واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

gelten

فعل

gilt, galt, hat gegolten

معتبر بودن

در داستان‌ها

Der alte Preis galt wieder, und die fünf Euro bekam er zurück.

قیمت قدیمی دوباره معتبر بود، و آن پنج یورو را او پس گرفت.

Fünf Euro mehr (سطح B1)