واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

die Ecke

اسم · جمع: Ecken

گوشه

در داستان‌ها

Die Großmutter ging langsam durch die Zimmer, als wollte sie jede Ecke prüfen.

مادربزرگ آهسته از میان اتاق‌ها گذشت، انگار می‌خواست هر گوشه را وارسی کند.

Oma zieht um (سطح B2)