füttern
füttert, fütterte, hat gefüttert
غذا دادن (به حیوان)
در داستانها
Mina fragt ihre Nachbarin, ob sie die Katze füttern kann.
مینا از همسایهاش میپرسد که آیا او میتواند به گربه غذا بدهد.
واژههای مرتبط
ob آیا، که آیا · regnen باران باریدن · die Sonne خورشید، آفتاب · sonnig آفتابی · der Platz جا · das Wasser آب · das Wetter هوا · aufstehen بلند شدن · die Nachbarin همسایه (زن) · der Zug قطار · der Bahnhof ایستگاه قطار · allein تنها