گرامر · همهٔ داستان‌ها

indem، sodass، ohne و statt در جملهٔ وابسته (indem, sodass, ohne … zu / ohne dass, statt … zu / statt dass)

سطح B2

با indem می‌گوییم کاری را چطور انجام می‌دهیم، مثل «با … کردن» در فارسی. با sodass یا so همراه dass نتیجه را می‌گوییم، مثل «آن‌قدر … که». با ohne و statt دو ساختار داریم: اگر فاعل دو بخش جمله یکی باشد، مصدر با zu می‌آید، مثل «بدون اینکه … کند» یا «به جای اینکه … کند»؛ اگر فاعل‌ها فرق داشته باشند، از dass استفاده می‌کنیم. در همهٔ این جمله‌های وابسته فعل صرف‌شده به آخر جمله می‌رود.

Mit indem sagt man, wie man etwas erreicht: Sie stärken den Fuß, indem Sie Übungen machen. Mit sodass oder so … dass nennt man eine Folge: Der Fuß war so schwach, dass er kaum gehen konnte. ohne … zu und statt … zu stehen mit dem Infinitiv, wenn das Subjekt in beiden Teilen gleich ist: Er ging zur Arbeit, ohne den Fuß zu schonen. Ist das Subjekt verschieden, benutzt man ohne dass oder statt dass: ohne dass ich Sie erinnern muss.

indem: با چه روشی؟

حرف ربط indem به سؤال wie جواب می‌دهد، یعنی «چطور؟» یا «از چه راهی؟». جملهٔ اصلی می‌گوید چه نتیجه‌ای به دست می‌آید و جملهٔ indem روش یا وسیلهٔ رسیدن به آن را نشان می‌دهد. در فارسی معمولاً آن را با «با … کردن» ترجمه می‌کنیم: «پایتان را با انجام دادن تمرین‌ها قوی می‌کنید». هر دو بخش جمله معمولاً یک فاعل دارند، ولی این شرط نیست.

جملهٔ indem یک جملهٔ وابسته است، پس فعل صرف‌شده به آخر جمله می‌رود و پیش از آن ویرگول می‌آید. اگر فعل جداشدنی باشد، دو بخش آن در آخر جمله به هم می‌چسبند، مثل mitmachte در جملهٔ مارا. ساخت دیگری با همین معنا dadurch, dass است: کلمهٔ dadurch در جملهٔ اصلی می‌نشیند و روش را در جملهٔ dass توضیح می‌دهیم. این شکل کمی رسمی‌تر است و روی روش تأکید بیشتری می‌گذارد.

Mara motivierte ihn, indem sie jede Übung mitmachte.مارا با اینکه هر تمرین را همراهش انجام می‌داد، به او انگیزه می‌داد.
Du hast es geschafft, indem du einfach nicht aufgegeben hast.تو با اینکه به‌سادگی دست نکشیدی، موفق شدی.
Er stärkte den Fuß dadurch, dass er jeden Tag trainierte.او از این راه پایش را قوی کرد که هر روز تمرین کرد.

sodass و ساخت so … dass: نتیجه و شدت

حرف ربط sodass به صورت یک کلمه نوشته می‌شود و نتیجهٔ جملهٔ قبل را بیان می‌کند، مثل «در نتیجه» یا «طوری که» در فارسی. جملهٔ sodass همیشه بعد از جملهٔ اصلی می‌آید و فعلش در آخر است.

ساخت دوم این است که so جلوی یک صفت یا قید در جملهٔ اصلی می‌نشیند و dass در ابتدای جملهٔ دوم می‌آید. این ساخت شدت را نشان می‌دهد و دقیقاً همان «آن‌قدر … که» فارسی است: پایش آن‌قدر ضعیف بود که به‌سختی راه می‌رفت. اینجا کلمهٔ so به صفت چسبیده و نمی‌توان آن را با sodass عوض کرد.

Doch sein Fuß war so schwach, dass er kaum gehen konnte.اما پایش آن‌قدر ضعیف بود که به‌سختی می‌توانست راه برود.
Manchmal lachten sie so sehr, dass sie aufhören mussten.گاهی آن‌قدر می‌خندیدند که مجبور می‌شدند دست نگه دارند.
Er ging sogar wieder zur Arbeit, ohne den Fuß richtig zu schonen, sodass er abends oft Schmerzen hatte.او حتی دوباره سر کار رفت، بدون اینکه درست مراقب پایش باشد، و در نتیجه شب‌ها اغلب درد داشت.

ohne … zu و ohne dass: کاری که انجام نمی‌شود

با ohne می‌گوییم کاری که انتظارش می‌رفت انجام نشد. در فارسی همیشه «بدون اینکه» می‌گوییم، ولی آلمانی دو ساخت دارد و انتخاب بین آن‌ها به فاعل بستگی دارد.

اگر فاعل هر دو بخش یکی باشد، مصدر با zu در آخر می‌آید: یوناس سر کار رفت و یوناس مراقب پایش نبود، پس بعد از ohne فعل schonen به شکل مصدر و همراه zu می‌آید. اگر فاعل‌ها فرق داشته باشند، باید جملهٔ کامل با dass بسازیم: آقای لودویگ حرف می‌زند، ولی کسی که یادآوری نمی‌کند خود اوست و کسی که تمرین می‌کند یوناس است. پس اول بپرسید: چه کسی کار دوم را انجام نمی‌دهد؟

»Und zwar zu Hause, ohne dass ich Sie jedes Mal daran erinnern muss.««آن هم در خانه، بدون اینکه من هر بار یادتان بیاورم.»
Er verließ das Haus, ohne sich zu verabschieden.بدون اینکه خداحافظی کند، از خانه بیرون رفت.
Er spielte am Handy, ohne dass Mara es merkte.با موبایل بازی می‌کرد، بدون اینکه مارا متوجه شود.

statt … zu و statt dass: به جای کاری دیگر

کلمهٔ statt، یا شکل کامل‌ترش anstatt، می‌گوید کاری جای کار دیگری را گرفته است، مثل «به جای اینکه» در فارسی. قاعدهٔ فاعل همان قاعدهٔ ohne است: فاعل یکسان یعنی مصدر با zu، فاعل متفاوت یعنی جمله‌ای که با dass شروع می‌شود.

نکتهٔ مهم جای zu در فعل‌های جداشدنی است. در این فعل‌ها zu بین پیشوند و ریشه می‌نشیند و همه با هم یک کلمه می‌شوند: aufgeben می‌شود aufzugeben و mitmachen می‌شود mitzumachen. در فعل‌های جدانشدنی مثل verstehen، کلمهٔ zu جدا و پیش از فعل می‌آید.

Statt die Übungen zu machen, lag er abends auf dem Sofa und spielte am Handy.به جای اینکه تمرین‌ها را انجام دهد، شب‌ها روی مبل دراز می‌کشید و با موبایل بازی می‌کرد.
Statt dass du jeden Abend spielst, könnten wir die Übungen zusammen machen.به جای اینکه تو هر شب بازی کنی، می‌توانیم تمرین‌ها را با هم انجام دهیم.
Er trainierte weiter, ohne aufzugeben.بدون اینکه دست بکشد، به تمرین ادامه داد.
Statt mitzumachen, sah er nur zu.به جای اینکه همراهی کند، فقط تماشا کرد.

مقایسه با um … zu و damit، و یک تمرین شخصی

در سطح B1 با um … zu و damit هدف را بیان کردید. این چهار ساخت یک منطق مشترک دارند؛ فقط معنایشان فرق می‌کند. برای هدف با فاعل یکسان um … zu و با فاعل متفاوت damit. برای کار انجام‌نشده با فاعل یکسان ohne … zu و با فاعل متفاوت ohne dass. برای جایگزین با فاعل یکسان statt … zu و با فاعل متفاوت statt dass. تنها استثنا damit است که به جای dass می‌آید.

یک پیشنهاد عملی: چند جمله دربارهٔ اینکه خودتان آلمانی را چطور یاد گرفتید بنویسید. با indem روش را بگویید، با ohne کاری را که نکردید، با statt چیزی را که به جای روش‌های قدیمی انتخاب کردید و با so همراه dass نتیجه را. اگر هر جمله را بلند بخوانید، این ساخت‌ها زودتر در ذهنتان می‌مانند.

Ich habe Deutsch gelernt, indem ich jeden Abend eine kurze Geschichte gelesen habe.من آلمانی را با خواندن یک داستان کوتاه در هر شب یاد گرفتم.
Statt nur Wörter auswendig zu lernen, habe ich viel gehört, ohne sofort alles zu verstehen.به جای اینکه فقط لغت حفظ کنم، زیاد گوش دادم، بدون اینکه فوراً همه‌چیز را بفهمم.
Ich bin in die Bibliothek gegangen, um in Ruhe zu lernen, damit meine Familie schlafen konnte.به کتابخانه رفتم تا در آرامش درس بخوانم و خانواده‌ام بتوانند بخوابند.
KonnektorBedeutungBeispiel
indemArt und Weise, Mittel…, indem Sie jeden Tag Übungen machen.
sodass / so … dassFolgeDer Fuß war so schwach, dass er kaum gehen konnte.
ohne … zufehlende Handlung, gleiches Subjekt…, ohne den Fuß richtig zu schonen.
ohne dassfehlende Handlung, anderes Subjekt…, ohne dass ich Sie erinnern muss.
statt … zuErsatz, gleiches SubjektStatt die Übungen zu machen, …
statt dassErsatz, anderes SubjektStatt dass du spielst, …

مثال‌ها

»Sie stärken den Fuß, indem Sie jeden Tag diese Übungen machen«, erklärte er.او توضیح داد: «شما با انجام دادن این تمرین‌ها در هر روز، پایتان را قوی می‌کنید.»
Doch sein Fuß war so schwach, dass er kaum gehen konnte.اما پایش آن‌قدر ضعیف بود که به‌سختی می‌توانست راه برود.
Statt die Übungen zu machen, lag er abends auf dem Sofa und spielte am Handy.به جای اینکه تمرین‌ها را انجام دهد، شب‌ها روی مبل دراز می‌کشید و با موبایل بازی می‌کرد.
»Und zwar zu Hause, ohne dass ich Sie jedes Mal daran erinnern muss.««آن هم در خانه، بدون اینکه من هر بار یادتان بیاورم.»

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Schritt für Schritt — داستان کوتاه آلمانی سطح B2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.