واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

eine Rede halten

اصطلاح · B2

سخنرانی کردن

در داستان‌ها

Die Leiterin bat Farah, eine kurze Rede zu halten.

مدیر مرکز از فرح خواست، یک سخنرانی کوتاه بکند.

Ein Jahr später (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · wie مثل؛ چطور · so این‌طور، چنین؛ چه (تعجب) · vor جلوی؛ از (ترس) · viel خیلی · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · auch همچنین، حتی · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · noch هنوز