in Betrieb nehmen
راهاندازی کردن، به کار انداختن
در داستانها
»Unser größter Kunde hat eine Anfrage gestellt: Er möchte das neue Programm schon im März in Betrieb nehmen.«
«بزرگترین مشتری ما یک درخواست داده است: او میخواهد برنامهٔ جدید را همین ماه مارس راهاندازی کند.»