واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

der Händler

اسم · جمع: Händler

فروشنده، تاجر

در داستان‌ها

Sie ging aufmerksam über den Markt und hörte den Händlern zu.

او با دقت در بازار راه می‌رفت و به فروشنده‌ها گوش می‌داد.

Meine Sprachen (سطح B1)