واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

gelten

فعل · B1

gilt, galt, hat gegolten

معتبر بودن

در داستان‌ها

Der alte Preis galt wieder, und die fünf Euro bekam er zurück.

قیمت قدیمی دوباره معتبر بود، و آن پنج یورو را او پس گرفت.

Fünf Euro mehr (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

zur به (zu + der) · sich freuen خوشحال شدن؛ خوشحال بودن، منتظر بودن (auf) · der Termin وقت، قرار · der Brief نامه · dürfen اجازه داشتن · oder یا؛ نه؟ · vom از (von + dem) · die Frage سؤال · hören شنیدن · der Name نام · stellen مطرح کردن (سؤال)؛ قرار دادن · warten منتظر ماندن؛ منتظر ماندن (auf)