gelten
gilt, galt, hat gegolten
معتبر بودن
در داستانها
Der alte Preis galt wieder, und die fünf Euro bekam er zurück.
قیمت قدیمی دوباره معتبر بود، و آن پنج یورو را او پس گرفت.
واژههای مرتبط
zur به (zu + der) · sich freuen خوشحال شدن؛ خوشحال بودن، منتظر بودن (auf) · der Termin وقت، قرار · der Brief نامه · dürfen اجازه داشتن · oder یا؛ نه؟ · vom از (von + dem) · die Frage سؤال · hören شنیدن · der Name نام · stellen مطرح کردن (سؤال)؛ قرار دادن · warten منتظر ماندن؛ منتظر ماندن (auf)