واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

halt

ادات · B2

دیگر، خب (برای چیزی که عوض نمی‌شود)

در داستان‌ها

»Na ja, so ist das halt beim Wandern.«

«خب، کوه‌پیمایی همین است دیگر.»

Auf dem Gipfel (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

sagen گفتن · sein بودن · und و · atmen نفس کشیدن · die Aussicht منظره · der Berg کوه · die Bergziege بز کوهی · der Gipfel قله · herausholen بیرون آوردن · na ja خب، چه می‌شود کرد · na klar معلوم است، البته · der Rückweg راه برگشت