واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

fleißig

صفت

پرتلاش، سخت‌کوش

در داستان‌ها

»Ich habe nicht gewusst, dass du so fleißig bist!«

«من نمی‌دانستم که تو این‌قدر پرتلاش هستی!»

Kian ist müde (سطح A2)