واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

grüßen

فعل · B1

grüßt, grüßte, hat gegrüßt

سلام کردن

در داستان‌ها

Dass die Nachbarn sich nur kurz grüßten, störte sie.

اینکه همسایه‌ها فقط کوتاه به هم سلام می‌کردند، او را اذیت می‌کرد.

Um ehrlich zu sein (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

die Werkstatt تعمیرگاه، کارگاه · die Zahl عدد · bereuen پشیمان شدن از · die Gelegenheit فرصت · die Gewohnheit عادت · hereinbitten به داخل دعوت کردن · der Kurs کلاس، دوره · das Land کشور · schwierig سخت · sich gewöhnen عادت کردن (an + Akk.)؛ عادت کردن (an) · sich melden دست بلند کردن، اعلام آمادگی کردن · die Sprache زبان