واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

die Ecke

اسم · جمع: Ecken · B2

گوشه

در داستان‌ها

Die Großmutter ging langsam durch die Zimmer, als wollte sie jede Ecke prüfen.

مادربزرگ آهسته از میان اتاق‌ها گذشت، انگار می‌خواست هر گوشه را وارسی کند.

Oma zieht um (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

nicht نه · in در · am در (an + dem) · haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · als انگار (فعل بلافاصله بعد از آن) · als ob انگار، گویی · besichtigen بازدید کردن، دیدن (خانه) · einziehen ساکن شدن، به خانه‌ای رفتن · es sei denn مگر اینکه