واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

das Bier

اسم · جمع: Biere · B1

آبجو

در داستان‌ها

»Ich werde dir ein Bier ausgeben.

«من به تو یک آبجو مهمان خواهم کرد.

Es geht aufwärts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

zuhören گوش دادن · der Arzt دکتر، پزشک · die Nacht شب · der Schrank کابینت، کمد · wehtun درد گرفتن · die Ärztin پزشک (زن) · aufstehen بلند شدن · der Fußball فوتبال · besuchen به دیدن رفتن · der Chef رئیس · danke ممنون · langsam آهسته، آرام