واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

fleißig

صفت · A2

پرتلاش، سخت‌کوش

در داستان‌ها

»Ich habe nicht gewusst, dass du so fleißig bist!«

«من نمی‌دانستم که تو این‌قدر پرتلاش هستی!»

Kian ist müde (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

endlich بالاخره، سرانجام · der Kollege همکار · schlafen خوابیدن · müde خسته · bis تا؛ تا وقتی که · brauchen لازم داشتن، به کار رفتن؛ استفاده کردن · das Deutsch زبان آلمانی؛ آلمانی · früh زود، قبلاً · rot قرمز · der Morgen صبح · lernen یاد گرفتن، آموختن · der Montag دوشنبه