flüssig
روان
در داستانها
Seitdem sie ein Auslandssemester in Istanbul gemacht hatte, sprach sie Englisch flüssig.
از وقتی که او یک ترم خارج از کشور در استانبول گذرانده بود، انگلیسی را روان حرف میزد.
Persisch und den Dialekt beherrschte sie, Englisch war flüssig, Türkisch war ein Anfang.
فارسی و لهجه را او کاملاً بلد بود، انگلیسی روان بود، ترکی یک شروع بود.