واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

als ob

حرف ربط · B2

انگار، گویی

در داستان‌ها

Die Großmutter tat so, als ob sie nichts gehört hätte.

مادربزرگ طوری رفتار کرد، انگار او چیزی نشنیده است.

Oma zieht um (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

die Ecke گوشه · einziehen ساکن شدن، به خانه‌ای رفتن · es sei denn مگر اینکه · falls اگر، در صورتی که · der Großvater پدربزرگ · hinaufsteigen بالا رفتن · hinaus بیرون · schweigen ساکت ماندن · selbe همان · der Sessel مبل تک‌نفره · sofern به شرط اینکه · der Sturz زمین خوردن، افتادن