واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

außer

حرف اضافه · B1

جز

در داستان‌ها

Sie hatte nichts vergessen, außer einer Sache: ein Buch, um im Wartezimmer nicht die ganze Zeit aufs Handy zu schauen.

او چیزی را فراموش نکرده بود، جز یک چیز: یک کتاب، تا در اتاق انتظار تمام مدت به گوشی نگاه نکند.

Bitte vergiss nichts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

hart سخت · die Information اطلاعات (باجه) · die Klinik کلینیک · das Krankenhaus بیمارستان · das Krankenhausessen غذای بیمارستان · die Krankenkasse بیمهٔ درمانی · melden گزارش کردن · messen اندازه گرفتن · nachts شب‌ها · nicht nur … sondern auch نه فقط …، بلکه … هم · ohne … zu بدون اینکه · das Ohr گوش