füttern
füttert, fütterte, hat gefüttert
غذا دادن (به حیوان)
در داستانها
Mina fragt ihre Nachbarin, ob sie die Katze füttern kann.
مینا از همسایهاش میپرسد که آیا او میتواند به گربه غذا بدهد.
füttert, fütterte, hat gefüttert
غذا دادن (به حیوان)
Mina fragt ihre Nachbarin, ob sie die Katze füttern kann.
مینا از همسایهاش میپرسد که آیا او میتواند به گربه غذا بدهد.