واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

der Friseur

اسم · جمع: Friseure

آرایشگاه؛ آرایشگر

در داستان‌ها

Im Dezember ließ sie sich beim Friseur die Haare kurz schneiden.

در دسامبر او در آرایشگاه موهایش را کوتاه کرد.

Frau Berger lässt sich helfen (سطح B1)