واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

halt

ادات

دیگر، خب (برای چیزی که عوض نمی‌شود)

در داستان‌ها

»Na ja, so ist das halt beim Wandern.«

«خب، کوه‌پیمایی همین است دیگر.»

Auf dem Gipfel (سطح B2)