واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

als ob

حرف ربط

انگار، گویی

در داستان‌ها

Die Großmutter tat so, als ob sie nichts gehört hätte.

مادربزرگ طوری رفتار کرد، انگار او چیزی نشنیده است.

Oma zieht um (سطح B2)