واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

haften

فعل

haftet, haftete, hat gehaftet

مسئول بودن، ضامن بودن

در داستان‌ها

Die Bank haftete bei einer Sperre ohnehin.

بانک در صورت مسدودسازی به هر حال مسئول بود.

Die Karte ist weg (سطح B1)