واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

das Hinausgehen

اسم · B1

بیرون رفتن

در داستان‌ها

Beim Hinausgehen sah er ein Plakat an der Wand.

موقع بیرون رفتن او پوستری روی دیوار دید.

Fünf Euro mehr (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

danach بعد از آن · darauf روی آن؛ به آن، منتظر آن · davon از آن · sonst همیشه، در غیر این صورت · vorher قبلاً، از قبل · die Stadt شهر · prüfen بررسی کردن · einfach همین‌طوری، به‌سادگی؛ فقط · die Firma شرکت · erklären توضیح دادن · als به‌عنوانِ؛ وقتی که · passen مناسب بودن، خوردن به