واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

haften

فعل · B1

haftet, haftete, hat gehaftet

مسئول بودن، ضامن بودن

در داستان‌ها

Die Bank haftete bei einer Sperre ohnehin.

بانک در صورت مسدودسازی به هر حال مسئول بود.

Die Karte ist weg (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

sein بودن · und و · angeben دادن، اعلام کردن (اطلاعات) · der Arbeitgeber کارفرما · die Bank بانک · die Bedingung شرط · die Daten اطلاعات، داده‌ها · der Diebstahl دزدی · eher بیشتر، ترجیحاً · erreichbar در دسترس · erstatten جبران کردن، بازپرداخت کردن · die Filiale شعبه