der Bote
پیک، مأمور پست
در داستانها
»Der Bote wird es bei einem Nachbarn abgegeben haben.«
«لابد مأمور پست آن را پیش یکی از همسایهها گذاشته است.»
»Aber der Bote soll heute sehr in Eile gewesen sein.
«اما میگویند مأمور پست امروز خیلی عجله داشته است.
Der Bote wird die Etagen verwechselt haben.«
لابد مأمور پست طبقهها را اشتباه گرفته است.»
واژههای مرتبط
erleichtert آسوده · der Keller زیرزمین · das Erdgeschoss طبقهٔ همکف · der Sohn پسر · werden فعل کمکی زمان آینده (خواهم، خواهی، خواهد) · darüber دربارهٔ آن · letzt گذشته؛ آخرین · öffnen باز کردن · sich freuen خوشحال شدن؛ خوشحال بودن، منتظر بودن (auf) · der Dienstag سهشنبه · dürfen اجازه داشتن · die Hand دست