das Bier
آبجو
در داستانها
»Ich werde dir ein Bier ausgeben.
«من به تو یک آبجو مهمان خواهم کرد.
واژههای مرتبط
zuhören گوش دادن · der Arzt دکتر، پزشک · die Nacht شب · der Schrank کابینت، کمد · wehtun درد گرفتن · die Ärztin پزشک (زن) · aufstehen بلند شدن · der Fußball فوتبال · besuchen به دیدن رفتن · der Chef رئیس · danke ممنون · langsam آهسته، آرام