واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

drinnen

قید

داخل، تو

در داستان‌ها

Drinnen war es dunkel, aber auf dem Boden lag ein Brief mit ihrem Namen.

داخل تاریک بود، اما روی زمین نامه‌ای با نام او افتاده بود.

Der Schlüssel (سطح A2)