalb | war | der Sonntagsbraten etwas Besonderes. |
| Sie hatte wenig Zeit. | Deswegen | kochte | sie selten. |
| Das war viel Arbeit. | Trotzdem | haben | wir uns darauf gefreut. |
مثالها
| Es war teuer, deshalb war der Sonntagsbraten etwas Besonderes. | گران بود، برای همین کبابِ یکشنبه چیز خاصی بود. |
| Sie war berufstätig und hatte wenig Zeit. Deswegen kochte sie selten. | او شاغل بود و وقت کمی داشت. به همین دلیل کم آشپزی میکرد. |
| Das war viel Arbeit. Trotzdem haben wir uns jedes Jahr darauf gefreut. | کار زیادی بود. با این حال هر سال منتظرش بودیم. |
اشتباههای رایج
Ich bin krank, deshalb ich bleibe zu Hause.
✓ Ich bin krank, deshalb bleibe ich zu Hause.بعد از deshalb فعل صرفشده باید در جایگاه دوم بیاید و فاعل بعد از آن. ترتیب فارسی اینجا گمراهکننده است.
Es regnet, trotzdem wir gehen spazieren.
✓ Es regnet, trotzdem gehen wir spazieren.کلمهٔ trotzdem قید است و جایگاه اول را پر میکند، پس فعل بلافاصله بعد از آن میآید.
Ich bleibe zu Hause, deshalb ich bin krank.
✓ Ich bleibe zu Hause, weil ich krank bin.بیماری دلیل است، نه نتیجه. پیش از دلیل weil میآید و فعل به آخر جمله میرود.
Trotzdem es regnet, gehen wir spazieren.
✓ Obwohl es regnet, gehen wir spazieren.کلمهٔ trotzdem جملهٔ پیرو نمیسازد. برای «با اینکه» باید از obwohl استفاده کرد.
Obwohl ich müde bin, ich lerne weiter.
✓ Obwohl ich müde bin, lerne ich weiter.جملهٔ پیرو در ابتدا جایگاه اول را پر میکند، پس جملهٔ اصلی با فعل شروع میشود و فاعل بعد از آن میآید.
داستان این درس
Omas Sonntagsbraten — داستان کوتاه آلمانی سطح B1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.