جملهٔ وابسته با wenn و ob (Nebensätze mit wenn und ob)
با wenn شرط را میگوییم، مثل «اگر» در فارسی. با ob یک سؤال بله و نه را به جملهٔ وابسته تبدیل میکنیم، مثل «آیا» یا «که آیا» در «نمیدانم که آیا باران میآید». سؤال با کلمهٔ پرسشی هم به همین شکل جملهٔ وابسته میشود و کلمهٔ پرسشی اول آن میآید. در همهٔ این جملهها فعل صرفشده به آخر جمله میرود. اگر جملهٔ وابسته اول بیاید، جملهٔ اصلی با فعل شروع میشود.
Mit wenn nennt man eine Bedingung: Wenn es regnet, bleiben wir zu Hause. Mit ob macht man aus einer Ja/Nein-Frage einen Nebensatz: Regnet es? – Ich weiß nicht, ob es regnet. Eine W-Frage wird mit dem Fragewort zum Nebensatz: Wann fährt der Zug? – Können Sie mir sagen, wann der Zug fährt? In allen diesen Nebensätzen steht das Verb am Ende. Steht der Nebensatz zuerst, beginnt der Hauptsatz mit dem Verb.
wenn برای شرط: «اگر»
در درس قبل دیدید که بعد از weil و dass فعل صرفشده به آخر جمله میرود. کلمهٔ wenn هم دقیقاً همینطور کار میکند. معنی اصلی آن «اگر» است: با آن شرطی را میگوییم که نتیجهاش در جملهٔ اصلی میآید.
جملهٔ شرطی بیشتر وقتها اول میآید. آنوقت همان قاعدهٔ آشنا برقرار است: کل جملهٔ وابسته جایگاه اول را میگیرد و جملهٔ اصلی با فعل شروع میشود. باز هم فعل، ویرگول، فعل.
در جملهٔ اصلی میتوان کلمهٔ dann را هم آورد، یعنی «پس» یا «آنوقت». این کلمه اختیاری است و فقط نتیجه را پررنگتر میکند. بعد از آن هم فعل بلافاصله میآید.
| Wenn es regnet, bleiben wir lieber zu Hause. | اگر باران بیاید، بهتر است خانه بمانیم. |
| Wenn Sie früh kommen, bekommen Sie einen Platz am Fenster. | اگر زود بیایید، جای کنار پنجره گیرتان میآید. |
| Wenn es regnet, dann bleiben wir zu Hause. | اگر باران بیاید، آنوقت خانه میمانیم. |
| Wir bleiben zu Hause, wenn es regnet. | اگر باران بیاید، خانه میمانیم. |
wenn برای کارهای تکراری: «هر وقت»
کلمهٔ wenn معنی دومی هم دارد: «هر وقت» یا «وقتی که». این معنی برای کارهایی است که تکرار میشوند یا همیشه همینطورند. کلمههایی مثل immer یعنی «همیشه» اغلب نشان میدهند که منظور همین معنی است.
برای آینده هم wenn به کار میرود، مثلاً «وقتی به خانه رسیدم، زنگ میزنم». معمولاً از متن معلوم است که منظور «اگر» است یا «وقتی». ترتیب کلمهها در هر دو معنی یکی است.
یک نکته برای بعد: برای یک اتفاق یکباره در گذشته آلمانیها als میگویند، نه wenn. این را در سطح بعدی مفصل میخوانید.
| Wenn Mina früh aufstehen muss, ist sie immer müde. | هر وقت مینا مجبور است زود بیدار شود، همیشه خسته است. |
| Wenn Zafran Hunger hat, bekommt sie Fisch. | هر وقت زعفران گرسنه باشد، ماهی میگیرد. |
| Wenn ich nach Hause komme, rufe ich dich an. | وقتی به خانه رسیدم، به تو زنگ میزنم. |
ob یعنی «آیا»
کلمهٔ ob جملهای وابسته میسازد که در آن یک سؤال بله و نه پنهان است. معادل فارسیاش «آیا» یا «که آیا» است، هرچند در گفتار اغلب میگوییم «نمیدانم هوا خوب میشود یا نه». در آلمانی فعل صرفشدهٔ سؤال، مثلاً wird، به آخر جمله میرود.
این کلمه بیشتر بعد از فعلهایی مثل wissen یعنی «دانستن» و fragen یعنی «پرسیدن» میآید. اگر جملهٔ اصلی خودش سؤال باشد، آخر کل جمله علامت سؤال میگذاریم، ولی فعل جملهٔ وابسته باز هم در آخر است.
بزرگترین دام برای فارسیزبانها اینجاست. در فارسی گفتاری گاهی «اگر» را به جای «آیا» میگوییم، مثلاً «نمیدانم اگر فردا بیاید». این ترجمهٔ تحتاللفظی در آلمانی غلط است. کلمهٔ wenn فقط برای شرط و زمان است؛ هر جا بتوانید «آیا» بگذارید، باید ob بگویید.
| »Ich weiß nicht, ob das Wetter gut wird«, sagt Sara. | سارا میگوید: «نمیدانم هوا خوب میشود یا نه.» |
| Weißt du, ob wir hier schwimmen können? | میدانی که آیا اینجا میتوانیم شنا کنیم؟ |
| Ich weiß nicht, ob Sara morgen kommt. | نمیدانم سارا فردا میآید یا نه. |
| Wenn Sara morgen kommt, gehen wir schwimmen. | اگر سارا فردا بیاید، شنا میرویم. |
سؤال با کلمهٔ پرسشی داخل جمله
سؤالهایی که با کلمهٔ پرسشی شروع میشوند، مثل wann یعنی «کی»، wo یعنی «کجا» و was یعنی «چه»، هم میتوانند جملهٔ وابسته شوند. این بار ob لازم نیست: خود کلمهٔ پرسشی سر جایش میماند و فعل صرفشده به آخر میرود.
در آلمانی این شکل مؤدبانهتر از سؤال مستقیم است. با غریبهها، در ایستگاه یا مغازه، بهتر است اول بگویید «میتوانید به من بگویید» و بعد سؤال را به شکل جملهٔ وابسته بیاورید. سارا در ایستگاه قطار دقیقاً همین کار را میکند.
چند شروع پرکاربرد را حفظ کنید: «نمیدانم»، «میدانی» و «میتوانید به من بگویید». بعد از هر سه ویرگول میآید و بعد کلمهٔ پرسشی. اگر جملهٔ اصلی سؤال است، آخر جمله علامت سؤال بگذارید.
| Wann fährt der Zug? – Aber ich weiß nicht, wann der Zug fährt. | قطار کی حرکت میکند؟ – ولی نمیدانم قطار کی حرکت میکند. |
| Können Sie mir sagen, wann der Zug nach Rostock fährt? | میتوانید به من بگویید قطار روستوک کی حرکت میکند؟ |
| Wissen Sie, wo der Bahnhof ist? | میدانید ایستگاه قطار کجاست؟ |
| Weißt du, was ein Eis kostet? | میدانی یک بستنی چند است؟ |
فعل وجهی و فعل جداشدنی، و یک فهرست کوتاه
اگر در جملهٔ وابسته فعل وجهی باشد، مثل können یا müssen، همان قاعدهٔ درس قبل برقرار است: مصدر پیش از آخر میآید و فعل وجهی صرفشده در آخرِ آخر. فعلهای جداشدنی هم در جملهٔ وابسته دوباره یکپارچه میشوند و کامل در آخر جمله میآیند.
برای هر جمله این فهرست را مرور کنید. اول، معنی را بسنجید: شرط یا تکرار یعنی wenn، «آیا» یعنی ob، و سؤال با کلمهٔ پرسشی یعنی همان کلمه. دوم، ویرگول را فراموش نکنید. سوم، فعل صرفشده در آخر باشد. چهارم، اگر جملهٔ وابسته اول آمد، جملهٔ اصلی با فعل شروع شود.
برای تمرین، دفعهٔ بعد در ایستگاه یا مغازه سؤالتان را مؤدبانه بپرسید: به جای سؤال مستقیم با «میتوانید به من بگویید» شروع کنید و بعد کلمهٔ پرسشی را بیاورید. بعد از چند بار، ترتیب درست خودبهخود به زبانتان میآید.
| Mina fragt ihre Nachbarin, ob sie die Katze füttern kann. | مینا از همسایهاش میپرسد که آیا میتواند به گربه غذا بدهد. |
| Weißt du, ob Zafran allein bleiben kann? | میدانی که آیا زعفران میتواند تنها بماند؟ |
| Ich weiß nicht, wann Mina morgen aufsteht. | نمیدانم مینا فردا کی بیدار میشود. |
| Mina ist immer müde, wenn sie früh aufstehen muss. | مینا همیشه خسته است، وقتی مجبور است زود بیدار شود. |
| Frage oder Satz | Nebensatz |
|---|---|
| Wird das Wetter gut? | Ich weiß nicht, ob das Wetter gut wird. |
| Können wir hier schwimmen? | Weißt du, ob wir hier schwimmen können? |
| Wann fährt der Zug? | Können Sie mir sagen, wann der Zug fährt? |
| Es regnet. Wir bleiben zu Hause. | Wenn es regnet, bleiben wir zu Hause. |
| Sie kommen früh. Sie bekommen einen Platz. | Wenn Sie früh kommen, bekommen Sie einen Platz. |
مثالها
| »Ich weiß nicht, ob das Wetter gut wird«, sagt Sara. | سارا میگوید: «نمیدانم هوا خوب میشود یا نه.» |
| »Wenn es regnet, bleiben wir lieber zu Hause.« | «اگر باران بیاید، بهتر است خانه بمانیم.» |
| »Können Sie mir sagen, wann der Zug nach Rostock fährt?« | «میتوانید به من بگویید قطار روستوک کی حرکت میکند؟» |
| Mina fragt ihre Nachbarin, ob sie die Katze füttern kann. | مینا از همسایهاش میپرسد که آیا میتواند به گربه غذا بدهد. |
اشتباههای رایج
Ich weiß nicht, wenn das Wetter gut wird.
✓ Ich weiß nicht, ob das Wetter gut wird.اینجا منظور «آیا» است، نه «اگر». فارسی گفتاری گاهی «اگر» میگوید، اما در آلمانی برای سؤال بله و نه فقط ob درست است.
Wenn es regnet, wir bleiben zu Hause.
✓ Wenn es regnet, bleiben wir zu Hause.جملهٔ شرطی جایگاه اول را گرفته است، پس جملهٔ اصلی باید با فعل شروع شود و فاعل بعد از آن بیاید: فعل، ویرگول، فعل.
Können Sie mir sagen, wann fährt der Zug?
✓ Können Sie mir sagen, wann der Zug fährt?سؤال داخل جمله دیگر سؤال مستقیم نیست. کلمهٔ پرسشی اول میآید، بعد فاعل، و فعل صرفشده به آخر جمله میرود.
Ich weiß nicht, ob kann sie allein bleiben.
✓ Ich weiß nicht, ob sie allein bleiben kann.بعد از ob ترتیب سؤال مستقیم را نگه ندارید. فاعل بلافاصله بعد از ob میآید و فعل وجهی صرفشده آخرین کلمهٔ جمله است.
Weißt du, ob wir können hier schwimmen?
✓ Weißt du, ob wir hier schwimmen können?فعل وجهی در جملهٔ وابسته وسط جمله نمیماند. مصدر پیش از آخر میآید و فعل وجهی صرفشده در آخر.
داستان این درس
Wenn die Sonne scheint — داستان کوتاه آلمانی سطح A2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.