واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

der Großvater

اسم · جمع: Großväter

پدربزرگ

در داستان‌ها

»In diesem Haus habe ich mit deinem Großvater gelebt.

«من در این خانه با پدربزرگت زندگی کرده‌ام.

Oma zieht um (سطح B2)