واژه‌نامه · همهٔ داستان‌ها

das Hinausgehen

اسم

بیرون رفتن

در داستان‌ها

Beim Hinausgehen sah er ein Plakat an der Wand.

موقع بیرون رفتن او پوستری روی دیوار دید.

Fünf Euro mehr (سطح B1)