واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

bevor

حرف ربط

پیش از اینکه

در داستان‌ها

Bevor sie das Haus verließ, trank sie schnell einen Kaffee.

پیش از اینکه از خانه بیرون برود، سریع یک قهوه نوشید.

Der Tag der Prüfung (سطح B1)