واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

der Bote

اسم · جمع: Boten

پیک، مأمور پست

در داستان‌ها

»Der Bote wird es bei einem Nachbarn abgegeben haben.«

«لابد مأمور پست آن را پیش یکی از همسایه‌ها گذاشته است.»

Das verschwundene Paket (سطح B2)

»Aber der Bote soll heute sehr in Eile gewesen sein.

«اما می‌گویند مأمور پست امروز خیلی عجله داشته است.

Das verschwundene Paket (سطح B2)

Der Bote wird die Etagen verwechselt haben.«

لابد مأمور پست طبقه‌ها را اشتباه گرفته است.»

Das verschwundene Paket (سطح B2)