گرامر · همهٔ داستان‌ها

حرف‌های اضافهٔ دوحالته: کجا؟ یا به کجا؟ (Wechselpräpositionen: wo? oder wohin?)

سطح A2

نُه حرف اضافه هم می‌توانند Akkusativ بگیرند و هم Dativ. سؤال تعیین می‌کند کدام: اگر بپرسیم «به کجا؟» و چیزی به سمت جایی حرکت کند، Akkusativ می‌آید؛ اگر بپرسیم «کجا؟» و چیزی از قبل در جایی باشد، Dativ می‌آید. فعل‌هایی مثل stellen و legen معمولاً با «به کجا؟» می‌آیند، و فعل‌هایی مثل stehen و liegen با «کجا؟».

Neun Präpositionen können Akkusativ oder Dativ haben: in, an, auf, neben, vor, hinter, unter, über und zwischen. Die Frage entscheidet. Wohin? Es gibt eine Bewegung zu einem Ziel, dann steht der Akkusativ: Sara stellt die Bücher ins Regal. Wo? Etwas ist schon an einem Ort, dann steht der Dativ: Die Bücher stehen im Regal. Verben wie stellen, legen, hängen und setzen fragen oft wohin, stehen, liegen, hängen und sitzen fragen wo.

نُه حرف اضافهٔ دوحالته و یک سؤال: کجا یا به کجا؟

در درس قبل هفت حرف اضافه دیدیم که همیشه Dativ می‌گیرند، مثل mit و zu. این درس دربارهٔ نُه حرف اضافهٔ دیگر است که دوحالته‌اند: in «در»، an «به» یا «کنارِ»، auf «روی»، neben «کنار»، vor «جلوی»، hinter «پشت»، unter «زیر»، über «بالای» و zwischen «بین». حالت بعد از آن‌ها به معنی جمله بستگی دارد.

فقط یک سؤال تعیین می‌کند کدام حالت درست است. اگر بپرسیم wohin یعنی «به کجا؟» و چیزی به سمت هدفی حرکت کند، Akkusativ می‌آید. اگر بپرسیم wo یعنی «کجا؟» و چیزی از قبل در جایی باشد و فقط موقعیتش را بگوییم، Dativ می‌آید. حرکت یعنی رفتن به جای تازه؛ بچه‌ای که در باغ بازی می‌کند، در همان باغ می‌ماند.

فارسی اینجا هیچ کمکی نمی‌کند. ما هم می‌گوییم «کتاب را روی میز می‌گذارم» و هم «کتاب روی میز است»؛ در هر دو «روی» می‌آید. «در» و «کنار» هم همین‌طورند. پس به حس فارسی تکیه نکنید و همیشه اول سؤال را بپرسید.

Sara stellt die Bücher ins Regal.سارا کتاب‌ها را در قفسه می‌چیند.
Jetzt steht das Bett neben dem Fenster.حالا تخت کنار پنجره است.
Die Kinder spielen im Garten.بچه‌ها در باغ بازی می‌کنند.

حرف تعریف در دو حالت، کنار هم

در حالت Akkusativ فقط مذکر تغییر می‌کند: der به den تبدیل می‌شود، ولی die و das و حرف تعریف جمع همان می‌مانند. در حالت Dativ مذکر و خنثی dem می‌گیرند، مؤنث der و جمع den، و اسم جمع یک n اضافه می‌گیرد.

چند جفت را کنار هم ببینید. کلمهٔ Boden مذکر است: برای حرکت auf den و برای مکان auf dem. کلمهٔ Wand مؤنث است: برای حرکت an die و برای مکان an der. کلمهٔ Regal خنثی است: ins برای حرکت و im برای مکان.

چند ترکیب رایج را هم بشناسید: ins از in و das، im از in و dem، ans از an و das، am از an و dem، و aufs از auf و das. ترکیب‌های im و am تقریباً همیشه به کار می‌روند؛ ترکیب aufs بیشتر در گفتار است.

Mina legt einen Teppich vor das Sofa.مینا فرشی جلوی مبل پهن می‌کند.
Die Katze sitzt oben auf dem Regal, zwischen den Büchern!گربه آن بالا روی قفسه نشسته، میان کتاب‌ها!
»Zafran, komm sofort auf den Boden!««زعفران، فوراً بیا پایین!»
Aber die Katze springt aufs Bett und schläft auf dem Kissen ein.اما گربه روی تخت می‌پرد و روی بالش خوابش می‌برد.

فعل‌های جفت: گذاشتن و بودن

آلمانی برای «گذاشتن» و «بودن در جایی» فعل‌های جفت دارد. فعل‌های حرکتی مفعول دارند و با wohin و Akkusativ می‌آیند؛ فعل‌های حالت مفعول ندارند، فقط می‌گویند چیزی کجاست و با wo و Dativ می‌آیند.

جفت‌ها این‌ها هستند: stellen «ایستاده گذاشتن» و stehen «ایستاده بودن»، legen «خوابیده گذاشتن» و liegen «خوابیده بودن»، setzen «نشاندن» و sitzen «نشسته بودن». فعل stellen برای چیزهایی است که سرپا می‌ایستند، مثل بطری یا کتاب در قفسه؛ فعل legen برای چیزهایی است که صاف روی سطح قرار می‌گیرند، مثل فرش یا کلید.

فعل hängen دو معنی و دو صرف دارد. وقتی کسی چیزی را آویزان می‌کند، صرفش باقاعده است، یعنی hängte و gehängt، و با Akkusativ می‌آید. وقتی چیزی آویزان است، صرفش بی‌قاعده است، یعنی hing و gehangen، و با Dativ می‌آید. در زمان حال هر دو شکل hängt دارند، پس فقط مفعول و سؤال فرق را نشان می‌دهند.

Dann hängt sie ein Bild an die Wand.بعد تابلویی به دیوار آویزان می‌کند.
Zum Schluss hängen die zwei Freundinnen die neue Lampe über den Tisch.در آخر دو دوست چراغ تازه را بالای میز آویزان می‌کنند.
Die Lampe hängt jetzt über dem Tisch, und die Bücher stehen im Regal.حالا چراغ بالای میز آویزان است و کتاب‌ها در قفسه‌اند.
Lukas legt den Schlüssel auf den Tisch. Jetzt liegt der Schlüssel auf dem Tisch.لوکاس کلید را روی میز می‌گذارد. حالا کلید روی میز است.

هر حرف اضافه یک تصویر

هر حرف اضافه تصویری در ذهن دارد. کلمهٔ in یعنی داخل چیزی، مثل کتاب در جعبه. کلمهٔ auf یعنی روی سطح افقی و چسبیده به آن، مثل فنجان روی میز. کلمهٔ an یعنی چسبیده به سطح عمودی یا کنار لبهٔ چیزی، مثل تابلو روی دیوار. کلمهٔ über یعنی بالای چیزی بدون تماس، مثل چراغی که بالای میز آویزان است، و unter یعنی زیر چیزی.

کلمهٔ neben یعنی کنار و هم‌ردیف، vor یعنی جلوی چیزی، hinter یعنی پشت آن، و zwischen یعنی میان دو یا چند چیز.

بزرگ‌ترین دام برای فارسی‌زبان‌ها an و auf است، چون در فارسی برای هر دو «روی» می‌گوییم. تابلو «روی دیوار» است، اما آلمانی می‌گوید an، چون دیوار عمودی است. کتاب «روی میز» است و آلمانی می‌گوید auf، چون میز افقی است. کنار دریا و کنار رودخانه هم با an می‌آیند.

Das Bild hängt an der Wand.تابلو روی دیوار آویزان است.
Das Buch liegt auf dem Tisch.کتاب روی میز است.
Die Katze ist nicht unter dem Tisch und nicht hinter dem Sofa.گربه نه زیر میز است و نه پشت مبل.
Im Sommer sind wir oft am Meer.تابستان‌ها اغلب کنار دریا هستیم.

نکته‌های کاربردی و یک یادآور کوچک

پیش از انتخاب حرف تعریف، از فعل بپرسید: wohin یا wo؟ اگر فعل حرکتی است و چیزی جابه‌جا می‌شود، Akkusativ بنویسید؛ اگر حالتی را توصیف می‌کند، Dativ. فعل‌هایی مثل gehen و springen معمولاً «به کجا؟» دارند و sein و wohnen «کجا؟».

وقتی این حرف‌ها برای زمان به کار می‌روند، همیشه Dativ می‌گیرند و سؤال «به کجا؟» معنی ندارد: am Montag «دوشنبه»، am Abend «عصر»، im Sommer «تابستان». همین‌طور vor به معنی «پیش» و in به معنی «بعد از» یا «دیگر»، مثل «یک هفته پیش» و «یک ماه دیگر».

یک یادآور کوچک برای مذکر و خنثی: حرکت با n و s، مکان با m. شکل‌های den و ins و ans یعنی حرکت، شکل‌های dem و im و am یعنی مکان.

Am Samstag kommt endlich das Bett.شنبه بالاخره تخت می‌رسد.
Vor einer Woche war ich noch in der alten Wohnung.یک هفته پیش هنوز در خانهٔ قدیمی بودم.
Wohin gehst du? – In die Küche.کجا می‌روی؟ – به آشپزخانه.
Wo bist du? – In der Küche.کجایی؟ – در آشپزخانه.
PräpositionWohin? (Akkusativ)Wo? (Dativ)
inins Regalim Regal
aufauf den Bodenauf dem Regal
anan die Wandan der Wand
nebenneben das Fensterneben dem Fenster
vorvor das Sofavor dem Sofa
hinterhinter das Sofahinter dem Sofa
unterunter den Tischunter dem Tisch
überüber den Tischüber dem Tisch
zwischenzwischen die Bücherzwischen den Büchern

مثال‌ها

Sara stellt die Bücher ins Regal.سارا کتاب‌ها را در قفسه می‌چیند.
Die Bücher stehen im Regal.کتاب‌ها در قفسه‌اند.
»Wohin stellen wir das Bett?« »Neben das Fenster.««تخت را کجا بگذاریم؟» «کنار پنجره.»
Jetzt steht das Bett neben dem Fenster.حالا تخت کنار پنجره است.

اشتباه‌های رایج

داستان این درس

Wo ist Zafran? — داستان کوتاه آلمانی سطح A2 با ترجمهٔ فارسی و صوت.