außer
جز
در داستانها
Sie hatte nichts vergessen, außer einer Sache: ein Buch, um im Wartezimmer nicht die ganze Zeit aufs Handy zu schauen.
او چیزی را فراموش نکرده بود، جز یک چیز: یک کتاب، تا در اتاق انتظار تمام مدت به گوشی نگاه نکند.
جز
Sie hatte nichts vergessen, außer einer Sache: ein Buch, um im Wartezimmer nicht die ganze Zeit aufs Handy zu schauen.
او چیزی را فراموش نکرده بود، جز یک چیز: یک کتاب، تا در اتاق انتظار تمام مدت به گوشی نگاه نکند.