eine Rede halten
سخنرانی کردن
در داستانها
Die Leiterin bat Farah, eine kurze Rede zu halten.
مدیر مرکز از فرح خواست، یک سخنرانی کوتاه بکند.
سخنرانی کردن
Die Leiterin bat Farah, eine kurze Rede zu halten.
مدیر مرکز از فرح خواست، یک سخنرانی کوتاه بکند.