bevor
پیش از اینکه
در داستانها
Bevor sie das Haus verließ, trank sie schnell einen Kaffee.
پیش از اینکه از خانه بیرون برود، سریع یک قهوه نوشید.
واژههای مرتبط
die Uhr ساعت · lesen خواندن · die Mutter مادر · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · anrufen زنگ زدن · lange مدت زیادی · sehen دیدن · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · schon حالا دیگر، قبلاً · vor جلوی؛ از (ترس) · das Haus ساختمان، خانه · die Woche هفته