falls
اگر، در صورتی که
در داستانها
»Oma, falls du doch umziehen willst, helfe ich dir«, sagte Lea vorsichtig.
«مامانبزرگ، اگر تو بالاخره بخواهی نقل مکان کنی، من به تو کمک میکنم»، لئا با احتیاط گفت.
»Falls ich hier einziehe«, sagte sie schließlich, »nehme ich das Foto und meinen Sessel mit.«
«اگر من اینجا ساکن شوم»، او بالاخره گفت، «عکس و مبلم را با خودم میبرم.»