واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

das Bier

اسم · جمع: Biere

آبجو

در داستان‌ها

»Ich werde dir ein Bier ausgeben.

«من به تو یک آبجو مهمان خواهم کرد.

Es geht aufwärts (سطح B1)