مصدر با zu (Infinitiv mit zu)
خیلی از جملهها یک مصدر با zu به دنبال دارند: بعد از اسم، بعد از فعل یا بعد از صفت. پیش از جملهٔ مصدری ویرگول میآید و zu درست پیش از فعل در آخر جمله قرار میگیرد. یک عبارت ثابت با همین ساختار: راستش را بخواهید.
Viele Sätze hängen einen Infinitiv mit zu an: nach einem Nomen, nach einem Verb oder nach einem Adjektiv. Vor dem Infinitivsatz steht ein Komma, und zu steht direkt vor dem Verb am Ende. Eine feste Wendung damit ist: Um ehrlich zu sein.
مصدر با zu چیست؟
در آلمانی گاهی بهجای یک جملهٔ کامل فقط یک مصدر همراه با zu میآوریم. این ساختار معمولاً کاری را بیان میکند که فاعلش همان فاعل جملهٔ اصلی است یا فاعلی کلی دارد، و به همین دلیل لازم نیست فاعل را دوباره تکرار کنیم.
در فارسی برای همین معنا اغلب از فعل التزامی استفاده میکنیم: «تصمیم گرفتم بمانم»، «فرصت داشت صحبت کند». در آلمانی بهجای صرف دوبارهٔ فعل، مصدر با zu در آخر جمله میآید و فعل دوم دیگر صرف نمیشود.
| Aber ich bereue nicht, hier zu bleiben. | اما من از ماندن در اینجا پشیمان نیستم. |
| Ich habe keine Zeit, heute einkaufen zu gehen. | امروز وقت ندارم برای خرید بروم. |
| Es ist schwer, in der Stadt eine Wohnung zu finden. | پیدا کردن خانه در شهر سخت است. |
بعد از کدام کلمهها میآید؟
مصدر با zu سه جای اصلی دارد. بعد از بعضی اسمها، مثل Gelegenheit و Zeit و Lust و Angst و Entscheidung. بعد از بعضی فعلها، مثل vorhaben و versuchen و beginnen و vergessen و bereuen. و بعد از صفتها، بهویژه در ساختاری که معنای «سخت است که» یا «مهم است که» دارد، یا بعد از gezwungen به معنای «مجبور».
عنوان داستان هم یک عبارت ثابت با همین ساختار است و معنایش «راستش را بخواهید» است. اگر این عبارت اول جمله بیاید، جایگاه اول را پر میکند و فعل جملهٔ اصلی بلافاصله بعد از ویرگول میآید.
| Ihr Mann Reza arbeitete in einer Werkstatt und war gezwungen, den ganzen Tag Deutsch zu reden. | شوهرش رضا در یک تعمیرگاه کار میکرد و مجبور بود تمام روز آلمانی حرف بزند. |
| Um ehrlich zu sein, hatte sie an manchen Tagen starkes Heimweh. | راستش را بخواهید، او بعضی روزها دلتنگی شدیدی داشت. |
| Hast du Lust, ins Kino zu gehen? | دوست داری به سینما بروی؟ |
| Ich habe vor, jede Möglichkeit zu nutzen. | قصد دارم از هر فرصتی استفاده کنم. |
جای zu و ویرگول
zu درست پیش از مصدر و در آخر جمله میآید. اگر فعل جداشدنی باشد، zu میان پیشوند و ریشه قرار میگیرد و همه با هم یک کلمه نوشته میشوند: anzurufen، mitzukommen، aufzustehen. در فعلهای جدانشدنی مثل verstehen این اتفاق نمیافتد و zu جدا پیش از فعل میآید.
پیش از جملهٔ مصدری معمولاً ویرگول میگذارند. بعد از اسم و در ساختار um … zu ویرگول لازم است؛ در بقیهٔ موارد اغلب اختیاری است، اما گذاشتنش جمله را خواناتر میکند.
| Vergiss nicht, mich morgen anzurufen. | یادت نرود فردا به من زنگ بزنی. |
| Ich habe keine Lust, so früh aufzustehen. | حوصله ندارم اینقدر زود بیدار شوم. |
| Es ist nicht leicht, alles zu verstehen. | فهمیدن همه چیز آسان نیست. |
کدام فعلها zu نمیخواهند؟
فعلهای وجهی، یعنی können و müssen و dürfen و wollen و sollen و möchten، مصدر را بدون zu میگیرند. همینطور werden در زمان آینده، و فعلهایی مثل lassen و gehen و hören و sehen.
این برای فارسیزبانها جای خطاست، چون در فارسی بعد از «میخواهم» و «باید» و «قصد دارم» همه یک شکل فعل میآید. در آلمانی اما wollen بدون zu است و vorhaben با zu، با اینکه معنایشان نزدیک است. راه ساده این است که فعلهای وجهی را جدا حفظ کنید؛ بیشتر فعلهای دیگری که مصدر میگیرند zu میخواهند.
| Ich will besser Deutsch sprechen. | میخواهم بهتر آلمانی صحبت کنم. |
| Ich versuche, besser Deutsch zu sprechen. | سعی میکنم بهتر آلمانی صحبت کنم. |
| Wir gehen heute schwimmen. | امروز شنا میرویم. |
مصدر با zu یا جملهٔ dass؟
بسیاری از جملههای مصدری را میشود با dass هم گفت. تفاوت در فاعل است: اگر کسی که کار دوم را انجام میدهد همان فاعل جملهٔ اصلی باشد، مصدر با zu کوتاهتر و طبیعیتر است. اگر فاعلها فرق کنند، باید dass بگویید و فاعل تازه را بیاورید.
در جملهٔ dass فعل صرفشده به آخر میرود؛ در ساختار مصدری اصلاً فعل صرفشده و فاعلی وجود ندارد. نکتهٔ یادگیری: از خودتان بپرسید «چه کسی این کار را میکند؟» اگر همان آدم است، zu؛ اگر آدم دیگری است، dass.
| Ich hoffe, bald eine Arbeit zu finden. | امیدوارم بهزودی کاری پیدا کنم. |
| Ich hoffe, dass mein Mann bald eine Arbeit findet. | امیدوارم شوهرم بهزودی کاری پیدا کند. |
| Sie freut sich, ihre Mutter bald wiederzusehen. | او خوشحال است که بهزودی مادرش را دوباره میبیند. |
| nach … | Beispiel | Infinitiv mit zu |
|---|---|---|
| Nomen | die Gelegenheit, | mit Deutschen zu sprechen |
| Nomen | die Entscheidung, | nach Deutschland zu kommen |
| Verb | ich habe vor, | jede Möglichkeit zu nutzen |
| Verb | ich bereue nicht, | hier zu bleiben |
| Adjektiv | er war gezwungen, | Deutsch zu reden |
مثالها
| Sie hatte selten die Gelegenheit, mit Deutschen zu sprechen. | او بهندرت فرصت داشت با آلمانیها صحبت کند. (بعد از اسم) |
| Ich habe vor, jede Möglichkeit zu nutzen. | قصد دارم از هر فرصتی استفاده کنم. (بعد از فعل) |
| Er war gezwungen, den ganzen Tag Deutsch zu reden. | او مجبور بود تمام روز آلمانی حرف بزند. (بعد از صفت) |
| Um ehrlich zu sein, hatte sie starkes Heimweh. | راستش را بخواهید، او دلتنگی شدیدی داشت. |
اشتباههای رایج
Ich möchte mit Deutschen zu sprechen.
✓ Ich möchte mit Deutschen sprechen.بعد از فعلهای وجهی مثل möchten مصدر بدون zu میآید.
Ich habe vor, jede Möglichkeit nutzen.
✓ Ich habe vor, jede Möglichkeit zu nutzen.فعل vorhaben وجهی نیست و مصدر بعد از آن حتماً zu میخواهد، با اینکه معنایش به «خواستن» نزدیک است.
Vergiss nicht, mich morgen zu anrufen.
✓ Vergiss nicht, mich morgen anzurufen.در فعلهای جداشدنی zu میان پیشوند و ریشه مینشیند و همه یک کلمه نوشته میشود.
Ich hoffe, mein Mann bald eine Arbeit zu finden.
✓ Ich hoffe, dass mein Mann bald eine Arbeit findet.کسی که کار پیدا میکند با فاعل جملهٔ اصلی فرق دارد؛ در این حالت ساختار مصدری ممکن نیست و باید جملهٔ dass ساخت.
Ich habe keine Zeit, zu heute einkaufen gehen.
✓ Ich habe keine Zeit, heute einkaufen zu gehen.zu اول جملهٔ مصدری نمیآید، بلکه در آخر و درست پیش از آخرین مصدر قرار میگیرد.
داستان این درس
Um ehrlich zu sein — داستان کوتاه آلمانی سطح B1 با ترجمهٔ فارسی و صوت.